خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی و خودشناسی چیست و به چه دردی می خورد؟

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی و خودشناسی یکی از درگیری های ذهنی آدم ها از قدیم تا الان بوده و هست.

شاید برای تو هم اتفاق افتاده باشد که از خودت بپرسی:

  • واقعا من کی هستم؟
  • برای چی هستم؟ چرا خلق شدم؟
  • اینجا چی کار می کنم؟ چرا در جایگاه کنونی هستم؟

نمی دانم چه جوابی به این مدل سوالات ذهنی خودت دادی! و اصلا چه چیزی باعث شده که این سوالات به ذهن تو راه پیدا کند؟

سوالات خودآگاهی

به سه سوال بالا این سوالات را هم اضافه کن:

  • تو چقدر خودت را می شناسی؟ (با جزئیات دقیق بگو مثلا معنی اسم و فامیلت چیه؟ چه مدل اخلاقی داری؟)
  • تو چه توانایی ها و استعدادهایی داری؟
  • ارزش ها و باورها تو چیست؟
  • به چه چیزهایی علاقه داری؟ عاشق چه کسی چه چیزی و چه کاری هستی؟
  • نظر خودت و دیگران درباره تو چیست؟
  • نظر خودت و دیگران را مقایسه کن و بگو کدام یک بیشتر برای تو اهمیت دارند؟
  • تو چه ویژگی های مثبت و منفی داری؟
  • چه کسی بیشتر از همه تو را می شناسد؟
  • معنای زندگی کردن از نظر تو چیست؟
  • چه اهداف و رویاهایی را دنبال می کنی؟ بزرگترین رویای تو چیست؟
  • تاحالا چه سختی ها و مشکلاتی را تحمل کرده ای؟ الان بزرگترین مشکل زندگی تو چیست؟
  • تاحالا چه کتاب هایی را غیر از مدرسه و دانشگاه خوانده ای؟ اسم آخرین کتاب را بگو.
  • چه چیزهایی یا چه کسانی به تو انگیزه می دهند؟ چرا؟
  • از موفقیت دیگران خوشحال می شوی یا ناراحت؟ چرا؟
  • وقتی با نظر دیگران مخالف هستی، چه کار می کنی؟
  • و سه سوال مهم از خودت بپرس که شاید از نظر من مهم نبوده است!

هر کسی برای اینکه بتواند جواب این سوالات را پیدا کند باید کمی درباره خودش بیشتر بداند که به آن خودآگاهی گفته می شود.

تعریف خودآگاهی

اگر بخواهم یک جمله برای تعریف خودآگاهی بگویم، آن جمله این است:

تو چه نظری درباره خودت داری و نسبت به این نظر، چه حسی به خودت داری.

تعریف خودآگاهی

تجربه های تو در زندگی روزمره باعث می شود نسبت به خودت نظر بدهی و نوع نگاه تو به خودت، احساسات خوب و بد تو را رقم می زند.

البته دیگران هم تو را قضاوت می کنند و نظرات خودشان را می گویند و در نهایت باز هم نمره ای که تو به خودت می دهی، احساسات خوب و بد تو را رقم می زند.

برای مثال:

وقتی تنها هستی با خودت می گویی که من آدم تنهایی هستم و هیچکس مرا دوست ندارد، به همین خاطر احساس ناراحتی و توهم می کنی.

وقتی در کنار خانواده هستی با خودت می گویی که من چقدر خوشبخت و شادم در نتیجه احساس امنیت و آرامش بیشتری می کنی.

وقتی خودت یا دیگران به تو می گویند: احمق! 🙁 تو با خودت می گویی آره من احمقم! در نتیجه حس بدی پیدا می کنی.

وقتی خودت یا دیگران به تو می گویند: باهوش! 🙂 تو با خودت می گویی آراه من باهوشم! در نتیجه حس خوبی پیدا می کنی.

خود واقعی و خود غیرواقعی

خود واقعی یعنی دقیقا همان چیزی که الان هستی.

خود غیرواقعی یا خود ایده آل یعنی دقیقا همان چیزی که الان نیستی! و می خواهی باشی.

مثلا تو در محل کارت با دیگران دل می دهی و قلوه می گیری 🙂 ولی به محض اینکه می رسی خانه برج زهرِمار می شوی 🙁 و نمی توان تو را به یک مَن عسل هم خورد!

اگر خود واقعی باشی و خودت را با تمام نقاط قوت و ضعف بپذیری، نظرت نسبت به خودت خوب خواهد شد.

اگر دنبال خود غیرواقعی باشی و همیشه درحال نقش بازی کردن باشی، هیچ وقت نظر و حست نسبت به خودت خوب نخواهد شد.

خودآگاهی و خودشناسی در نهایت به تو حس خوب یا بد منتقل می کنند!

شاید بپرسی مگر نباید با خودآگاهی و خودشناسی دیگر تمام احساسات ما مثبت و قوی باشد؟

قرار نیست مثل یک ربات باشی و فقط حس خوب داشته باشی!

قرار است با وجود حس بد و منفی از جایت بلند شده و به سمت حس خوب و مثبت بروی.

قرار است با وجود نظرات خوب و بد دیگران، تو اولین و آخرین نفری باشی که به خودت نظر می دهی و حس خوب را می سازی.

قرار است با خودآگاهی به خود واقعی برسی و بدانی که تو الان خود ایده آل نیستی

پس فیلم بازی نکن! 🙂

تو با خود واقعی و دوست داشتن خودت می توانی با قدرت زیادی به زندگی پُر چالش ادامه دهی و مشکلات را حل کنی و به خواسته هایت برسی.

برای تبدیل شدن به چنین آدمی، باید از چهار چرخ خودآگاهی استفاده کنی.

چهار چرخ خودآگاهی

خودآگاهی چیست

علاقه، مهارت، باور و شخصیت چهار چرخ خودآگاهی اند. و تو را به حرکت در می آورند.

  • چرخ اول: علاقه

علاقه و عشق از همان بچگی در وجود تو بوده و الان هم هست. ولی خیلی از آدم ها این علاقه و عشق را در خودشان کور کرده اند و الان:

در جایی زندگی می کنند که علاقه ای به آن ندارند…

در جایی کار می کنند که به شدت از آن بیزار هستند…

با کسی زندگی می کنند که عاشقش نیستند…

اگر عاشق نباشی بزودی نفرت جایگزین عشق خواهد شد.

از خودت بپرس به چه چیزهایی به چه کسانی به چه کاری علاقه داری؟

عشق به تو حس و حال خوب می دهد و نفرت بزودی تو را نابود خواهد کرد.

پس همین الان یک لیست ده تایی از علاقه مندی های خودت را بنویس و برای من بفرست تا بگویم چه کار باید بکنی.

  • چرخ دوم: مهارت

اگر لیست علاقه مندی هایت را نوشتی که حتما همینطور است، حالا باید از عشق و علاقه خودت لذت ببری و کاری کنی تا دیگران هم از این عشق و علاقه تو لذت ببرند.

در مدارس و دانشگاه های ما موضوع کاملا برعکس است! 🙂 🙁

اول به تو مهارت یاد می دهند و بعد می گویند عاشق این مهارت باش!

برای تحقیق در مورد خودآگاهی و فهمیدن اینکه دیگران به خودآگاهی رسیده اند یا نه کافیست سری به شغل ها بزنید و با شاغلین صحبت کنید.

برای مثال:

دندانپزشکی را می شناسم که مهارت دارد ولی هنوز عاشق آن نیست! با وجود درآمد ماهی چند ده میلیون تومان، دوست دارد شغل دیگری انتخاب کند.

پزشکانی را می شناسم که مهارت طبابت دارند ولی هنوز عاشق آن نشده اند! چون اکثر آن ها در پُست های مدیریتی هستند نه در جایگاه پزشک و طبابت.

کارمندانی را می شناسم که مهارت دارند ولی به شدت از کارشان نفرت دارند و فقط به خاطر حقوق ناچیز ماهیانه مجبورند بدون عشق کار کنند. یعنی اگر ۲۰۰ میلیون تومان به آن ها بدهی حاضر نیستند یک ثانیه در کارمندی بمانند.

کارگرانی را می شناسم که مهارت فنی دارند و در سخت ترین شرایط ممکن کار می کنند ولی عاشق نیستند.

و برعکس کسانی هستند که عشق و علاقه خودشان را دنبال کرده و با تبدیل آن به مهارت، الان عاشق هستند.

استثنا!!!

فقط در یک موضوع اول باید مهارت کسب کنی و بعد عاشق شوی!

البته در این مورد استثنا هم در مدارس و دانشگاه های ما خبری نیست! و این موضوع چیزی نیست جز زندگی.

کسی به تو یاد نمی دهد چطور باید زندگی کنی؟ چرا و چطور باید ازدواج کنی؟ چطور باید تفاهم داشته باشی؟

پس همین الان به لیست ده تایی علاقه و عشق خودت مراجعه کن و بزرگترین علاقه مندی خودت را انتخاب کن.

اولین کاری که باید انجام دهی این است که تحقیق کنی و حداقل سه مقاله و یک کتاب درباره بزرگترین عشق و علاقه ات بخوانی.

  • چرخ سوم: باور

باور یعنی همان چیزی که تو قلباً و باطناً آن را قبول داری.

اگر تو باور داری که آدم بدبخت و بیچاره ای هستی یعنی قبول داری که اینطوری خلق شدی و تقصیر تو نیست!

پس ارزش های تو بر اساس همین باور شکل می گیرد. به خودت برچسب می زنی، ضعف هایت را بزرگ می کنی، خودت را دست کم می گیری و دیگران و خودت را قضاوت می کنی.

در نتیجه نگاه تو به دیگران نگاه با عشق نیست مثلا از ثروتمندان نفرت داری و می گویی آن ها خون تو را در شیشه کرده اند و پولدار شده اند یا از موفقیت دیگران خوشحال نمی شوی و حسادت می کنی.

باورهای تو ارزش ها و نگرش های تو را می سازند.

تو از باورهایت غافل شدی و نمی دانی کسانی که الان زندگی و حس و حال خوبی دارند، دنبال عشق و علاقه و مهارت خودشان رفته اند و سال های سال روی باورهایشان کار کرده اند، سال های سال سختی کشیده اند و شکست خورده اند.

باورهایت را معلوم کن چون می توان آن ها را تغییر دهی و اصلاح کنی.

پس همین الان یکی از باورهای خودمخرب و محکوم به شکست خودت را مطرح کن تا آن را به یک باور قوی و مثبت تبدیل کنیم.

اگر دوست داشتی می توانی از محصول صوتی باورهای خودمخرب و محکوم به شکست هم استفاده کنی.

چون وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار داری و تا اینجای مقاله با من همراه بودی، من هم برای تو ارزش قائل می شوم و الان:

می توانی با ۵۰% تخفیف ویژه باورهای محکوم به شکست را تهیه کنی و باورهایت را تغییر دهی.

باورهای محکوم به شکست

کد تخفیف پنجاه درصدی: self

همین الان از تخفیف ۵۰ درصد استفاده کن

  • چرخ چهارم: شخصیت

شانزده تیپ شخصیتی داریم یعنی تو هم یکی از شانزده تیپ هستی و با شانزده مدل آدم متفاوت روبرو هستی که افکار، اجساسات، رفتار، ویژگی ها و نظرات متفاوت دارند.

مثلا تیپ شخصیتی من INFJ هست. خیلی کوتاه و مختصر می گویم:

I یعنی درونگرا هستم و کانون انرژی من، درون من و تنهایی است. پس تمرکز بالایی دارم و نویسنده خوبی هستم. 🙂

N یعنی شهودی هستم و منبع دریافت اطلاعات من عقل و منطق است. پس زودباور نیستم و راحت هر چیزی را قبول نمی کنم. 🙂

F یعنی احساسی هستم و معیار تصمیم گیری من عواطف و احساساتم است. پس مهربان، صادق، زودرنج و دلسوز هستم. 🙂

J یعنی دقیق و منظم هستم و سبک اجرایی من قضاوتی و قانون مداری است. پس خیلی زود و قاطعانه تصمیم می گیرم و سریع اقدام می کنم. 🙂

و بزرگانی مثل کارل گوستاو یونگ، افلاطون، گاندی، امام خمینی و هیتلر نمونه هایی از تیپ شخصیتی INFJ هستند.

نکته مهم اینجاست که شخصیت تو به تو قدرت خودآگاهی و ادامه مسیر زندگی را می دهد و باعث می شود با خودت و دیگران ارتباط بهتری داشته باشی.

یعنی تو، هم می توانی هیتلر باشی 🙁 و هم می توانی امام خمینی یا گاندی باشی 🙂

پس حق نداری بهانه بیاوری و احساسات و مشکلاتت را گردن تیپ شخصیتی خودت بیندازی!

موانع خودآگاهی

موانع خودآگاهی

  • چهار چرخ خودآگاهی پنچر!

خیلی از افراد چهار چرخ خودآگاهی را ندارند و هر چقدر هم تلاش کنند به هیچ جایی نمی رسند چون نمی توانند حرکت کنند و در دایره امن خودشان گیر کرده اند.

مطمئنم که تو جزو این دسته از افراد نیستی ولی احتمال دارد چرخ های خودآگاهی تو پنچر شده باشد و متوقف شده باشی.

باید چرخ های خودآگاهی را پنچرگیری کنی و بین آن تعادل برقرار کنی و دوباره با قدرت بیشتری ادامه دهی.

اگر این چرخ ها را تعمیر نکنی و راه نیفتی، خیلی زود نابود می شوی

و باید در اختیار دیگران باشی!

  • قبول نکردن خودت

اگر خودواقعی ات را پیدا نکنی و همیشه در حال نمایش خود غیرواقعی به دیگران باشی یعنی اینکه خودت را همینطور که هستی قبول نکردی و محتاج دیگران هستی تا همیشه تو را تایید کنند.

قبول کن که تو هم آدم هستی و اشتباهات خودت را داری.

قبول کن که تو هم آدم هستی و ویژگی های مثبت و منفی خودت را داری.

قبول کن که تو هم آدم هستی و بعضی وقت ها حس و حال خوبی نداری.

قبول کن که تو هم آدم هستی و بعضی وقت ها نمی توانی کاری را انجام دهی.

قبول کن که تو هم آدم هستی و هیچ وقت نمی توانی دیگران را راضی نگه داری حتی خدا و پیامبرش هم نتوانست!

قبول کن که تو هم آدم هستی… نه فرشته و اعجوبه…

پس خودت را سرزنش نکن و از خودت انتظارات بیش از حد نداشته باش.

  • قبول نکردن مسوولیت

پذیرش خود اصلا به معنای فرار از مسوولیت نیست.

خیلی از آدم ها نمی خواهند به خودآگاهی و خودشناسی برسند چون تحمل روبرو شدن با واقعیت ها را ندارند، چون می دانند که باید تغییر کنند و تغییر خیلی سخت است و نیاز به تلاش دارد.

اگر به خودآگاهی برسی نسبت به خودت و دیگران احساس مسوولیت می کنی و با چالش های زندگی روبرو می شوی و تقصیر را به گردن دیگران نمی اندازی.

از قدرت فکر و خلاقیت خودت کمک می گیری و به جای حرف زدن، بیشتر عمل می کنی. پس:

با خودت صادق باش و با شجاعت و جسارت زیاد تمام مسوولیت های زندگی را قبول کن.

  • غرور و تعصب بیجا

متاسفانه کلمه غرور خیلی بد معنی شده است. مثل غرور ملی! غرور زنانه! غرور مردانه! غرور عقل! غرور شجاعت! غرور جذاب و مهم بودن! و انواع و اقسام غرورهای دیگر…

من هر چقدر تلاش می کنم نمی توانم معنی این غرور را بفهمم! 🙁

از نظر من غرور یعنی اینکه من یک مزیت خاص یا برتری خاص نسبت به کشور دیگر یا زنان و مردان دیگر دارم. یعنی اینکه من احساس خودبزرگ بینی دارم و دیگران در مقابل فرهنگ من، دین من، سبک زندگی من و من خیلی حقیر و کوچک هستند و پشیزی ارزش ندارند!

غرور با اعتماد به نفس و عزت نفس خیلی فرق دارد. غرور نمی گذارد تو به خودآگاهی برسی.

غرور صفات جعلی است مثلا من شجاعم، من حامی عدالتم، من دوست داشتنی و جذابم، اما اعتماد به نفس و عزت نفس صفات واقعی است مثلا من مهربانم، من حق زندگی کردن دارم، من خودم را دوست دارم، من مسوولیت پذیرم.

اعتماد به نفس همان خودواقعی است، خودواقعی که رشد کرده است.

غرور همان خود غیرواقعی یا خود ایده آل است که پایه و اساس ندارد

و فقط نمایشی و اغراق شده است!

  • کمال گرایی

کمال گرایی یکی دیگر از موانع اصلی خودآگاهی است و هیچ وقت نمی توانی بهترین خودت را نشان دهی چون هیچ وقت نمی گذارد تو با خود واقعی ات ارتباط برقرار کنی.

اگر می خواهی همه چیز به نحو احسن انجام شود بدون کوچکترین اشتباه، باید بگویم که سخت در اشتباهی!

اگر بخواهی همه چیز را کامل و بی نقص کنی هرگز نمی توانی چیزی را ارائه کنی و از خودت راضی باشی در نتیجه به خواسته هایت نخواهی رسید و همیشه حس بدی خواهی داشت.

اگر از اشتباه کردن بترسی پس تحمل شکست خوردن را هم نخواهی داشت، پس به هیچ موفقیتی هم نخواهی رسید. چون می ترسی که دیگران تو را مسخره کنند و از تو راضی نباشند!

در نتیجه هیچ وقت هیچ کاری را به پایان نمی رسانی چون چرخ باور تو پنچر شده است، یعنی با خودت می گویی یا باید بهترین و عالی ترین کار را انجام دهم یا هیچ وقت نباید کاری را انجام دهم.

اگر کمال گرایی را ادامه دهی در نهایت:

از خودت بدت می آید و خودت را سرزنش می کنی

و به جای اعتماد به نفس بالا، غرور زیادی خواهی داشت!

اگر می خواهی بدانی کمال گرا هستی یا نه پیشنهاد می کنم حتما تست کمال گرایی را انجام دهی.

همین الان تست کمال گرایی را انجام بده

خطاهای فکری

خطاهای فکری

خطاهای فکری یا شناختی  نمی گذارند تو واقعیت ها را آنطور که هست ببینی و تو را فریب می دهند.

یکی از کارهای خیلی مهمی که باید انجام دهی شناسایی و اصلاح خطاهای شناختی خودت است.

فعلا با لیست ده خطای شناختی آشنا شو تا در مقالات بعدی مفصل درباره آن توضیح بدهم.

  1. تفکر همه یا هیچ
  2. تعمیم بیش از حد
  3. فیلتر ذهنی
  4. نادیده گرفتن نکات مثبت
  5. قضاوت عجولانه
  6. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی
  7. استدلال احساسی
  8. باید و نباید
  9. برچسب زدن
  10. مقصریابی

ماتریس swot را بریز داخل سطل آشغال!

ماتریس swot

swot چیست که باید آن را داخل سطل آشغال بریزم؟

ماتریس swot به تو کمک می کند تا دنیای درون و بیرون خودت را بشناسی و به راهکارهایش عمل کنی.

S یعنی نقاط قوت تو

W یعنی نقاط ضعف تو

O یعنی فرصت ها

T یعنی تهدیدها

s و w تو را با دنیای درون آشنا می کند که البته می توانی با سوالات خودآگاهی که در ابتدای مقاله گفتم به آن برسی.

o و t تو را با دنیای بیرون آشنا می کند و به تو می گوید که از فرصت ها استفاده کن و از تهدیدها فرار کن!

من راهکارهای swot را قبول ندارم چون نتیجه بخش نیست پس آن را به داخل سطل آشغال می ریزم و به زندگی ام ادامه می دهم.

(البته این نظر شخصی من است و شاید من خوب swot را نفهمیدم 🙁 ولی تو می توانی با نظر من موافق یا مخالف باشی.)

لازم نیست خیلی فکر کنی و مغزت را خسته کنی! 🙂

۳% فکر و ۹۷% عمل

کافیست ۳% به نقاط ضعف و قوت خودت و تهدیدها و فرصت های بیرونی فکر کنی و ۹۷% باقی وقت ات را به تصمیم گیری صحیح و اقدام به موقع اختصاص دهی.

لازم نیست ضعف های خودت را بزرگ کنی و خودت را دست کم بگیری.

لازم نیست با بهانه های مختلف ضعف هایت را طبیعی و منطقی جلوه دهی.

لازم نیست از تهدیدها فرار کنی مثلا بگویی خُب وضعیت اقتصاد خراب است و کار نیست پس من می روم بخوابم!

همانطور که گفتم قرار است خود واقعی باشی و دست از نقش بازی و کمال گرایی و آرمان گرایی برداری.

منظورم این نیست که اصلا رویایی نداشته باشی، رویای بزرگ داشته باش ولی وقتی هنوز به آن نرسیدی برای دیگران فیلم بازی نکن که به آن رسیدی! چون کم کم دیگران می فهمند که حقه باز و دروغگو هستی.

من پیشنهاد می کنم پنجره جوهری را جایگزین ماتریس swot کنی و با استفاده از نظرات دیگران به خود واقعی ات نزدیک تر شوی و واقعیت ها را بپذیری و اقدام کنی.

پنجره جوهری

پنجره جوهری

این پنجره جوهری یا رنگی نیست! بلکه مدل جوهری است! یعنی از اول اسم دو روانشناس به نام جوزف لوفت و هری اینگهام گرفته شده است.

پنجره جوهری (به انگلیسی Johari Window) مدل ارتباطی تو را با دیگران در چهار پنجره نشان می دهد و کمک می کند تا به خودآگاهی و خودشناسی برسی.

البته ممکن است پنجره جوهری کمی فراتر از مدل ارتباطی برود و دنیای درون و بیرون تو را تحت پوشش قرار دهد.

  • پنجره اول : معلوم

چیزهایی در زندگی شخصی و کاری تو هست که هم خودت و هم دیگران از آن خبر دارید و کاملا معلوم است.

مثلا پدر و مادرت، همسرت، شغل و محل کارت، ماشینت، بعضی از خواسته ها و احساساتت

  • پنجره دوم : مغفول

چیزهایی که تو از آن ها خبر نداری و یا برای آن ارزش قائل نیستی ولی از نظر دیگران ارزشمند است و آن ها بهتر از تو می دانند.

مثلا همسرت فکر می کند تو یک آدم مهربان هستی ولی تو فکر می کنی خیلی خشن و سنگ دل هستی یا برعکس.

  • پنجره سوم : مخفی

چیزهایی که تو کاملا از آن ها اطلاع داری ولی دیگران از آن خبر ندارند چون جزو اسرار زندگی تو است و نباید دیگران آن را بدانند. شاید هم راز نباشد ولی تو دوست نداری که دیگران آن را بدانند و مخفی می کنی. فعلا به درست و غلطش هم کاری ندارم!

مثلا تو دوست نداری که همکارت بداند عصرها در اسنپ کار می کنی 🙁 یا دوست نداری که همسرت بداند همسر دیگری اختیار کرده ای. 🙂 خُب زندگی خرج دارد!

  • پنجره چهارم : مجهول

چیزهایی که نه تنها روح تو هم از آن ها بی خبر است بلکه دیگران هم هیچ چیزی درباره آن ها نمی دانند.

مثلا تو ناخودآگاه وقتی از یک کوچه تنگ و تاریک رد می شوی ترس عجیبی تمام وجود تو را می گیرد نه تو و نه دیگران نمی دانید که علت آن چیست چون به احتمال زیاد در دوران کودکی خاطره بدی در ذهن تو شکل گرفته است.

دیگران به تو چه نمره ای می دهند؟

همین الان ده نفر از دوستان و اطرافیان خودت را لیست کن و برو به آن ها بگو: از ۱ تا ۱۰ به تو یک نمره بدهند و از آن ها دلیل نمره دادن شان را بپرس.

مثلا نمره ۱، تو خیلی خیلی بد و مزخرف هستی! 🙁 چرا؟ یا نمره ۱۰، تو خیلی خیلی خوب و لاکچری هستی! 🙂 چرا؟

این تمرین به تو کمک می کند تا از پنجره مغفول خود بیشتر آگاه شوی و بدانی که چه چیزهایی از نظر تو کاملا بی ارزش است ولی از نظر دیگران ارزشمند است.

نکته مهم اینجاست که قرار نیست تو دقیقا طبق خواسته دیگران عمل کنی قرار است از نظرات دیگران استفاده کنی و چیزی که از نگاه تو دور مانده و تا حال به آن فکر نکردی را پیدا کنی، همین.

خودآگاهی به چه دردی می خورد؟

اول اینکه من هم با تو موافقم که خودآگاهی از نان شب واجب تر نیست و تا وقتی غذای جسم فیزیکی تامین نشود، خیلی سخت است که آدم ها به سمت خودشناسی و خداشناسی و تامین غذای روح بروند. ولی:

برای جواب دادن به سوالات ذهنی که درگیرت کرده به خودآگاهی و خودشناسی نیاز داری

و حتی بعضی وقت ها حاضر می شوی تا نان شب را کنار بگذاری، زندگی ات را هم بدهی تا بفهمی که چرا هستی و کمی به آرامش برسی.

دوم اینکه آیا وقتی از روحیات و حالات خودت آگاه شدی و خودت را خوب شناختی، دیگه همه چی حله؟!

باید یک نه محکم و قاطعانه بگویم. چون:

خودآگاهی شروع انجام کارهای بزرگ است.

اگر تاحالا کارهای بزرگی انجام ندادی حالا وقتش است که با خودآگاهی و خودشناسی بزرگ شوی و کارهای بزرگی را انجام دهی.

و این جمله از شارل دوگل (Charles de Gaulle) را خیلی دوست دارم که می گوید:

کارهای بزرگ فقط از انسان های بزرگ ساخته است و انسان ها وقتی بزرگ می شوند که بخواهند.

مقاله خودآگاهیخودآگاهی pdf

اگر می خواهی دوباره این مقاله را مطالعه کنی و یا در گوشی هوشمند خودت ذخیره کنی تا هر وقت دوست داشتی بتوانی از آن استفاده کنی، همین الان نسخه الکترونیکی خودآگاهی pdf را دانلود کن.

دریافت مقاله خود آگاهی pdf

  • از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

نظرت را بنویس

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.