موانع اراده جلوی نفوذ تو را می گیرند

موانع اراده

در جایی که می خواهی پایت را بگذاری سدهای بزرگی جلوی راه تو سبز می شوند، این موانع جلوی نفوذ اراده تو را می گیرند،

و به صورت موقت نمی گذارند حرکت کنی

اگر موانع نباشد باید به راهی که می روی شک کنی و برگردی!

چون هیچ راه صاف و همواری وجود ندارد که تو با خیال راحت از آن عبور کنی،

در واقع موانع می آیند که تو و اراده تو را تقویت کنند.

اگر قرار باشد موانع اراده جلوی تو را نگیرند تو به هیچ وجه ساخته نمی شوی،

و با کوچکترین بادی مثل بید می لرزی!

و خیلی زود اراده خودت را می بوسی و کنار می گذاری!

یا به صورت ارادی، دست به خودکشی اراده می زنی و تمام!!!

موانع تقویت اراده

به احتمال زیاد بارها تلاش کردی تا به هدف و خواسته هایی که تعیین کردی برسی،

اراده قوی خودت را بیدار کردی و با شلیک خودت به سمت سیبل هدف حرکت کردی،

ناگهان باد قدرتمندی باعث شد تیر تو به خطا برود و به هدف نخورد،

یا آدم دیگری با قدرت به سمت تیری که تو پرتاپ کردی شلیک کرد،

آیا تیر دیگری برداشتی و به سمت هدف شلیک کردی یا کلا بی خیالش شدی؟

آیا این موانع اراده تو را قوی تر کرد یا ضعیف تر؟

قدرت موانع اراده

به احتمال زیاد در مسیر تربیت و تقویت اراده خودت بودی و دوباره تلاش کردی تا این موانع را از جلوی راهت برداری.

یک تیر دیگر برداشتی،

نفست را در سینه حبس کردی،

پاهایت را داخل کفش هایت محکم فشار دادی،

دستی به موهایت کشیدی،

سینه هایت را سپر کردی،

بدن خودت را کشیدی،

دوباره با یک نفس عمیق محکم ایستادی،

و دوباره با جرات و جسارت بیشتری شلیک کردی.

موانع راه به اراده تو قدرت بیشتری می دهند

وقتی بتوانی قدرت اراده خودت را کنترل کنی می توانی به هر چیزی که می خواهی نفوذ کنی.

پس فکر کن ببین قبلا در کدام مسیرهای زندگی قرار گرفتی و کدام موانع را از سرِ راهت برداری؟

حتما آن ها را در جایی بنویس و مرور کن.

مثلا با وجود اینکه از همکارت یا رئیست بیزار بودی به خاطر عشقی که به کارت داشتی، آن را با دقت و تمرکز بیشتری انجام دادی.

و جالب است در مدت کوتاهی توانستی در اعماق قلب همکار یا رئیست نفوذ کنی.

بنویس مانع راه من تنفر از همکارم بود و با عشق به کار از روی این مانع پریدم.

موانع نفوذ اراده خودت را پیدا کن

قبلا از اینکه موانع جلوی راه تو را بگیرند،

تو موانع احتمالی که جلوی نفوذ اراده تو را می گیرند را پیدا کن و بنویس.

سه راه حل هم برای تخریب موانع احتمالی بنویس.

با این کار می توانی با آمادگی بیشتری این موانع را پشت سر بگذاری و به مسیر خودت ادامه بدهی.

مثلا تو فروشنده دستگاه های تصفیه آب هستی و باید تا ۶ ماه دیگر حداقل ۶۰ دستگاه بفروشی،

خُب موانع فروش را بنویس و راه حل های مناسب را هم پیدا کن و بنویس.

مثلا مشتری متقاعد نمی شود،

خب به جای تعریف کردن از دستگاه که حال مشتری را خراب می کند،

راه های متقاعد کردن مشتری را یاد بگیر و به او بگو که چرا لازم است تا یک دستگاه تصفیه آب در منزل داشته باشد.

یا مثلا ممکن از مشتریان اعصاب داغون و ناراضی داشته باشی چه موقع فروش و چه بعد از فروش،

خب به جای بحث کردن و جنگیدن با مشتری که آخرش خودت نابود خواهی شد و بعد از ۶ ماه حتی ۱۰ دستگاه هم نمی فروشی!

راه های مشتری مداری و حرف زدن با مشتری ناراحت را یاد بگیر و خدمات پس از فروش خوبی بده.

اگر با این قدرت آماده روبرو شدن با موانع فروش را داشته باشی قطعا با اراده قوی تری می توانی حتی رکورد فروش خودت را بزنی.

۱- من مثل زمین بایر استعداد ندارم!

خیلی ها می گویند یکی از موانع بزرگ اراده من این است که اصلا من استعداد انجام فلان کار را ندارم.

تو استعداد انجام هر کاری را داری ولی قبل از اینکه آن را انجام دهی، ترمز خودت را با این جمله می کِشی!

مثلا مگر می شود بگویی:

زمین استعداد ندارد دانه ای که در آن می کاری را رشد بدهد!

هنوز چند مرحله قبل از رشد دانه را انجام ندادی،

حالا چطور توقع داری که زمین استعداد رشد دانه ای را داشته باشد که هنوز آن را نکاشته ای!

نفوذ اراده

نفوذ اراده برای شکوفا کردن استعدادها

اول باید تعیین کنی که چه دانه ای را می خواهی بکاری؟ (یعنی همان هدف یا خواسته تو)

بعد از یک متخصص مشاوره بگیری که کدام دانه در کدام زمین بازدهی بهتری خواهد داشت؟ (یعنی هدایت اراده تو)

بعد بروی و دانه های خوب را از بازار انواع دانه ها پیدا کرده و آن را تهیه کنی. (یعنی برقرار کردن رابطه اراده با عقل)

بعد آن دانه ها را در زمین بکاری؟ (یعنی حرکت اراده)

بعد به آن آب، هوا، کود، نور و بقیه چیزهایی که لازم دارد بدهی. (یعنی تربیت اراده)

بعد باید تر و خشکش کنی و اگر لازم بود آن را هرس کنی. (یعنی تقویت اراده)

بعد دوباره مشاوره بگیری و اگر لازم شد با اصلاحات، رشد آن را چند برابر کنی. (یعنی جهش اراده)

بعد دنبال آفت های دانه و گیاه رشد کرده بگردی. (یعنی پیدا کردن موانع اراده)

بعد اگر لازم شد سم هایی را تهیه کنی تا آفت ها را از بین ببری. (یعنی نابود کردن هیولای اراده)

تازه اگر بعد از این همه کار آن را به حال خودش رها کنی باز هم فایده ای ندارد. (یعنی خودکشی اراده)

تو این همه کار را باید انجام دهی تا متوجه بشوی که آیا زمین استعداد رشد دانه را دارد یا نه،

پس هیچ وقت نمی توانی بگویی که زمین استعداد ندارد!

تو هم مثل زمین استعداد رشد دانه ها را داری

وقتی دانه را کاشتی آن وقت اراده دانه تا عمق زمین نفوذ می کند و بعد از مدتی استعداد دانه شکوفا می شود.

اراده تو هم دقیقا همینطور است و مخفی است یعنی

خود اراده تو نشانه استعداد توست!

تا تو نخواهی آن استعداد هیچ وقت شکوفا نمی شود و مخفی می ماند.

و اگر منتظر هستی تا یک بیاید و موانع اراده تو را بیرون بکشد و استعدادهای تو را شکوفا سازد،

سخت در اشتباهی! چون هیچ وقت چنین آدمی را نمی بینی.

۲- دانستن و عمل نکردن و ندانستن و عمل کردن!

این هم یکی از موانع خیلی مهمی است که جلوی اراده تو را می گیرد.

و تو فکر می کنی که اصلا استعداد و اراده انجام هیچ کاری را نداری،

و از بچگی دیگران راست می گفتند که من دست و پا چُلفتی ام!

خُب خودت خیلی بهتر از من می دانی که دانسته های خودت را هیچ وقت بکار نمی گیری!

و اجازه می دهی کسانی که احمق هستند و حتی نمی دانند، با اراده قوی پا به میدان بگذارند و با چرت و پرت هایی که می گویند به ذهن مردم نفوذ کنند.

دانستن و عمل نکردن و ندانستن و عمل کردن هر دو به یک اندازه می تواند خطرناک و سمی باشد.

اراده ملاصدرایی!

ملاصدرا را که می شناسی؟ فیلسوف بود و فکر کنم یک فیلم هم درباره اش ساخته شد.

ملاصدرا اراده را اینطوری تفسیر کرده است:

اراده، علم فاعل به فعل خود می باشد

یک کم سخت شد!؟

علم یعنی همان دانسته های درست تو، فاعل یعنی خود تو و فعل یعنی کاری که تو انجام می دهی.

ملاصدرا می گوید:

علم به ابعاد عمل، محاسبه ثمره و ابعاد کار می باشد. وقتی علم محقق شود، جهل نیست. زیرا در هنگامی که ما نسبت به عملی جهل، غفلت، خیال، گمان یا احتمال داشته باشیم، علم، محقق نیست و در نتیجه اراده نیز در نبود علم محقق نمی شود.

در یک کلام اگر به زبان خودمانی بخواهم بگویم یعنی:

اگر ندانی نمی توانی و اگر نتوانی هم اراده یعنی کشک!

در حد المپیک تفسیر کردم و به عمق اراده خودم نفوذ کرد! 🙂

اگر می خواهی کاری را انجام بدهی نباید بی گدار به آب بزنی و بگویی حالا بگذار بروم،

وقتی موانع اراده خودشان را نشان دادند حالا یک راهی پیدا می کنم دیگر!

وقتی می خواهی کاری را انجام دهی مثل جدول T خودمان لازم است:

اول سود و زیان آن کار را محاسبه کنی،

و بعد اطلاعات لازم را درباره خود کار و نحوه انجام دادن آن کار بدست بیاوری.

وقتی از این مرحله عبور کردی یعنی علم تو محقق شده است و دیگر مثل آدم های نادان اقدام نمی کنی.

ولی اگر از این مرحله عبور نکنی و با نادانی و ناآگاهی قدم در مسیر بگذاری،

موانع راه درس سختی به تو می دهند و نمی گذارند سینه سپر کنی و نفس بکشی و دوباره با قدرت حرکت کنی،

در نتیجه ریشه اراده تو هم خشکیده می شود.

خلاصه اینکه

تو استعداد انجام هر کاری را داری.

در واقع اراده قوی تو نشانه استعداد توست،

ولی لازم است کاملا آگاهانه و ارادی، دانسته های درست را بدست بیاوری،

و دانسته هایت را بکار بگیری.

مثلا قبل از حرکت در مسیر اراده،

موانع اراده را شناسایی کنی و راه حل های مناسب با آن را پیدا کنی.

من فقط دو مورد از موانع اراده را گفتم،

به نظر تو چه موانع دیگری وجود دارند که نمی گذارند اراده قوی تو استعدادهایت را شکوفا سازد؟

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشد نظرات تو برای من خیلی ارزشمند است و تک تک پیام هایت را می خوانم.

لطفاً نظرات خودت را در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.