نوشته‌ها

کنترل اراده قوی و رام کردن هیولای اراده!

 

کنترل اراده

چه مسخره! من اراده ای ندارم که بخواهم آن را کنترل کنم!

تو هم فکر می کنی که ضعف اراده داری و اگر یک اراده قوی داشتی دیگر لازم نبود آن را کنترل کنی.

برعکس تو یک اراده قوی داری ولی

اراده خودت را در مسیر درست به حرکت در نمی آوری!

وقتی اراده خودت را در مسیر درست به حرکت در نمی آوری،

در واقع داری آن را به یک هیولای رام نشدنی تبدیل می کنی!

لازم است زودتر اقدام کنی و نگذاری اراده قوی تو به یک هیولای رام نشدنی تبدیل شود.

تنبلی یا کار کردن

مثلا به جای اینکه اراده خودت را خرج کار کردن کنی،

به خودت تکانی نمی دهی و تنبلی را انتخاب می کنی،

یعنی اراده قوی خودت را خرج تنبلی می کنی!

کارهایی که باید امروز انجام دهی به فردا موکول می کنی،

کارهایی که باید فردا انجام دهی به پس فردا موکول می کنی،

کارهایی که باید پس فردا انجام دهی به جمعه می اندازی،

و جمعه هم می گویی ولش کن بابا امروز روز استراحت من است!

فردا شنبه است و از شنبه استارت قوی می زنم.

اینجاست که اراده قوی تو از کنترل تو خارج شده است و تو به صورت کاملا غیرارادی خودت را به دست هیولای اراده سپرده ای!

هیولای اراده قوی تو فقط با کارهای ارادی درست رام می شود!

لاغری یا چاقی

دوست داری وزن خودت را کم کنی ولی هر هفته روی ترازوی دیجیتالی که خریدی می روی و می بینی نه تنها هیچ تغییر نکرده ای بلکه چند کیلویی هم اضافه کرده ای!

سراغ کارشناسان تغذیه می روی، سراغ کلاس های ورزشی می روی، سراغ رژیم غذایی می روی،

ولی دست از پا درازتر برمی گردی و هیچ نتیجه ای نمی گیری.

یک تبلیغ تلویزیونی یا ماهواره ای یا اینستاگرامی یا تلگرامی می بینی که

به تو قرص ها، کپسول ها، چسب ها، دمنوش ها و هزار جور کوفت و زهرمار دیگر معرفی می کنند!

آن ها فقط دلشان به حال تو می سوزد و اصلا نمی خواهند که جیب شان را پر کنند! 🙂

خُب کاملا معلوم است گول تبلیغات آن ها را می خوری و آن ها هم جیبت را خالی می کنند!

دوباره می بینی شکم تو هیچ تغییری نکرده است!

این بار با یک جراح شکم آشنا می شوی که به تو قول می دهد اگر شکمت را به دست تیغ های او بسپاری،

خیلی راحت چربی های اضافه شکمت را می بُرد و تو از فردا مانکن می شوی!

کارگر یا پزشک

دوست داری پزشک شوی و می دانی که باید سخت تلاش کنی و درس بخوانی تا به جایگاهی که دوست داری برسی

ولی خوشگذرانی و تفریح با دوستانت را انتخاب می کنی و در آخر مجبور می شوی شب و روز کار کنی تا شکم خودت و زن و بچه ات را سیر کنی.

حرف من هیچ ارتباطی با موضوع انسانیت ندارد و منظورم انتخاب هدف و رسیدن به خواسته هاست.

و خدای ناکرده اصلا قصد کم ارزش کردن تلاش و زحمت کارگران عزیز را ندارم.

اگر کارگر هستی یک لحظه کلاه خودت را قاضی کن!

اگر این همه تلاش و زحمتی که الان داری، سال ها قبل داشتی و به موقع اراده خودت را کنترل می کردی الان چه اتفاقی می افتاد؟

کنترل اراده قوی یا رام کردن هیولای قوی!

چشم هایت را ببند و برگرد به زمانی که یک بچه دبیرستانی بودی، یا زمانی که یک دانشجو بودی،

صبح از خواب بیدار شدی و بعد از توالت رفتن و شستن دست و رویت، یک صبحانه کامل بر بدن زدی!

حالا آمدی و پشت میزت نشستی یا روی زمین دراز کشیدی تا درس امروزت را بخوانی،

اصلا این درس برایت جذابیتی ندارد و از آن فرار هستی!

یک خط دو خط یا یک صفحه را می خوانی و حوصله ات سر می رود،

چشمانت به پنجره خیره می شود، نور خورشید را احساس می کنی و گوش هایت هزاران صدای زیبای دیگر را می شنود. 🙂

جالب است قبلا اصلا نور خورشید را احساس نمی کردی و صداهای زیبای طبیعت را نمی شنیدی!

ولی الان دوست داری کتاب را به گوشه ای پرت کنی و به چند تا از دوستانت زنگ بزنی.

دوست نداری این طبیعت زیبا را از دست بدهی!

اینجا دو حالت برایت اتفاق می افتد:

یا آگاهانه اراده قوی خودت را کنترل می کنی

یا ناآگاهانه هیولای قوی اراده خودت را بیدار می کنی

ذهن تو سختی ها را دوست ندارد و لذت های زودهنگام را می خواهد.

گفتگوی ذهنی حالت اول

می گویی گور بابای درس و مشق!

و اراده قوی خودت را برمی داری به سمت دوستانت حرکت می کنی تا با آن ها خوش بگذرانی.

یعنی کم کم هیولای اراده خودت را بیدار می کنی و او دیوانه وار می خواهد لذت ببرد و لذت ببرد!

دیگر نمی توانی این هیولای بیدار شده را رام کنی چون کنترل ذهن و اراده تو را در دست می گیرد.

و بعد از چند سال به جایی می رسی که فقط حسرت می خوری و به دیگران حسادت می کنی.

گفتگوی ذهنی حالت دوم

می گویی گور بابای لذت زودگذر!

و به صورت آگاهانه اراده قوی خودت را در مسیر درست یعنی همان درس خواندن به کار می گیری.

در برابر هیولای اراده مقاومت می کنی و می گویی امتحانات نزدیک است،

و اگر الان تلاش نکند و سختی نکشد در آینده نمی تواند به لذت های عمیق و طولانی دست پیدا کند،

و همیشه باید با سختی و بدبختی زندگی کند و رنج و عذاب را تحمل کند.

دو پایگاه سری ذهن

در ذهن تو دو پایگاه سری وجود دارد که به تو دستور می دهد چه کارهایی را انجام دهی،

و تو به آن ها گوش می کنی!

یعنی خودت انتخاب می کنی که کدام یک به تو دستور بدهد:

ذهن خودآگاه یا ذهن ناخودآگاه

در واقع هر دو یعنی هم اراده قوی و هم هیولای آن در پایگاه های سری ذهن تو قرار دارند.

و تو می توانی همه کارهایت را به دستور ذهن خودآگاه یا شعور اراده انجام دهی.

یا می توانی همه کارهایت را به دستور ذهن ناخودآگاه یا هیولای اراده انجام دهی.

یعنی هیولای اراده تو اراده قوی دارد و توسط ذهن ناخودآگاه کنترل می شود،

و دوست دارد کارهایی را انجام دهد که از نظر تو کاملا غیرارادی است و تو فکر می کنی هیچ کنترلی روی آن ها نداری.

ولی اصلا اینطور نیست!

و تو به صورت ارادی پایگاه خودآگاه را ترک می کنی و به پایگاه ناخودآگاه پناه می بری!

پاکسازی ذهن

نفوذ به پایگاه سری ذهن ناخودآگاه!

تو می توانی با نفوذ به ذهن ناخودآگاه خودت و برقرار کردن امنیت آن خیلی راحت اراده قوی خودت را کنترل کنی تا به هیولای رام نشدنی تبدیل نشود.

چه جالب پس ذهن ناخودآگاه تو بد نیست!

با تبدیل شدن به هیولا و بدست گرفتن کنترل اراده قوی یعنی همان ذهن آگاهانه، می خواهد امنیت تو را حفظ کند.

ذهن ناخودآگاه می خواهد از تو حمایت کند

چون فکر می کند جان تو با تحمل سختی ها به خطر می افتد!

حالا چطور می توانی با پایگاه ذهن آگاهانه خودت آرامش را به پایگاه ذهن ناخودآگاه خودت برگردانی؟

یک سری انگیزه های درونی و بیرونی وجود دارند که حواس تو را پرت می کنند،

یعنی قدرت ذهن خودآگاه تو را می گیرند و تو را وادار می کنند تا از قدرت ذهن ناخودآگاه خودت استفاده کنی.

این انگیزه ها انرژی جسم و ذهن تو را تخلیه می کنند و انرژی هیولای اراده را بیشتر می کنند.

کنترل انگیزه های درونی

انگیزه های درونی تو خیلی خیلی زیاد هستند و

تو با کوه احساسات خودت طرف هستی

ولی من سه مورد از مهمترین انگیزه های درونی تو که انرژی تو را خالی می کنند، می گویم.

۱- حرف زدن زیاد

فرقی نمی کند، آدم هایی که درون گرا یا برون گرا هستند همیشه می خواهند حرف بزنند و اظهارنظر کنند!

سکوت و خاموشی را تمرین کن

اگر مثلا از جایی به تو خبری رسید، فوری گوشی موبایل یا تلفن را برندار که بخواهی گزارش بدهی،

تصور کن با این کار انرژی اراده تو خالی می شود و دوباره به سختی باید آن را پُر کنی.

احساساتی نشو و انرژی اراده خودت را نگه دار!

مخصوصاً اگر قرار است با این گفتگو یاد حرف های ناراحت کننده و احساسات بد گذشته بیفتی.

    • به هر حرفی واکنش نشان نده،
    • به چیزهای کوچک اهمیت نده،
    • به کارهای قبلی خودت فکر نکن،
    • رفتار مردم را زیر ذره بین قرار نده،
    • نگو اگر حرف نزنم می گویند من ترسیدم!

اصلا منظورم این نیست که با هیچ کس معاشرت نکنی و کُنج تنهایی را انتخاب کنی.

فقط حرف ها و کارهایی که ذهن تو و دیگران را بهم می ریزد و آرامش تان را از بین می برد و تنش ایجاد می کند را نزن و انجام نده.

ولی اگر دیدی مجبوری که حرف بزنی،

از طریق ذهن ناخودآگاهت حرف نزن، هیولای درونت را بیدار نکن!

و از سلاح های پایگاه ذهن ناخودآگاهت برای منهدم کردن خودت و دیگران استفاده نکن.

با هیجان و جوش زدن زیاد حرف نزن

اول در ذهنت کمی فکر کن و بعد از جسمت حرف بزن

چون بحث کردن های الکی انرژی تو را هدر می دهد و حرف های تو هیچ اثری نخواهد داشت.

حتی اگر حرف هایت درست و منطقی باشد و حق کاملا با تو باشد!

هیچ کس به حرف های آدمی که با حرص و جوش حرف می زند گوش نمی کند و اهمیتی نمی دهد.

گوش هایت را برای گوش دادن تقویت کن.

اجازه نده تا دیگران عمداً تو را به حرف زدن مجبور کنند و از ناراحتی تو لذت ببرند.

به آرامی گوش کن و اگر لازم شد به آرامی جواب بده.

ولی اگر آدم پرُ چانه ای خواست گوش هایت را دربست کرایه کند،

وانمود کن که به حرف هایش علاقه داری و بگذار انرژی خودش را هدر بدهد،

ولی تو انرژی خودت را حفظ کن تا انرژی اراده قوی ات به هدر نرود و بتوانی هیولای اراده را کنترل کنی.

۲- تاییدیه گرفتن

من، تو و دیگران ذاتاً

دوست داریم که در کوچکترین فرصتی خودنمایی کنیم،

دوست داریم خودمان را برتر نشان دهیم،

دوست داریم همه به حرف هایمان گوش کنند،

فکر می کنیم که فقط حرف های ما درست است،

دوست داریم که همه ما را تایید کنند،

و تمام تلاش مان را می کنیم تا دیگران ما را تایید کنند و اگر این کار را نکنند به هیولای درون مان به جنگ با آنان می رویم تا آن ها را در نطفه خفه کنیم!

اگر خوب به دوروبرت نگاه کنی متوجه می شوی که چقدر در معاشرت با دیگران تشنه تاییدیه گرفتن از دیگران هستی.

خُب این تشنگی بیش از حد انرژی تو را خالی می کند و برای انجام دادن کارهای مهمتر خودت دیگر انرژی نداری و کنترل اراده خودت را از دست می دهی.

۳- از کوره در رفتن

بعضی وقت ها برایت پیش آمده که ناگهان از کوره در رفتی و کاری را کردی که نباید می کردی و بعدش از کاری که کردی پشیمان شدی.

اگر دوست داری با شدیدترین تحریک ها، زود از کوره در نروی و عصبانی نشوی،

و با خونسردی تمام انرژی خودت را حفظ کنی،

جلوی اولین حرکت کوچک خودت را بگیر!

اولین حرکت در ذهن تو اتفاق می افتد و پایگاه سری ذهن ناخودآگاه احساساتی می شود و خودش را تجهیز می کند تا حمله کند!

تو بلافاصله از ذهن خودآگاه و شعور خودت کمک بگیر

و به ذهن ناخودآگاه بگو من در امنیت کامل هستم و هیچ خطری مرا تهدید نمی کند.

نگذار تا بقیه هیولای درون تو یعنی اراده قوی تو برای جنگیدن و بحث های الکی کردن را ببینند،

چون آن ها هم با هیولای خودشان به جنگ با تو می آیند.

تمرین کن که بی خیال و بی تفاوت از کنار حرف ها عبور کنی

کنترل انگیزه های بیرونی

انگیزه های درونی با ذهن ما سروکار داشتند و کنترل اراده مان را بدست می گرفتند،

ولی انگیزه های بیرونی با حواس پنجگانه ما یعنی جسم ما سروکار دارند.

وقتی حواس پنجگانه تو درگیر می شود باز هم سیگنال هایی به ذهن تو فرستاده می شود و بازهم ذهن تو درگیر می شود.

این حواس پنجگانه می تواند انرژی اراده قوی تو را بگیرد و ذهن خودآگاه تو را خاموش کند،

در عوض ذهن ناخودآگاه تو را بیدار می کند و به هیولای اراده تو انرژی زیادی می دهد.

۱- حس بینایی

چیزهایی که می بینیی مثل ظاهر آدم های اطراف، اشیا، کفپوش ها، کاغذهای دیواری، ساعت مچی یک خانم، مدل لباس پوشیدن جنس مخالف، تابلو فرش های گران قیمت و هر چیز دیگری که از طریق چشم های تو وارد ذهن تو می شوند.

اگر تصادفی ببینی یکدفعه غریزه تو که همان هیولای ذهن ناخودآگاه توست احساس خطر می کند و با دردناک نشان دادن آن تصادف تو را ناراحت می کند و انرژی تو را از بین می برد.

تمرین کن تا هر چیزی را نبینی و اگر دیدی دوباره به صورت خودآگاه آن را نبینی.

۲- حس شنوایی

موقع درس خواندن یکدفعه صدای زیبای گنجشک ها را می شنوی و به پنجره خیره می شوی،

صداهای ناهنجار، ناگهانی و غیرمنتظره یکدفعه مدل چهره تو را عوض می کند و تو را از جایت بلند می کند تا دنبال آن صدا بگردی،

سروصدای بوق ماشین ها در کوچه ها و خیابان ها،

صدای ناگهانی زنگ خانه یا تلفن یا موبایل تو،

همه و همه حواس تو را پرت می کنند و نمی گذارند کارهایی که شروع کرده بودی را تمام کنی.

تمرین کن تا با شنیدن این صداها سر خودت را برنگردانی و حداقل چند ثانیه تا چند دقیقه صبر کنی.

۳- حس بویایی

وقتی بوهای عجیب و غریب به دماغ تو می خورد، ناخوآگاه بلند می شوی و بو را دنبال می کنی تا مطمئن شوی تو را از پا در نمی آورد!

اگر واقعا بوی نامطبوعی بود سعی کن از منبع بوی زننده دور شوی و به کار خودت ادامه دهی.

ذهن تو تمام بوها را می شناسد! پس لازم نیست با استشمام بوی غذا مثلا قرمه سبزی یا بوی عطر زنانه بلند شوی و دنبال بو بگردی.

در محیط کار و زندگی خودت هم سعی کن تا یک بوی متعادل ایجاد کنی.

مثلا اگر کیسه سطل زباله خانه را سه روز است که بیرون نگذاشتی تا شهرداری آن را ببرد،

خُب بوی گند آن تو را خفه می کند و هر چقدر انرژی بگذاری آن را هدر داده ای.

۴- حس چشایی

بعضی وقت ها با چشیدن یا نوشیدن یا خوردن یک چیز احساس تو تحریک می شود و پیام هایی به ذهن تو ارسال می شود.

مثلا کسانی که الکل یا شراب یا یک غذای بدمزه می خورند یا قلیان و سیگار می کشند،

ذهن ناخودآگاه شان به هیولای اراده شان فرمان می دهد تا جلوی حرکت اراده قوی و ذهن خودآگاه را بگیرد.

اگر غذای بدمزه ای باشد دیگر اجازه نمی دهد تو آن غذا را بار دیگر بچشی،

اگر مزه خوبی به تو بدهد، حس خوبی می گیری و دوباره اگر خودت هم بخواهی خیلی سخت می توانی جلوی آن را بگیری!

۵- حس لامسه

لمس کردن بعضی از چیزها به تو حس بدی می دهد و ذهن تو را درگیر می کند.

مثلا اگر موقعی که روی مبل دراز کشیدی و داری استراحت می کنی ناگهان احساس کردی جانوری روی بدن تو راه می رود،

حس لامسه تو فعال می شود و انرژی زیادی می گذارد تا بفهمد آن چیست؟

البته قبلش احساس خطر می کند و وحشت زده می شود.

خلاصه اینکه

اراده قوی خودت را با ذهن خودآگاه خودت کنترل کن

و نگذار ذهن ناخودآگاه تو هیولای رام نشدنی اراده تو را بیدار کند.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشد نظرات تو برای من خیلی ارزشمند است و تک تک پیام هایت را می خوانم.

لطفاً نظرات خودت را در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

حرکت اراده با شلیک تو شروع می شود

حرکت اراده

تا شلیک نکنی اراده قوی تو حرکت نمی کند!

تو با دوربین اسلحه اراده خودت، خواسته هایت را هدف گرفتی،

و می دانی گلوله اراده قوی تو از چه راهی مسیر را طی می کند.

اسلحه اراده همان فرمول بتا است و گلوله اراده همان فرم هدایت اراده قوی توست.

تو بارها با این اسلحه تمرین کردی و عضلات اراده تو آنقدر قوی شده است که دیگر با شلیک،

به عقب پرتاب نمی شوی و مسیر را طی می کنی تا به هدف بخوری!

تو الان قدرت اراده برای شروع هر کاری را داری،

شلیک کن تا اراده قوی تو حرکت کند!

با شلیک تو اراده قوی تو شروع به حرکت می کند تا زندگی را که دوست داشتی بسازی، دیگر نمی توانی بهانه های جورواجور بیاوری!

چون دست به کار شدی و شلیک کردی، حالا فقط باید منتظر باشی تا گلوله تو به هدف بخورد.

اگر به هدف نخورد هیچ اشکالی ندارد تو استاد تیراندازی شده ای و خیلی راحت می توانی دوباره ماشه را فشار دهی تا گلوله دیگری با قدرت به سمت هدف برود.

ابزارهای لازم در مسیر حرکت اراده

با حرکت اراده خودت، حرکت اراده های قوی دیگر را هم می بینی.

در واقع در طول مسیر با آدم های با اراده زیادی روبرو می شوی که مثل تو شروع کرده اند.

پس در معاشرت با دیگران نیاز به ابزارهایی داری که خیلی به درد تو می خورند.

سه ابزار فوق العاده قوی زیر را انتخاب کن تا بتوانی بدون نقاب در مقابل دیگران ظاهر شوی.

  1. شخصیت قوی و جذاب
  2. ترک عادت های قبلی
  3. نوشتن اهداف مخصوص

برای خودت شخصیت قوی و جذاب بساز

جذابیت

می دانم که دوست داری یک شخصیت قوی و جذاب داشته باشی تا دیگران را شیفته و دیوانه خودت کنی!

دوست داری شخصیتی داشته باشی که با احساسات تو هماهنگ باشد.

دوست داری مثل شخصیت های قوی و جذاب دیگر هر وقت اراده کردی اراده خودت را به حرکت درآوری.

وقتی حرف از جذابیت می زنم بلافاصله در ذهن تو چند نفر آدم می آیند و می روند!

آدم های بزرگ و مشهوری که حداقل یک بار زندگی نامه آن ها را خوانده ای.

بعضی از دوستانت که برایشان خیلی ارزش و احترام قائل هستی.

تو دوست داری از آن ها الگو بگیری و آرزو می کنی ای کاش یک روزی تو هم مثل آن ها شوی.

این آدم ها چه چیزهایی دارند که تو دیوانه وار جذب آن ها می شوی؟

این آدم ها چطور توانسته اند اراده قوی خودشان را به حرکت درآورند؟

احساس می کنی آن ها روحیه، پشتکار و انرژی زیاد دارند که می توانند تمام کارهایشان را با دقت انجام دهند.

در ذهن تو آن ها آدم هایی مهربان، مودب، متین و با وقار هستند.

آن ها درست مثل آهن ربا که براده های آهن را جذب می کند،

دوستان خوب، همسر خوب، پول زیاد، خوشبختی و تمام موفقیت ها را به سمت خودشان جذب کرده اند.

در نهایت به خودت می گویی:

چرا من جای آن ها نیستم!؟

چرا من مثل آن ها ارزشمند نیستم!؟

چقدر دلم می خواست مثل آن ها بودم!

شخصیت جذاب در ذهن توست

تمام تعریف ها و جذابیت هایی که در دیگران می بینی فقط در ذهن تو ساخته می شود.

هر چقدر بیشتر شیفته آن ها باشی

ذهنت بیشتر دوست دارد مثل آن ها باشد

تو احساس می کنی اگر پشتکار، روحیه، انرژی، مهربانی و جذابیت آن ها را داشتی می توانستی آدم دیگری باشی و خیلی راحت تغییر کنی!

اینجاست که اگر شخصیت خودت را قوی و جذاب نکنی غرق در شخصیت قوی و جذاب آن ها می شوی و اراده ات دیگر حرکت نمی کند!

اصلا لازم نیست که شق القمر کنی و برای الگو گرفتن از آدم های مورد علاقه ات ۲۴ ساعته در زندگی شان سَرَک بکشی.

اگر مهربانی را می بینی و خوشت می آید کافیست تمرین کنی تا تو هم مهربانی باشی و مهربانی کنی. فقط همین.

فقط لازم است حواست را جمع کنی و رابطه اراده با عقل و احساس را هم برقرار کنی و بی گُدار به آب نزنی.

در مسیر حرکت اراده اگر می خواهی شخصیت جذاب و قوی داشته باشی،

کافیست با ترکیب عقل و احساس، آن را در ذهن خودت بسازی.

چطوری در ذهنت بسازی!؟

مثلا وقتی روحیه بالای طرف مقابلت را می بینی فقط نباید احساساتی شوی و بگویی من هم این روحیه بالا را می خواهم!

لازم است تا از عقلت هم کمک بگیری و بررسی کنی او چه کارهایی انجام می دهد تا همیشه روحیه و انرژی بالایی داشته باشد.

یا مثلا کسی که از نظر تو شخصیت پولادین و جذابی دارد:

    • آرام و با اطمینان زیاد حرف می زند،
    • با حوصله جواب انتقادهای دیگران را می دهد یا بعضی وقت ها سکوت می کند،
    • اجازه نمی دهد احساسات وحشی او را کنترل کند،
    • اجازه نمی دهد مشکلات، حرکت اراده اش را متوقف کند،
    • هر حرفی را در هر جایی نمی زند،
    • راز دیگران را برملا نمی کند،
    • همیشه لبخند بر لبانش دارد،
    • تهدید و انتقاد در کلماتش جایی ندارند،
    • به زور نظر کسی را جلب نمی کند،
    • و کلی رفتارهای مناسب دیگر

خُب کافیست تو هم این کارها را انجام بدهی تا شخصیت قوی و جذاب تو خودش را نشان دهد.

در یک کلام:

شخصیت قوی و جذابی را که می خواهی انتخاب کن

وقت بگذار و تلاش کن تا آن را بسازی

وقتی شخصیت جذاب در تو ساخته و نهادینه شود یعنی در ذهن و قلب و جسم تو نفوذ کند،

دیگر لازم نیست نقاب بگذاری و فیلم بازی کنی!

چون خود واقعی تو زیباتر می شود و همه دوست دارند تا مثل تو باشند.

عادت های مثبت و مسیرهای عصبی جدید بساز

مسیرهای عصبی

عادت های منفی قدیمی را حذف کن و با تلاش و مقاومت زیاد عادت های جدید مثت را جایگزین کن.

توقع نداشته باش عادت های بد تو یک شبه نیست و نابود شوند!

تو با این عادت های سال های سال زندگی کردی و مسیرهای عصبی قوی آن را ساخته ای.

حالا برای انتخاب عادت های جدید لازم است با تمرین و تکرار زیاد مسیرهای عصبی جدیدی را بسازی

عادت های منفی همیشه اراده را فلج می کنند و جلوی حرکت آن را می گیرند.

اگر می خواهی شخصیت قوی و جذابیت بالا بدست بیاوری

لازم است عادت های قبلی خودت را موشکافی کنی.

عادت های قبلی تو چه عیب و ایرادی دارند و آیا جلوی حرکت اراده تو را می گیرند یا نه؟

برای مثال بعضی از عادت هایی که باید ریشه آن ها را در وجود خشک کنی می گویم.

روحیه ضعیف

روحیه ضعیف هر لحظه شکل جدید به خودش می گیرد.

یک ساعت بیدار و هوشیار، یک ساعت در حال خمیازه کشیدن، یک ساعت در حال مستی و بی خبری، یک ساعت در خواب خرگوشی، یک ساعت در خواب عمیق!!!

اگر این مدل روحیه داشته باشی با کوچکترین بادی می لرزی و خیلی راحت می شکنی!

تو بادکنک نیستی که باد بشوی و بترکی!

دهن لقی

کسی که بدون توجه و فکر کردن حرف می زند، هر حرفی را در هر مکانی می زند.

خیلی راحت چیزهایی را می گوید که برایش گران تمام می شود.

فرقی نمی کند اسرار زندگی خودش یا دیگران باشد!

کسی که نمی تواند جلوی زبانش را بگیرد و به هر کس که می رسد آنچه را که نباید بگوید، از سیر تا پیاز تعریف می کند!

دیگران هیچ وقت به او اعتماد نمی کنند و از نظر آن ها بی شخصیت محسوب می شود.

قبل از باز کردن دهان، اول ذهن ات را باز کن!

بدگویی و غیبت

دیدی بعضی از آدم ها فقط می خواهند پشت سر دیگران چرت و پرت بگویند!

بدون کوچکترین فکر همه چیز را بد می دانند و تفسیرهای بد می کنند و فقط خودشان را عقل کل می دانند.

چه حسی به تو دست می دهد؟

عاشقانه می نشینی و به حرف های گوش می کنی یا دنبال فرصتی می گردی که از دستش فرار کنی.

حس و حالت خوب می شود یا حالت از چنین آدمی بِهم می خورد.

پشت سر دیگران حرف نزن فقط درباره خودت بگو!

خودنمایی

کسی که دائم از خودش تعریف می کند و فقط خودش را تحویل می گیرد، همیشه دیگران را برگ چغندر حساب می کند!

از هر حقه ای استفاده می کند تا خودش را نشان دهد و کلاً یادش می رود که هدفش چه بوده است!

جالب است حقه هایش هیچ وقت جواب نمی دهد و به جای تعریف فقط تمسخر نصیبش می شود.

دیگران خود واقعی تو را می بینند، لازم نیست آن را نمایش دهی!

خودخواهی

بهترین و کامل ترین جمله ای که الان به ذهنم می رسد همین است:

آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم نپسند.

امام علی (ع)

یعنی اگر دوست داری به تو احترام بگذارند تو هم باید به دیگران احترام بگذاری.

اگر دوست داری دیگران به تو توجه کنند تو هم باید به آن ها توجه کنی.

ولی متاسفانه بعضی ها فقط به فکر خودشان هستند و تصور می کنند همیشه باید کانون توجه بقیه باشند و همه باید به سمت او جذب شوند!

همه جا می خواهند در صف اول باشند، همه جا می خواهند اظهار فضل کنند، همه چیزهای خوب مال آن هاست و وصله های ناجور به آن ها نمی چسبد!

وقتی حرف می زنند فقط درباره خودشان حرف می زنند و توقع دارند دیگران خفه خون بگیرند و لام تا کام حرفی نزنند!

اگر بیش از حد خودت را بخواهی دیگران تو را نخواهند خواست!

تنبلی

کسی که فکر می کند یک شبه باید میلونر شود، یک شبه باید عادت های منفی را حذف کند، یک شبه باید اراده قوی خودش را به حرکت درآورد،

و در کل از حرکت کردن، از کار کردن، از تلاش و مقاومت بیزار است، مطمئن باش یک شبه هم نابود خواهد شد!

هوشمندانه کار کردن به معنی خوردن و خوابیدن و فقط فعالیت ذهنی نیست.

هوشمندانه کار کردن بعد از تلاش های سخت و سنگین، بعد از پشت سر گذاشتن موانع و بعد از ایستادگی در برابر سرمای زمستان و گرمای تابستان به درد می خورد.

کسی که تنبل است اصلا حوصله تربیت و تقویت اراده خود را ندارد، اصلا دوست ندارد با تمرین و تکرار زیاد اراده خود را اداره کند و به حرکت درآورد!

فقط دنبال بهانه های جورواجور می گردد و می پرسد چطور می توانم اراده ام را قوی کنم!؟ چطور قدرت اراده ام را بکار بگیرم!؟

هر روز صبح برنامه روزش را نمی نویسد و کارهایی که لازم است امروز انجام دهد را انجام نمی دهد.

هوشمندانه کار کردن بدون تلاش جسمی و ذهنی توهمی بیش نیست.

آیه قرآن، حدیث، ضرب المثل، شعر و تمام فرهنگ های دنیا می گویند که:

کار امروز را به فردا موکول نکن

ظاهر نامناسب

نمی گویم همیشه باید کت و شلوار چند میلیونی بپوشید و در گران قیمت ترین آریشگاه ها خودتان را اصلاح کنید تا جذاب به نظر برسید!

ولی ظاهر نامناسب و ژولیده و پولیده نه تنها خودت بلکه هیچ کس دیگر را سَرِ ذوق نمی آورد.

اگر کارمند هستی و در اداره مشغول کار هستی، ناگهان رئیس تو با یک زیر شلواری و موهای بهم ریخته وارد اتاق تو شود و بگوید

فلانی همین الان گزارش کارهای هفته قبل را برایم بیاور،

چقدر حرف هایش را جدی می گیری؟ چقدر به او ارزش و احترام می گذاری؟ اصلا چه حس و حالی به تو دست می دهد؟ درباره اش چه فکرهایی می کنی؟

یا اگر قرار است در یک جلسه رسمی مصاحبه استخدامی شرکت کنی با لباس ورزشی بروی، چند درصد احتمال دارد تو را قبول کنند؟

البته لازم است ظاهر متناسب با آن محل کار را انتخاب کنی.

حتی مدل نشستن تو روی صندلی برای طرف مقابلت چه رئیس چه ارباب رجوع خیلی مهم است و تو را قضاوت می کنند.

با ظاهر نامناسب هیچ وقت نمی توانی قلب ها را تصاحب کنی!

غذای نامناسب

پرخوری کردن و رژیم غذایی نامناسب خیلی زود ظاهر تو را بهم می ریزد.

اگر زحمت جویدن غذا را به خودت ندهی و فوری آن را قورت دهی، سلامتی تو یه خطر می افتد.

برای حفظ تعادل ذهن و جسم لازم است تا غذاهای خوب را خوب بخوری.

به ذهن و جسم خودت غذای سالم بده!

اگر قرار باشد در مسیر حرکت اراده تو آدم های زیادی قرار بگیرند،

به احتمال زیاد این عادت های زشت را در وجود تو می بینند و از تو فاصله می گیرند.

پس این عادت ها و عادت های دیگری که فکر می کنی در وجود تو هست و لازم است حذف یا اصلاح شوند را شناسایی کن و بنویس.

همیشه در ذهن خودت عادت های مثبت جایگزین را مرور کن تا بتوانی با ساختن مسیرهای عصبی جدید، مسیرهای عصبی قبلی را ضعیف تر کنی.

اهداف ویژه به حرکت اراده تو شتاب می دهند

اراده شروع

وقتی که با اراده قوی خودت شروع می کنی مطمئن باش به تمام خواسته های کوچک خودت می رسی.

ولی از یک جایی به بعد دوباره حرکت اراده تو کند می شود یا کاملا متوقف می شود.

چون وقتی به چیزهایی که یک روز برایت خیلی باارزش و بزرگ بود رسیدی،

دیگر مثل قبل برایت باارزش و جذاب نخواهند بود و خیلی زود تو را خسته و دلزده می کنند.

ولی اگر در کنار اهداف و خواسته های ریز و درشت خودت اهداف ویژه ای هم بنویسی به راحتی متوقف نمی شوی.

اهداف خاص و ویژه نمی گذارند موتور اراده تو خاموش شود.

بدون هدف زندگی کردن باعث می شود روزهای طلایی عمرت تلف شود.

همه ما هدف های زیادی را داشتیم و داریم.

مثلا قبولی در کنکور، انتخاب یک شغل خوب، درآمد خوب، همسر خوب، ماشین خوب، ویلای خوب و کلی خواسته های دیگر.

ولی وقتی هدف اصلی و ویژه نباشد و تو یک روز به هدف های فرعی برسی،

احساس می کنی زندگی ات پوچ بوده و عمرت بر باد رفته است!

مثلا ممکن است کار برنامه نویسی را به خاطر درآمد خوب انتخاب کنی و کاری که عاشقانه دوستش داری را رها کنی.

لازم است بدانی تمام هدف های فرعی تو را به سمت هدف اصلی هدایت می کنند.

یعنی اگر چاره ای نداری و برنامه نویسی را انتخاب کردی،

حتما هر روز یک تا دو ساعت کارهایی را که دوست داری را انجام بده تا در مسیر حرکت اراده خودت قرار بگیری.

با زندگی خودت شیر یا خط بازی نکن!

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشد نظرات تو برای من خیلی ارزشمند است و تک تک پیام هایت را می خوانم.

لطفاً نظرات خودت را در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه