نوشته‌ها

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی را می شناسی؟ خطاهای شناختی حقه بازی جدید روانشناسی است یا حقه بازی ذهن تو؟!

منظور من از شناخت همان فکر است، پس هر کجا کلمه شناخت را دیدی یا شنیدی بدان و آگاه باش 🙂 که با فکر و ذهن تو ارتباط دارد.

این را هم بگویم که زیاد درگیر کلمات فکر و ذهن و مغز و روح و روان و… نشو، چون اصلا مهم نیست!

مثلا لازم نیست که گیر بدهی و بگویی آقای روان بابا ذهن با مغز یا روح فرق دارد. چون من اسم همه این ها را می گذارم یک چیز!

تو احساس داری؟! خُب معلوم است صد البته. اگر غیر از این است 🙁 حتماً به من بگو!

همه چیز در این دنیا با احساس تو سروکار دارد.

اگر از احساس خودت خبر نداشته باشی دیگر مهم نیست که چه کاری می کنی!

در مقاله خودآگاهی تا حدودی از خودت باخبر شدی! و توانستی به بعضی از سوالات خودآگاهی که ذهنت را درگیر کرده بود جواب بدهی.

اگر آن را نخواندی حتما اینجا کلیک کن چون خطاهای شناختی تکمیل کننده خودآگاهی است.

یک چیزی باعث می شود احساسات تو شکل بگیرد و این احساسات مستقیم یا غیرمستقیم روی رفتار و رابطه تو با دیگران اثر می گذارد.

خطاهای شناختی یکی از این چیزهاست! وقتی که خطاهای شناختی را بشناسی می توانی احساسات خودت را بسازی.

پس خطاهای شناختی حقه بازی فکر توست.

به جان خودم حالا که قبول کردی خطاهای شناختی حقه بازی ذهن تو هست، کار من راحت تر شد!

گفتی که ۱۰۰% احساس داری، حالا احساسات چیست؟

احساساتاسترس، اضطراب، خشم، افسردگی، حسادت، گناه، ناامیدی، شکست، بدبختی، حقارت، طمع، ناراحتی، نارضایتی، نفرت و … اوه چقدر زیاد!!! همه احساسات منفی تو هستند که ۱۰۰% تجربه کردی یا خواهی کرد.

چرا احساسات مثبت را نگفتم و نیمه پر لیوان را ندیدم و مثبت اندیش نبودم! به سه دلیل:

۱- تو ربات نیستی و قرار نیست فقط سرشار از احساسات مثبت باشی چون امکان پذیر نیست و تو آدم هستی.

۲- تو هم مثل ۹۷% بقیه آدم ها هستی که متاسفانه بیشتر احساسات منفی را تجربه کردی و می کنی! قرار است که بتوانی احساسات منفی را به مثبت تبدیل کنی و فقط زندگی کنی.

۳- خُب کسی که حس و حال خوب و مثبت دارد، مرض ندارم که گیر بدهم! پس بهش میگم دمت گرم  بابا 🙂 همینطوری ادامه بده.

همانطور که گفتم یک چیز یا چیزهایی باعث می شود تو احساسات منفی زیادی را تجربه کنی و خطاهای شناختی هم جزو آن ها است.

خطاهای شناختی یا اشتباهات فکری همیشه اشتباه و غیرمنطقی هستند.

ولی تو آن را بزرگ می کنی و برایش ارزش زیادی قائل می شوی و خودت را در باتلاق احساسات منفی غرق می کنی.

حالا این خطاهای شناختی لعنتی چه چیزهایی هستند که زندگی را به کام تو تلخ می کنند و کم کم تو را نابود می کنند.

ده خطای شناختی

  1. تفکر همه یا هیچ
  2. تعمیم بیش از حد
  3. فیلتر ذهنی
  4. نادیده گرفتن نکات مثبت
  5. قضاوت عجولانه
  6. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی
  7. استدلال احساسی
  8. باید و نباید
  9. برچسب زدن
  10. مقصریابی

این لیست ده تایی خطاهای شناختی است. خوب نگاه شان کن و به خاطرت بسپار چون حسابی با آن ها کار داری و قرار است پدرشان را در بیاوری! 🙂 اصلا نباید رحم کنی چون خیلی نامرد هستن!

۱- تفکر همه یا هیچ

تفکر همه یا هیچیعنی تو همه چیز را سیاه و سفید می بینی!

مثلا کمال گراها همیشه دچار این نوع تفکر اشتباه می شوند و موقع انجام هر کاری می گویند یا بهترین یا هیچ، اگر بهترین شد ارائه می دهم وگرنه هیچ وقت ارائه نمی دهم.

خُب تا شروع نکنی و یک چیز ناقص ارائه ندهی هیچ وقت نمی توانی آن را کامل کنی و به بهترین تبدیل کنی.

به قول برنامه نویس ها مثل کامپیوتر فقط صفر و یک را می فهمی!

۲- تعمیم بیش از حد

تعمیم بیش از حدیعنی می گویی همیشه همین است!

مثلا یک اتفاق بد یا یک شکست را به کل زندگی ربط می دهی و می گویی من همیشه شکست می خورم من همیشه بدبختم و هیچ وقت این شکست و بدبختی های من تمام نمی شود.

یا یک چیز را درست نفهمیدی باز هم به کل زندگی ات ربط می دهی و می گویی همیشه همین است و من هیچ وقت درست نمی فهمم.

۳- فیلتر ذهنی

فیلتر ذهنییعنی یک قطره جوهر سیاه رنگ روی پیراهن سفید رنگ تو ریخته می شود!

مثلا یک بار یک اشتباهی را انجام دادی و فقط روی همان اشتباه یا یک قطره جوهر قرمز رنگ تمرکز می کنی و بقیه قسمت های سفید پیراهن یا کارهای درستی که تا حالا انجام دادی را نمی بینی و فیلتر می کنی.

ذهن با حقه بازی تمام نمی گذارد تو چیزهای خوب، کارهای درست و موفقیت هایت را به یاد بیاوری.

۴- نادیده گرفتن نکات مثبت

نادیده گرفتن نکات مثبتیعنی اصرار داری که ویژگی های مثبت تو ذره ای ارزش ندارند!

بارها گفتم من و تو آدم هستیم و ربات نیستیم، ممکن است ویژگی های مثبت و منفی زیادی داشته باشیم ولی من نمی دانم چرا به جای اینکه نکات مثبت زندگی ات را پرُرنگ تر کنی به نکات منفی بیشتر توجه می کنی و کوتاه نمی آیی!× 🙁

۵- قضاوت عجولانه

قضاوت عجولانهیعنی خیلی زود و بدون فکر می بُری و می دوزی و نتیجه می گیری!

وقتی خیلی زود نتیجه گیری کنی فکرت از کار می افتد و به جای واقعیت ها، سلیقه های شخصی تو و افکار اشتباه تو وارد زندگی ات می شود.

به همین دلیل یا تو از دیگران فرار می کنی یا دیگران از تو فرار می کنند!

ذهن خوانی و پیش بینی

قضاوت عجولانه دو مدل است: یکی ذهن خوانی و دیگری پیش بینی.

وقتی که تو از دیگران فرار می کنی یعنی داری ذهن دیگران را می خوانی. مثلا می گویی دوستم هیچ وقت مرا آدم حساب نمی کند و برایم ارزشی قائل نیست چون فکر می کند من آدم خودخواهی هستم!

شاید دوست تو به هزار و یک دلیل دیگر نتوانسته با تو هماهنگ کند یا شاید اصلا به تو ارتباطی نداشته است! و هیچ وقت به تو نگفته است خودخواه! ولی تو ذهن او را می خوانی!

یا با خودت می گویی می خواهد اتفاق بدی بیفتد، پیش بینی می کنی و جالب است خیلی وقت ها این پیش بینی ها کاملا اشتباه است.

مثلا مطمئنم که هفته بعد نمی توانم کنفرانس خودم را ارائه بدهم، امتحانم را خراب می کنم، شام مهمانی فردا می سوزد، در نتیجه از این موقعیت ها یا موقعیت های مشابه هم فرار می کنی یا مسوولیت قبول نمی کنی.

وقتی که دیگران از تو فرار می کنند باز هم ممکن است به خاطر ذهن خوانی های غیرواقعی و پیش بینی های اشتباه باشد.

۶- بزرگ نمایی یا کوچک نمایی

بزرگ نمایی یا کوچک نمایییعنی داری با موبایلت زوم می کنی!

همین الان موبایلت را بردار و دوربین را باز کن تا حقه دوربین را یاد بگیری!

دوربین را روی دستت بگیر و + را نگه دار تا بزرگ نمایی کنی، حالا را نگه دار تا کوچک نمایی کنی همان زوم کردن خودمان. خُب آیا دست تو بزرگ یا کوچک شد یا همان اندازه واقعی خودش را دارد؟

ذهن تو خیلی دقیق حقه دوربین را اجرا می کند.

تو و خیلی از ویژگی های مثبت و منفی که داری دقیقا مثل همان دست تو هستند.

پس چرا وقتی که می خواهی نکات مثبت خودت را بگویی و به یادت بیاوری دستت را روی می گذاری و آن ها را خیلی خیلی کوچک و بی ارزش می کنی؟!

و برعکس دستت را روی + می گذاری و نکات منفی را بزرگ و بزرگ تر می کنی و خیلی خیلی به آن بها می دهی؟!

۷- استدلال احساسی

استدلال احساسییعنی فقط با احساس خودت دلیل می آوری بدون کمک گرفتن از فکرت!

مثلا احساس ناامنی می کنی، می گویی این کشور همیشه ناامن است! احساس شکست می کنی، می گویی من همیشه شکست می خورم! جالب است هنوز هیچ کاری را انجام ندادی که به نتیجه شکست یا پیروزی برسی و فقط احساس می کنی!

۸- باید و نباید

باید و نبایدیعنی از زور و اجبار استفاده می کنی!

من یا دیگران باید اینطور باشیم یا نباید اینطور باشیم. پس یا زور می گویی یا زور می پذیری!

مثلا من نباید اینقدر خجالتی و عصبانی باشم، من چه مشکلی دارم؟ بچه یا همسرم باید اینطور که من دوست دارم عمل کنند.

۹- برچسب زدن

برچسب زدنیعنی روی غذا بیش از اندازه نمک می پاشی که دیگر نمی توان خورد!

خدا نکند یک اشتباه کوچک انجام دهی یا یک اشکال کوچک در شخصیت تو باشد، دیگر شورَش را در می آوری و به خودت وصله های ناجور می چسبانی.

مثلا یک چیز را نفهمیدی به جای اینکه بگویی من نفهمیدم دوباره توضیح بده می گویی من احمق و کودن هستم، من هیچ وقت هیچ چیز را درست نفهمیدم و همشه خنگ هستم!

۱۰- مقصریابی

مقصریابیبه جای اینکه خودت را قبول کنی و مسوولیت بپذیری همیشه دنبال مقصر می گردی!

هیچ کجا حل مسئله را به تو یاد ندادند و خودت هم هیچ وقت نخواستی دنبال حل مسئله بروی چون پیدا کردن علت مشکلات سخت است ولی پیدا کردن مقصر خیلی خیلی راحت تر است.

برای مقصریابی هم از دو مدل استفاده می کنی: یا خودت را مقصر می دانی یا دیگران!

خودت را مقصر می دانی

خودت را بی دلیل مسوول اشتباهات دیگران می دانی و یا با کوچکترین اشتباهی که مرتکب می شوی خودت را به شدت تنبیه می کنی.

دیگران را مقصر می دانی

مشکلات خودت را به گردن دولت، پدر و مادر و همسایه می اندازی! و از زیر بار مسوولیت ها شانه خالی می کنی.

خُب ده خطای شناختی تمام شد ولی کار تو تازه شروع می شود و قول دادی که پدر این خطاهای شناختی را در بیاوری! من هم در کنار تو هستم. هر کجا سوال داری یا توضیح و مثال بیشتری می خواهی حتما به من بگو.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

تاریخچه روانشناسی و اهداف آن

تاریخچه روانشناسی

آیا از تاریخچه روانشناسی آگاهی دارید؟

آیا می دانید اهداف روانشناسی چیست؟

کاربرد روانشناسی در زندگی چیست؟

در نوشته قبلی با دانش روانشناسی تا حدودی آشنا شدید.

در نوشته امروز با تاریخچه روانشناسی و اهداف روانشناسی آشنا خواهید شد.

دانستید که روانشناسی،

دانش بررسی رفتار و فرایندهای روانی است.

و با علوم طبیعی مثل زیست شناسی و فیزیولوژی و فلسفه ادغام شده است.

موضوع علم روانشناسی در حقیقت مجموعه رفتار های آشکار و افکار و احساسات پنهان است.

و رفتار هر فرد بیانگر حالات روانی او می باشد.

اهداف روانشناسی چیست؟

روانشناسی در زمینه های گوناگون زندگی به ما کمک بسیار زیادی می کند.

برای مثال یاد می گیریم که چطور خودمان، دیگران و محیط را درک کنیم.

رفتارها را پیش بینی کنیم.

با شیوه های حل مسئله آشنا می شویم و صورت مسائل را پاک نمی کنیم.

آسیب های روحی و روانی را بهبود بخشیده و در حل سختی ها و مشکلات زندگی همراه ما خواهد بود.

روانشناسی با رفع نیازها و کمبودهای انسان، راه سعادت، خوشبختی و شکوفایی را باز می کند.

مهمترین اهداف روانشناسی

  1. توصیف و سنجش رفتارها
  2. توضیح علل و چگونگی رفتارها
  3. پیش بینی نتایج رفتارها
  4. مهار یا کنترل رفتارها
  5. حل مشکلات رفتاری در زندگی فردی و اجتماعی

تاریخچه روانشناسی

ابتدا روانشناسی و انسان را از دیدگاه مسیحیت و اسلام بررسی می کنیم.

سپس به طور خلاصه کشورهایی که شروع کننده این علم بوده اند را بررسی می کنیم.

روانشناسی و انسان از دیدگاه مسیحیت:

جسم انسان امیال لذت طلبانه دارد ولی روح، تعالی معنوی دارد.

انسان دارای اراده است.

شخصیت هر فرد، جداگانه است و هیچ کس شبیه هم نیست.

انسان، باید مسئول رفتار خویش باشد.

روانشناسی و انسان از دیدگاه اسلام:

انسان دارای دو بعد جسمی و روانی است.

طبق آیات ۲۶ تا ۲۹ سوره حجر، بخشی از بدن از خاک آفریده شده و بخش دیگر، روح خداوندی است.

وَلَقَدْ خَلَقْنَا الإِنسَانَ مِن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿۲۶﴾

وَالْجَآنَّ خَلَقْنَاهُ مِن قَبْلُ مِن نَّارِ السَّمُومِ ﴿۲۷﴾

وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَهِ إِنِّی خَالِقٌ بَشَرًا مِّن صَلْصَالٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسْنُونٍ ﴿۲۸﴾

فَإِذَا سَوَّیْتُهُ وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی فَقَعُواْ لَهُ سَاجِدِینَ ﴿۲۹﴾

پس روح، الهی است و توانمندی های بسیار زیادی دارد.

طبق آیات قرآن، انسان ها یکسان آفریده نشده اند و دارای تفاوت های فردی زیادی هستند.

خداوند هیچ کس را بیش از توانایی اش مکلف نمی کند.

خداوند سرنوشت کسانی را که خودشان خواستار تغییر باشند، تغییر می دهد.

دانشمندان اسلامی به جای پرداختن به اصل و چگونگی روح، مفهوم نفس را بررسی کرده اند.

نفس، مادی نیست، عامل حیات است و با وجود مادی انسان در ارتباط است.

رفتار انسان به چگونگی ارتباط بین تن و روان بستگی دارد.

تاریخچه روانشناسی

تاریخچه روانشناسی در آلمان

روانشناسی علمی و تجربی در آلمان با افتتاح اولین آزمایشگاه رسمی روانشناسی توسط ویلهم وونت آغاز شد.

تاریخچه روانشناسی در آلمان و شکوفایی آن توسط برنتانو،اشتومیف، ابینگ هاوس، کولپه و جی ای مولر بوده است که نقش بسیار تاثیرگذاری داشته اند.

روش وونت در مطالعه رفتار، به نام «روش تجربی درون نگری» مشهور بود.

در این روش بیشتر روی شیوه ها و طرز رفتار فرد که از تجربه ها و نظر خود فرد برداشته شده است، تاکید می شود.

در صورتی که امروزه آن چه را که با نظر اکثریت افراد وفق می دهد، قابل اهمیت و اعتبار است.

تاریخچه روانشناسی در آمریکا

روانشناسی آمریکا بیش از وونت، از چارلز داروین و فرانسیس گالتون تاثیر گرفت.

نظریه تکامل در اواخر قرن نوزدهم به سرعت جای خود را در آمریکا باز کرد.

شاگردان وونت در آمریکا روانشناسی جدیدی را تاسیس کردند.

با تلاش ویلیام جیمز، استانلی هال، جیمز مک کین کتل و… روانشناسی کاربردی و عملی ایجاد شد.

آنان به مطالعه این مسئله پرداختند که ذهن چگونه عمل می کند نه اینکه از چه چیزی تشکیل شده است.

آنان روانشناسی را به دنیای واقعی آموزش و پرورش، صنعت، تبلیغات، رشد کودک و درمانگاه ها بردند.

فعالیت روانشناسان آمریکایی تحت تاثیر سه عامل زیر بود:

  1. تجربیات آزمایشگاهی وونت
  2. فرضیه تکامل داروین
  3. مفهوم منحنی طبیعی احتمالات گوس (Gauss)

استانلی هال روی کودکان مطالعه کرد و به عنوان اولین رییس انجمن روانشناسی آمریکا انتخاب شد.

جیمز مک کین کتل روی آزمون های روانی و روانشناسی تفاوت های فردی مطالعات زیادی انجام داد.

تاریخچه روانشناسی در انگلیس

کارل پیرسون و اسپیرمن در انگلستان از فرانسیس گالتون تاثیر گرفتند.

فرانسیس گالتون تحت تاثیر فرضیه تکامل داروین، مطالعات زیادی در زمینه تفاوت های فردی انجام داد.

ضمنا مفهوم تست را برای سنجش یک خصلت خاص مطالعه نمود و روش همبستگی را به عنوان یک شیوه آماری برای تجزیه و تحلیل ارقام و اعداد ابداع کرد.

تاریخچه روانشناسی در فرانسه

روانشناسان فرانسوی علاقه زیادی به مطالعه رفتار غیر عادی داشتند.

او بیماران روانی را درمان کرد و بیماری های روانی را مانند بیماری های جسمی قابل درمان دانست.

شارکو، برنهایم، ریبو و ژانه از دیگر دانشمندان برجسته فرانسوی در تاریخچه روانشناسی غیر عادی و روانپزشکی بودند.

همچنین دانشمندان فرانسوی به هیپنوتیزم (خواب مصنوعی) که ابتدا به وسیله مسمر (Mesmer) مغناطیس حیوانی خوانده شده بود، علاقه زیادی نشان دادند.

تاریخچه روانشناسی در روسیه

روانشناسان روسی بر فعالیت ها و یافته های ایوان پاولف استناد کردند.

او فیزیولوژیست بود و فرایند شرطی شدن عکس العمل ها را مورد مطالعه قرار داد.

عکس العمل ها یا بازتاب ها، رفتارهای فطری و غیر اکتسابی هستند و هنگام تولد وجود دارند.

پاولف نشان داد که این بازتاب ها را هم می توان آموخت.

او به سگ های آزمایشگاهی یاد داد که در مقابل صدای زنگ نیز بزاق ترشح کنند.

تاریخچه روانشناسی در اتریش

در اتریش، زیگموند فروید و پزشکان دیگر، به روانشناسی بالینی و معالجه روان رنجورها پرداختند.

روان رونجورها از انواع معضلات رنج می برند. برای مثال فلج دست و پا، بی حسی، مشکلات بینایی، گیجی و…

فروید با عنوان کردن مفاهیم هوشیاری، نیمه هوشیاری و ناهوشیاری، روانشناسی را در جهت خاصی سوق داد.

او معتقد بود که ممکن است ما به چیزی فکر کنیم، بدون آنکه خودمان بدانیم.

یا کسی را دوست داشته باشیم و در عین حال از او متنفر باشیم.

تاریخچه روانشناسی در ایران

روانشناسی با عنوان علم النفس یا اخلاق به عنوان یکی از شاخه های اصلی فلسفه تدریس می شده است.

مباحث اصلی روانشناسی مثل احساس، ادراک، عواطف، تفکر، تخیل و توانایی های ذهنی توسط دانشمندانی مانند رازی، ابن سینا، ناصرخسرو و ملاصدرا مورد بحث قرار گرفته است.

پس از تاسیس دانشگاه تهران و دارالمعلمین، روانشناسی به عنوان یکی از علوم جدید در ایران مطرح شد.

دکتر علی اکبر سیاسی و دکتر محمد باقر هوشیار از پیشتازان روانشناسی در ایران بودند.

پس از آن دکتر محمود صناعی خدمت بزرگی به روانشناسی کرد.

بعد از آن در سال ۱۳۴۴ دکتر سعید شاملو بنیان گذار روانشناسی بالینی ایران اولین کلینیک مرکز مشاوره را تاسیس کرد.

و از پیشگامان طراحی سازمان نظام روانشناسی بوده اند.

امروزه کاربرد روانشناسی در زندگی رشد چشمگیری داشته است.

مراکز، ادارات و کارخانجات اقدام به تاسیس واحد روانشناسی کرده اند.

کلینیک های مشاوره و روان درمانی گسترش پیدا کرده و خوشبختانه آگاهی های مردم در خصوص نقش روانشناسی در زندگی افزایش یافته است.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

 

مراقبه یا مدیتیشن را فراموش نکنید

مراقبه یا مدیتیشن

مراقبه یا مدیتیشن را فراموش نکنید.

مراقبه یا مدیتیشن (Meditation) را به عنوان یکی از ابزارهای کاهش استرس باید در جعبه ابزار خودتان قرار بدهید.

شاید فکر کنید که مراقبه به درد محل کار شما نمی خورد و در مورد انجام آن کمی تردید داشته باشید.

شاید خیلی از اوقات احساس کردید که ذهن و جسم شما آرام و متمرکز است،

در همان لحظه کاری که انجام می دهید چیزی شبیه مراقبه کردن می باشد.

برای مثال

  • من وقتی به دریا یا یک رودخانه روان نگاه می کنم،
  • تصاویر آرامش بخش را تماشا می کنم،
  • در پشت میزکارم غرق در افکار و احساسات می شوم،
  • روی اهدافم تمرکز می کنم،
  • در یک جای راحت دراز می کشم
  • و یا حالت های فوق العاده ی دیگری که هر کدام از ما بارها آن را تجربه کرده ایم،

در واقع مشغول انجام مراقبه و آرامش جسم و ذهن هستیم.

مراقبه قدمت چندین هزار ساله دارد

و در کشورهای شرقی به عنوان وسیله ای برای جستجوی درون و خودشناسی و ارتباط با جهان هستی مورد استفاده قرار می گرفت.

اکنون مراقبه به کشورهای غربی هم راه پیدا کرده است و محققان تاثیرات بسیار مثبت آن را تایید کرده اند.

دکتر هربرت بنسون از موسسه پزشکی بیمارستان دکونز در ایالت بوستون از اولین کسانی بود که مراقبه در در کشورهای غربی معرفی کرده و مردم را با آن آشنا کرد.

دکتر هربرت بنسون

مراقبه از تکنیک های تسلط بر ذهن می باشد

و اگر روزانه به مدت ۲۰ دقیقه مراقبه کنید

به شادی و آرامش عمیقی دست خواهید یافت

مراقبه بهترین داروی آرامش بخش اعصاب است و جسم و ذهن شما را آرام و استرس هایتان را کاهش خواهد داد.

با مراقبه می توانید افکار و احساسات خودتان را کنترل کنید و افکار ناخواسته و مزاحم را از بین ببرید.

مراقبه یک مهارت است که با تکرار و تمرین بیشتر، توانایی کنترل افکار و احساسات، نگرانی ها و استرس های خود را خواهید داشت و انرژی شما را چندین برابر می کند.

مراقبه را به چندین روش می توانید انجام بدهید.

ولی رایج ترین نوع مراقبه شمارش نفس ها و مراقبه با یک صدا یا کلمه خاص می باشد که در ادامه توضیح داده ام.

فقط به این نکته توجه داشته باشید که با یک بار مراقبه کردن، مهارت های شما افزایش پیدا نخواهد کرد بلکه انجام روزانه این تکنیک نتایج فوق العاده ارزشمندی را برجای خواهد گذاشت.

ولی من مطمئن هستم که اگر یک بار این تکنیک را انجام بدهید، نتایج مثبت آن را می بینید و شگفت زده می شوید.

مراقبه چه فایده هایی دارد؟

مطالعات انجام شده ثابت کرده اند که مراقبه روی سیستم ایمنی بدن ما تاثیرات شگفت انگیزی دارد، بخشی از فواید آن به شرح زیر می باشد.

همچنین مزایای بسیار زیادی برای روح و روان همه افراد دارد.

  • فشار خون ما را پایین می آورد.
  • گردش خون بهتر انجام می شود.
  • تعداد ضربان قلب را کاهش می دهد.
  • دمای بدن کاهش یافته و کمتر عرق می کنیم.
  • تعداد تنفس را کاهش می دهد.
  • هورمون های استرس، کمتر ترشح می شوند.
  • کمتر نگران و مضطرب می شوید.
  • شاد و سرحال می شوید.
  • بیشتر احساس آرامش می کنید.
  • با دیگران روابط موثر و قوی تری برقرار خواهید کرد.
  • اعتماد به نفس شما را افزایش می دهد.
  • افکار ناخواسته را کنترل و باعث تمرکز بیشتر می شود.
  • دستیابی به اهداف آسان تر خواهد شد.
  • تضمین کننده سلامتی شما خواهد بود.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

کتاب قلب روح

کتاب قلب روح

کتاب قلب روح اولین کتاب در بخش معرفی کتاب است.

از امروز تصمیم گرفتم کتاب هایی که خوانده ام و تاثیر زیادی در زندگیم داشته را با شما همراهان به اشتراک بگذارم و پیشنهاد می کنم حتما آنها را مطالعه بفرمائید.

خوب اولین کتاب تاثیر گذار، قلب روح به نویسندگی آقای گری زوکاو و خانم لیندا فرانسیس می باشد که خلاصه ای از این کتاب را تقدیم شما می کنم.

کتاب قلب روح به ما می گوید که:

قدرت حقیقی چیست؟

چرا باید به قدرت حقیقی برسم؟

چگونه می توانم به قدرت حقیقی برسم؟

قدرت درونی خوب است یا قدرت بیرونی؟

قلب روح چیست؟

هدف از خلقت من چه بوده است؟

اهداف من چیست؟

کدام جهان کامل را ترجیح می دهم؟ طبیعت بکر یا زباله دانی؟

ارج نهادن و قدرشناسی یا خشونت و نابودی؟

و…

من با مطالعه این کتاب فهمیدم که :

با نزدیک شدن به روح خودم می توانم به قدرت حقیقی دست پیدا کنم.

قدرت حقیقی یعنی هماهنگ کردن شخصیت و روح خود با هم.

خلق قدرت حقیقی کاملاً متفاوت با دنبال کردن نیروی بیرونی است.

خلق قدرت حقیقی نیازمند تلاش و کوشش در تمام طول زندگی و مستلزم این است که لحظه به لحظه از احساسات خود و تصمیم هایی که می گیرم آگاه باشم.

انتخابی که در هر لحظه انجام می دهم، انتخاب بین یک جهان کامل و جهانی ناقص نیست؛ بین جهان های کامل است. بین کمال و کمال است.

تغییر دادن شرایط نیازمند قلب های ما است.

دنیای درون خودم را بشناسم.

قبل از انجام هر کاری حتماً از خودم بپرسم که هدف من از انجام این کار چیست؟

با جستجوی درون خودم می توانم به قدرت حقیقی برسم.

باید خودم را تغییر بدهم نه دیگران را !

خودم منبع ارزش و احترام برای خودم باشم.

کتاب قلب روح

اصول اولیه کتاب قلب روح :

دوازده اصل اول

۱- تغییر شرایط به قلب انسان ها نیاز دارد.

۲- هر یک از ما جدایی ناپذیر از دیگری هستیم.

۳- باید بیاموزیم چگونه به درون خودمان نگاه کنیم

۴- باید مراقب دیگران باشیم تا دیگران مراقب ما باشند.

۵- انرژی که در من جاری است همواره سالم و بی خطر است.

۶- احساسات ما از دستگاه انرژی ما نشأت می گیرد نه از افراد و دنیای بیرون.

۷- با احساسات خودمان دوست بشویم و آنها را مانند هدیه هایی ببینیم.

۸- هر احساسی یک پیام از روح ما است.

۹- هر شخصی دستگاه انرژی منحصر به فردی دارد.

۱۰- خروج انرژی از تمام مراکز انرژی بدن با عشق و اعتماد، دستگاه انرژی را زیبا و نورانی می کند.

۱۱- رد شدن در مدرسه زمین معنی ندارد و هیچ کس در آن رد نمی شود.

۱۲- جهان هستی استاد راهنما و زندگی نیز کلاس درس ما است.

دوازه اصل دوم

۱- هر قدر دقیق تر بنگرم، جزئیات بیشتری می بینم.

۲- نقشه ی چشم انداز عاطفی خودم را ترسیم کنم.

۳- چشم انداز درونی ما بسیار غنی تر از چشم انداز بیرونی است.

۴- روی پل بایستید و رود عواطف خود را ببینید.

۵- صمیمیت ایجاد کنیم.

۶-با آرزو کردن نمی توان به قدرت حقیقی دست یافت.

۷- قدرت حقیقی یعنی تجربه ای عاری از محدودیت، ترس و عدم اعتماد به نفس

۸- اندیشیدن با مصمم بودن تفاوت دارد.

۹- دنیا مدرسه ای است برای احساسات ما.

۱۰- زمین را مانند یک مدرسه در نظر بگیریم و همیشه در حال یادگیری باشیم.

۱۱- دانش آموز مدرسه زمین باشیم.

۱۲- هر یک از احساسات ما یک کلاس متفاوت در این مدرسه است.

ما در دنیا دو نوع کلاس بیشتر نداریم:

۱-کلاس عشق و اعتماد

۲-کلاس ترس و تردید

من به شما پیشنهاد می کنم برای رسیدن به اهداف خود کارهای زیر را انجام دهید :

من خودم شروع کردم، تا دیر نشده اقدام کنید …

۱- باید فهرستی از کلاس های احساسی خودمان تهیه کنیم.

بی توجهی به احساسات یعنی بی توجهی به ترس ها و شادی های خودمان.

نباید به ترس های خودمان بی توجه باشیم.

۲- با تشخیص احساسات خودمان می توانیم تحولی عظیم در زندگی خودمان ایجاد کنیم.

باید بپذیرم که مسئول احساسات دردناک خودم هستم نه دیگران و محیط پیرامون من.

۳- به دستگاه انرژی منحصر به فرد خودم توجه کنم.

دستگاه انرژی را نمی توان با حواس پنجگانه درک کرد و شناخت.

۴- در همه حال و در هر لحظه دانش آموز مدرسه زمین باشیم و فقط یاد بگیریم …

مطمئنم که کتاب قلب روح همانطور که در زندگی من اثر گذار بوده، زندگی شما را نیز متحول خواهد کرد.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه