دوست خوب داری!؟

دوست خوب

دوست خوب داری!؟ چندتا؟

طی مشاوره هایی که با افراد زیادی داشته ام، آن ها می پرسند که چطور می توانم یک دوست خوب پیدا کنم؟

من هم می گویم که عروسک چهارم را به عنوان دوست خوب خود انتخاب کنید!

با تعجب نگاه می کنند و می گویند عروسک چهارم!؟

بلافاصله داستان بسیار زیبای استاد پیر و عروسک ها را بازگو می کنم

و جالب این که بعد از گوش دادن به داستان، چند لحظه ای به فکر فرو می روند و می گویند که آقای عباسی واقعاً ما را دگرگون کردید!

این داستان که بیشتر شبیه واقعیت هست را حتماً بخوانید.

داستان دوست خوب

یک روز پیرمرد دانایی به همراه شاگردانش از کنار کاخ پادشاه آن زمان در حال عبور بودند.

پادشاه که در ایوان کاخ ایستاده بود و مشغول تماشای طبیعت زیبا بود، ناگهان آن پیرمردِ دانا را دید.

دستور داد که او را نزد خویش بیاورند. پیرمرد به همراه شاگردانش نزد پادشاه رفتند.

پادشاه از پیرمرد دانا، تشکر زیادی کرد و از استاد درخواست کرد تا یک نکته ی آموزنده ای را بیان کند تا شاید در آینده بدرد شاهزاده بخورد و روی او تاثیرگذار باشد.

پیرمرد دانا کیسه ای همراه خودش داشت و ناگهان دست خود را داخل کیسه برد و سه عروسک را بیرون آورد.

رو به شاهزاده کرد و گفت: این سه عروسک را بگیر و اوقات خودت را با آن ها سپری کن!

عروسک های پیرمرد دانا!

شاهزاده که ناراحت شده بود با تمسخر به پیرمرد گفت: من که دختر نیستم با عروسک های تو بازی کنم.

این استاد بزرگ اولین عروسک را برداشت و تکه نخی را از کیسه اش درآورد.

نخ را داخل گوش عروسک کرد، نخ از گوش دیگر عروسک خارج شد.

عروسک دوم را برداشت و باز هم تکه نخ را داخل گوش عروسک کرد، این بار نخ از دهان عروسک خارج گردید.

عروسک سوم را برداشت و باز هم تکه نخ را داخل گوش عروسک نمود، اما در بار سوم همچنان که نخ به داخل گوش فرو می رفت، از هیچ کدام از عضوهای قبلی یعنی گوش و دهان، خارج نشد!

پیرمرد دانا دوباره رو به شاهزاده کرد گفت: هر سه عروسک هم از دوستان شما هستند.

سه نکته خیلی مهم و کلیدی را بیان کرد که به شما خواهم گفت.

کدام عروسک، دوست شماست؟

به نظر شما منظور پیرمرد دانا از این کار چه بود؟

پیرمرد می خواست به شاهزاده بفهماند که کدام یک از سه عروسک می تواند دوست خوبی برای او و آینده کشور باشد.

در واقع عروسک نمادی از دوستان خوب و بدی است که شاهزاده خودش می تواند انتخاب کند.

پیرمرد پس از لحظه ای سکوت گفت:

  1. اولین عروسک که به هیچ عنوان به حرف های شما توجهی نکرده است.
  2. دومین عروسک هم هر حرفی را که از شما بشنود، همه جا خواهد گفت.
  3. و اما عروسک سوم هر چیزی بشنود، هیچ حرفی نمی زند و سکوت اختیار می کند.

شاهزاده با شادی و خوشحالی خیلی زیادی گفت:

پس بهترین دوست من، مورد سومی هست و او را در امور کشوری منصوب خواهم کرد.

یک لحظه خودتان را به جای شاهزاده فرض کنید!

فکر کنید، اگر شما بودید کدام یک از این عروسک ها را به عنوان یک دوست خوب انتخاب می کردید؟ و استاد چه جوابی خواهند داد؟

استاد پاسخ دادند که نه انتخاب شما اشتباه می باشد!

بلافاصله دست را در داخل کیسه کرده و عروسک چهارم را خارج کردند.

عروسک چهارم دوست خوب توست!

و گفتند که باید در جستجوی این دوست باشید. این بهترین دوست و مشاور شما خواهد بود.

شاهزاده تکه نخ را برداشت و روی عروسک چهارم امتحان کرد.

با تعجب مشاهد کرد که نخ از گوش دیگر عروسک چهارم هم خارج شد.

رو به استاد کرد و گفت: این که نشد!

استاد گفت دوباره امتحان کن.

شاهزاده، بار دوم تکه نخ را داخل گوش عروسک کرد و این بار نخ از دهان عروسک خارج شد.

بار سوم هم امتحان کرد و مشاهده کرد که نخ در داخل گوش باقی مانده و از گوش و دهان عروسک خارج نشد.

شاهزاده در حالت تعجب بود که استاد گفت:

شخصی شایسته دوستی و مشورت با توست که بداند،

کِی حرف بزند،

کِی گوش بدهد

و کِی ساکت بماند!

پس تلاش کنید برای خود یک دوست خوب پیدا کنید.

می توانید از ویژگی هایی که در بالا اشاره کردم و همچنین خصوصیات یک دوست خوب که در بخش بعدی حداقل سی مورد را گفتم استفاده کنید

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

0 پاسخ

نظرت را بنویس

نظرت برایم خیلی مهم است
لطفا همین الان نظرت را بنویس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.