خطاهای شناختی

خطاهای شناختی یا اشتباهات فکری چیست؟

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی را می شناسی؟ خطاهای شناختی حقه بازی جدید روانشناسی است یا حقه بازی ذهن تو؟!

منظور من از شناخت همان فکر است، پس هر کجا کلمه شناخت را دیدی یا شنیدی بدان و آگاه باش 🙂 که با فکر و ذهن تو ارتباط دارد.

این را هم بگویم که زیاد درگیر کلمات فکر و ذهن و مغز و روح و روان و… نشو، چون اصلا مهم نیست!

مثلا لازم نیست که گیر بدهی و بگویی آقای روان بابا ذهن با مغز یا روح فرق دارد. چون من اسم همه این ها را می گذارم یک چیز!

تو احساس داری؟! خُب معلوم است صد البته. اگر غیر از این است 🙁 حتماً به من بگو!

همه چیز در این دنیا با احساس تو سروکار دارد.

اگر از احساس خودت خبر نداشته باشی دیگر مهم نیست که چه کاری می کنی!

در مقاله خودآگاهی تا حدودی از خودت باخبر شدی! و توانستی به بعضی از سوالات خودآگاهی که ذهنت را درگیر کرده بود جواب بدهی.

اگر آن را نخواندی حتما اینجا کلیک کن چون خطاهای شناختی تکمیل کننده خودآگاهی است.

یک چیزی باعث می شود احساسات تو شکل بگیرد و این احساسات مستقیم یا غیرمستقیم روی رفتار و رابطه تو با دیگران اثر می گذارد.

خطاهای شناختی یکی از این چیزهاست! وقتی که خطاهای شناختی را بشناسی می توانی احساسات خودت را بسازی.

پس خطاهای شناختی حقه بازی فکر توست.

به جان خودم حالا که قبول کردی خطاهای شناختی حقه بازی ذهن تو هست، کار من راحت تر شد!

گفتی که ۱۰۰% احساس داری، حالا احساسات چیست؟

احساساتاسترس، اضطراب، خشم، افسردگی، حسادت، گناه، ناامیدی، شکست، بدبختی، حقارت، طمع، ناراحتی، نارضایتی، نفرت و … اوه چقدر زیاد!!! همه احساسات منفی تو هستند که ۱۰۰% تجربه کردی یا خواهی کرد.

چرا احساسات مثبت را نگفتم و نیمه پر لیوان را ندیدم و مثبت اندیش نبودم! به سه دلیل:

۱- تو ربات نیستی و قرار نیست فقط سرشار از احساسات مثبت باشی چون امکان پذیر نیست و تو آدم هستی.

۲- تو هم مثل ۹۷% بقیه آدم ها هستی که متاسفانه بیشتر احساسات منفی را تجربه کردی و می کنی! قرار است که بتوانی احساسات منفی را به مثبت تبدیل کنی و فقط زندگی کنی.

۳- خُب کسی که حس و حال خوب و مثبت دارد، مرض ندارم که گیر بدهم! پس بهش میگم دمت گرم  بابا 🙂 همینطوری ادامه بده.

همانطور که گفتم یک چیز یا چیزهایی باعث می شود تو احساسات منفی زیادی را تجربه کنی و خطاهای شناختی هم جزو آن ها است.

خطاهای شناختی یا اشتباهات فکری همیشه اشتباه و غیرمنطقی هستند.

ولی تو آن را بزرگ می کنی و برایش ارزش زیادی قائل می شوی و خودت را در باتلاق احساسات منفی غرق می کنی.

حالا این خطاهای شناختی لعنتی چه چیزهایی هستند که زندگی را به کام تو تلخ می کنند و کم کم تو را نابود می کنند.

ده خطای شناختی

  1. تفکر همه یا هیچ
  2. تعمیم بیش از حد
  3. فیلتر ذهنی
  4. نادیده گرفتن نکات مثبت
  5. قضاوت عجولانه
  6. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی
  7. استدلال احساسی
  8. باید و نباید
  9. برچسب زدن
  10. مقصریابی

این لیست ده تایی خطاهای شناختی است. خوب نگاه شان کن و به خاطرت بسپار چون حسابی با آن ها کار داری و قرار است پدرشان را در بیاوری! 🙂 اصلا نباید رحم کنی چون خیلی نامرد هستن!

۱- تفکر همه یا هیچ

تفکر همه یا هیچیعنی تو همه چیز را سیاه و سفید می بینی!

مثلا کمال گراها همیشه دچار این نوع تفکر اشتباه می شوند و موقع انجام هر کاری می گویند یا بهترین یا هیچ، اگر بهترین شد ارائه می دهم وگرنه هیچ وقت ارائه نمی دهم.

خُب تا شروع نکنی و یک چیز ناقص ارائه ندهی هیچ وقت نمی توانی آن را کامل کنی و به بهترین تبدیل کنی.

به قول برنامه نویس ها مثل کامپیوتر فقط صفر و یک را می فهمی!

۲- تعمیم بیش از حد

تعمیم بیش از حدیعنی می گویی همیشه همین است!

مثلا یک اتفاق بد یا یک شکست را به کل زندگی ربط می دهی و می گویی من همیشه شکست می خورم من همیشه بدبختم و هیچ وقت این شکست و بدبختی های من تمام نمی شود.

یا یک چیز را درست نفهمیدی باز هم به کل زندگی ات ربط می دهی و می گویی همیشه همین است و من هیچ وقت درست نمی فهمم.

۳- فیلتر ذهنی

فیلتر ذهنییعنی یک قطره جوهر سیاه رنگ روی پیراهن سفید رنگ تو ریخته می شود!

مثلا یک بار یک اشتباهی را انجام دادی و فقط روی همان اشتباه یا یک قطره جوهر قرمز رنگ تمرکز می کنی و بقیه قسمت های سفید پیراهن یا کارهای درستی که تا حالا انجام دادی را نمی بینی و فیلتر می کنی.

ذهن با حقه بازی تمام نمی گذارد تو چیزهای خوب، کارهای درست و موفقیت هایت را به یاد بیاوری.

۴- نادیده گرفتن نکات مثبت

نادیده گرفتن نکات مثبتیعنی اصرار داری که ویژگی های مثبت تو ذره ای ارزش ندارند!

بارها گفتم من و تو آدم هستیم و ربات نیستیم، ممکن است ویژگی های مثبت و منفی زیادی داشته باشیم ولی من نمی دانم چرا به جای اینکه نکات مثبت زندگی ات را پرُرنگ تر کنی به نکات منفی بیشتر توجه می کنی و کوتاه نمی آیی!× 🙁

۵- قضاوت عجولانه

قضاوت عجولانهیعنی خیلی زود و بدون فکر می بُری و می دوزی و نتیجه می گیری!

وقتی خیلی زود نتیجه گیری کنی فکرت از کار می افتد و به جای واقعیت ها، سلیقه های شخصی تو و افکار اشتباه تو وارد زندگی ات می شود.

به همین دلیل یا تو از دیگران فرار می کنی یا دیگران از تو فرار می کنند!

ذهن خوانی و پیش بینی

قضاوت عجولانه دو مدل است: یکی ذهن خوانی و دیگری پیش بینی.

وقتی که تو از دیگران فرار می کنی یعنی داری ذهن دیگران را می خوانی. مثلا می گویی دوستم هیچ وقت مرا آدم حساب نمی کند و برایم ارزشی قائل نیست چون فکر می کند من آدم خودخواهی هستم!

شاید دوست تو به هزار و یک دلیل دیگر نتوانسته با تو هماهنگ کند یا شاید اصلا به تو ارتباطی نداشته است! و هیچ وقت به تو نگفته است خودخواه! ولی تو ذهن او را می خوانی!

یا با خودت می گویی می خواهد اتفاق بدی بیفتد، پیش بینی می کنی و جالب است خیلی وقت ها این پیش بینی ها کاملا اشتباه است.

مثلا مطمئنم که هفته بعد نمی توانم کنفرانس خودم را ارائه بدهم، امتحانم را خراب می کنم، شام مهمانی فردا می سوزد، در نتیجه از این موقعیت ها یا موقعیت های مشابه هم فرار می کنی یا مسوولیت قبول نمی کنی.

وقتی که دیگران از تو فرار می کنند باز هم ممکن است به خاطر ذهن خوانی های غیرواقعی و پیش بینی های اشتباه باشد.

۶- بزرگ نمایی یا کوچک نمایی

بزرگ نمایی یا کوچک نمایییعنی داری با موبایلت زوم می کنی!

همین الان موبایلت را بردار و دوربین را باز کن تا حقه دوربین را یاد بگیری!

دوربین را روی دستت بگیر و + را نگه دار تا بزرگ نمایی کنی، حالا را نگه دار تا کوچک نمایی کنی همان زوم کردن خودمان. خُب آیا دست تو بزرگ یا کوچک شد یا همان اندازه واقعی خودش را دارد؟

ذهن تو خیلی دقیق حقه دوربین را اجرا می کند.

تو و خیلی از ویژگی های مثبت و منفی که داری دقیقا مثل همان دست تو هستند.

پس چرا وقتی که می خواهی نکات مثبت خودت را بگویی و به یادت بیاوری دستت را روی می گذاری و آن ها را خیلی خیلی کوچک و بی ارزش می کنی؟!

و برعکس دستت را روی + می گذاری و نکات منفی را بزرگ و بزرگ تر می کنی و خیلی خیلی به آن بها می دهی؟!

۷- استدلال احساسی

استدلال احساسییعنی فقط با احساس خودت دلیل می آوری بدون کمک گرفتن از فکرت!

مثلا احساس ناامنی می کنی، می گویی این کشور همیشه ناامن است! احساس شکست می کنی، می گویی من همیشه شکست می خورم! جالب است هنوز هیچ کاری را انجام ندادی که به نتیجه شکست یا پیروزی برسی و فقط احساس می کنی!

۸- باید و نباید

باید و نبایدیعنی از زور و اجبار استفاده می کنی!

من یا دیگران باید اینطور باشیم یا نباید اینطور باشیم. پس یا زور می گویی یا زور می پذیری!

مثلا من نباید اینقدر خجالتی و عصبانی باشم، من چه مشکلی دارم؟ بچه یا همسرم باید اینطور که من دوست دارم عمل کنند.

۹- برچسب زدن

برچسب زدنیعنی روی غذا بیش از اندازه نمک می پاشی که دیگر نمی توان خورد!

خدا نکند یک اشتباه کوچک انجام دهی یا یک اشکال کوچک در شخصیت تو باشد، دیگر شورَش را در می آوری و به خودت وصله های ناجور می چسبانی.

مثلا یک چیز را نفهمیدی به جای اینکه بگویی من نفهمیدم دوباره توضیح بده می گویی من احمق و کودن هستم، من هیچ وقت هیچ چیز را درست نفهمیدم و همشه خنگ هستم!

۱۰- مقصریابی

مقصریابیبه جای اینکه خودت را قبول کنی و مسوولیت بپذیری همیشه دنبال مقصر می گردی!

هیچ کجا حل مسئله را به تو یاد ندادند و خودت هم هیچ وقت نخواستی دنبال حل مسئله بروی چون پیدا کردن علت مشکلات سخت است ولی پیدا کردن مقصر خیلی خیلی راحت تر است.

برای مقصریابی هم از دو مدل استفاده می کنی: یا خودت را مقصر می دانی یا دیگران!

خودت را مقصر می دانی

خودت را بی دلیل مسوول اشتباهات دیگران می دانی و یا با کوچکترین اشتباهی که مرتکب می شوی خودت را به شدت تنبیه می کنی.

دیگران را مقصر می دانی

مشکلات خودت را به گردن دولت، پدر و مادر و همسایه می اندازی! و از زیر بار مسوولیت ها شانه خالی می کنی.

خُب ده خطای شناختی تمام شد ولی کار تو تازه شروع می شود و قول دادی که پدر این خطاهای شناختی را در بیاوری! من هم در کنار تو هستم. هر کجا سوال داری یا توضیح و مثال بیشتری می خواهی حتما به من بگو.

  • از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

2 نظرات
  1. ستار می گوید

    سلام احسنت و درود بر شما.

    1. صادق عباسی می گوید

      سلام ستار جان
      تو فوق العاده ای
      مرسی که هستی
      همیشه حس و حالت فوق العاده

نظرت را بنویس

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.