مقالات آموزشی عملی، کاربردی و رایگان

اینفوگرافیک پنجره جوهری

مقاله قبلی درباره پنجره جوهری بود. حتماً آن را بخوان تا بیشتر متوجه اینفوگرافیک پنجره جوهری شوی.

اینفوگرافیک پنجره جوهری

همانطور که گفتم پنجره جوهری به چهار بخش یا پنجره کوچکتر تقسیم می شود:

  1. پنجره معلوم
  2. پنجره مخفی
  3. پنجره مغفول
  4. پنجره مجهول

اینفوگرافیک پنجره جوهری با توضیحات مختصر

پنجره اول یعنی معلوم درباره چیزهایی است که هم تو می دانی و هم دیگران می دانند. این پنجره عمومی است و هر چقدر بیشتر باز شود ارتباط قویتری با دیگران شکل می گیرد.

پنجره دوم یعنی مخفی درباره چیزهایی است که تو می دانی ولی دیگران نمی دانند. این پنجره خصوصی است و لازم نیست که بیش از اندازه آن را باز کنی مگر برای افراد خصوصی زندگی ات.

پنجره سوم یعنی مغفول درباره چیزهایی است که تو نمی دانی و از آن ها غافل شدی ولی دیگران می دانند. اجازه بده تا دیگران این پنجره را باز کنند و چیزهایی که از نظر دیگران باارزش است را ببین.

پنجره سوم یعنی مجهول درباره چیزهایی است که تو نمی دانی و دیگران هم نمی دانند. لازم نیست وقت زیادی برای این پنجره بگذاری و عمرت را هدر دهی. اول پنجره های مهم تر را باز کن.

اینفوگرافیک پنجره جوهری یک نمای کلی از پنجره جوهری را به صورت گرافیکی نمایش می دهد.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

اینفوگرافیک خطاهای شناختی

اینفوگرافیک خطاهای شناختی

مقاله قبلی درباره خطاهای شناختی بود. حتماً آن را بخوان تا بیشتر متوجه اینفوگرافیک خطاهای شناختی شوی.

اینفوگرافیک خطاهای شناختیاینفوگرافیک خطاهای شناختی یک نمای کلی از اشتباهات فکری تو را به صورت گرافیکی نمایش می دهد.

اگر این اشتباهای فکری یا خطاهای شناختی اصلاح شود زندگی رنگ و بوی جدیدی می گیرد و با خیال راحت تر نفس می کشی بدون استرس! 🙂

پس حتما اینفوگرافیک خطای شناختی را در جلوی چشمانت نصب کن یا در ذهنت تصویرسازی کن تا بتوانی در موقعیت های مختلف از شرشان خلاص شوی!

این ده خطا را به صورت خلاصه لیست می کنم:

  1. مطلق = سیاه و سفید = تفکر همه یا هیچ = صفر و یک
  2. تعمیم دادن
  3. فیلتر ذهنی
  4. ندیدن = نادیده گرفتن نکات مثبت
  5. قضاوت عجولانه
  6. زوم = بزرگ نمایی یا کوچک نمایی
  7. استدلال احساسی
  8. زور = باید یا نباید = زور گفتن یا پذیرفتن
  9. برچسب زدن
  10. مقصریابی = سرزنش کردن خود یا دیگران

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

پنجره جوهری

پنجره جوهری

پنجره جوهری

پنجره جوهری چیست؟ در مقاله خودآگاهی یک اشاره کوچکی به پنجره جوهری کردم و گفتم که این پنجره جوهری یا رنگی نیست! بلکه مدل جوهری است که از اول اسم دو روانشناس به نام های جوزف لوفت و هری اینگهام گرفته شده است.

پنجره جوهری (به انگلیسی Johari Window) مدل ارتباطی تو را با دیگران در چهار پنجره نشان می دهد و در کل تو را به دنیای درون و بیرون خودت متصل می کند.

پنجره چهارگانه جوهری

این پنجره را به چهار قسمت یا چهار پنجره جداگانه تقسیم کرده ام.

  1. معلوم
  2. مغفول
  3. مخفی
  4. مجهول

کاربرد پنجره جوهری

پنجره جوهری به تو کمک می کند:

هم با خودت ارتباط برقرار کنی یعنی به خودآگاهی و خودشناسی برسی.

هم با دیگران ارتباط برقرار کنی یعنی به دیگرآگاهی و دیگرشناسی برسی. چه اصطلاحاتی ساختم! 🙂

کاربرد اصلی پنجره جوهری این است که:

هم تو و هم دیگران نسبت به هم شناخت بیشتری پیدا می کنید

در نتیجه به جای اینکه آدم منفعل باشی بیشتر منعطف می شوی و تعارض و تضاد در روابط تو کمتر و کمتر می شود.

خُب حالا تصور کن که بین تو و خانواده ات، همسرت، بچه هایت، دوستانت، همکارانت، مدیرت و دیگران اختلافات خیلی کمی ایجاد شود، چه اتفاقی می افتد؟

پیشرفت می کنی یا پسرفت؟

تفسیر پنجره جوهری

اگر بخواهم به صورت کلی پنجره جوهری را تفسیر کنم باید بگویم که:

هر چقدر بیشتر بتوانی پنجره شماره یک را باز کنی و پنجره های دیگر را ببندی،

بیشتر و بهتر می توانی ارتباطات قوی تری بسازی.

تفسیر پنجره جوهری

باز کردن پنجره جوهری با مثال بیشتر

خُب حالا پنجره جوهری را باز می کنم تا ببینی در هر پنجره چه خبر است و قرار است چه کار کنی؟

من پنجره را باز می کنم تا هوای تازه بیشتری وارد شود تو هم باید تلاش کنی و هوای تازه را نفس بکشی!

پس مثال های این چهار پنجره را دقیق بررسی کن و اگر احساس کردی توضیح و مثال بیشتری می خواهی در بخش نظرات به من بگو.

پنجره اول : معلوم

پنجره جوهری

در پنجره جوهری اسم پنجره اول را معلوم گذاشتم!

یعنی چیزهایی که هم تو و هم دیگران آن ها را می دانید.

چیزهایی در زندگی شخصی و کاری تو هست که هم خودت و هم دیگران از آن خبر دارید و کاملا معلوم است.

مثلا پدر و مادرت، همسرت، شغل و محل کارت، ماشینت، بعضی از خواسته ها و احساساتت

مثلا من:

ماکارانی و کته با تن ماهی را خیلی دوست دارم،

خیلی صادق هستم و اگر احساس کنم به من دروغ می گویی خیلی زود از دستت ناراحت می شوم،

درون گرا و کمی خجالتی هستم پس لطفا خیلی به من گیر نده!

رنگ آبی و عطر کد ۳۵۴۰ عطر فروشی سیمرغ را خیلی دوست دارم،

اگر تو این اطلاعات را درباره من بدانی و من هم این اطلاعات را درباره تو بدانم، ارتباط بین من و تو هیچ وقت شکرآب نمی شود و همیشه باهم دوست می مانیم.

خیلی خیلی ساده است ولی خیلی خیلی راحت از کنارش رد می شویم!

پنجره دوم : مغفول

پنجره جوهری

در پنجره جوهری اسم پنجره دوم را مغفول گذاشتم!

یعنی چیزهایی که تو آن ها را نمی دانی ولی دیگران آن ها را می دانند.

چیزهایی که تو از آن ها خبر نداری و یا برای آن ارزش قائل نیستی ولی از نظر دیگران ارزشمند است و آن ها بهتر از تو می دانند.

مثلا همسرت فکر می کند تو یک آدم مهربان هستی ولی تو فکر می کنی خیلی خشن و سنگ دل هستی یا برعکس.

پنجره سوم : مخفی

پنجره جوهری

در پنجره جوهری اسم پنجره سوم را مخفی گذاشتم!

یعنی چیزهایی که تو آن ها را می دانی ولی دیگران آن ها را نمی دانند.

چیزهایی که تو کاملا از آن ها اطلاع داری ولی دیگران از آن خبر ندارند چون جزو اسرار زندگی تو است و نباید دیگران آن را بدانند.

شاید هم راز نباشد ولی تو دوست نداری که دیگران آن را بدانند و مخفی می کنی. فعلا به درست و غلطش هم کاری ندارم!

مثلا تو دوست نداری که همکارت بداند عصرها در اسنپ کار می کنی 🙁 یا دوست نداری که همسرت بداند همسر دیگری اختیار کرده ای. 🙂 خُب زندگی خرج دارد!

پنجره چهارم : مجهول

پنجره جوهری

در پنجره جوهری اسم پنجره چهارم را مجهول گذاشتم!

یعنی چیزهایی که هم تو و هم دیگران آن ها را نمی دانید.

چیزهایی که نه تنها روح تو هم از آن ها بی خبر است بلکه دیگران هم هیچ چیزی درباره آن ها نمی دانند.

مثلا تو ناخودآگاه وقتی از یک کوچه تنگ و تاریک رد می شوی ترس عجیبی تمام وجود تو را می گیرد نه تو و نه دیگران نمی دانید که علت آن چیست چون به احتمال زیاد در دوران کودکی خاطره بدی در ذهن تو شکل گرفته است.

چطور پنجره جوهری یک را بیشتر باز کنم؟!

دادن اطلاعات مناسب

یعنی اینکه درباره خودت به دیگران اطلاعات درست و واقعی بدهی به شرطی که طرف مقابل هم درباره تو صادق باشد و او هم به تو اطلاعات درست و واقعی بدهد.

هر چقدر بیشتر بتوانی این کار را انجام دهی در واقع توانسته ای چیزهایی که معلوم نیست را معلوم کنی،

البته قرار نیست اطلاعات خصوصی و محرمانه زندگی خودت را فاش کنی!

بلکه اطلاعاتی که عمومی تر است را بیشتر باز می کنی و به دیگران نمایش می دهی.

بازخورد گرفتن

یعنی با اطلاع یافتن از نظرات دیگران درباره خودت، از پنجره مغفول خودت بیشتر آگاه شوی.

البته قرار نیست تمام فکر و ذهن تو درگیر نظرات دیگران شود بلکه قرار است چیزهایی را که نمی دانی را بدانی و اگر نیاز بود اصلاح و تغییر دهی.

در نتیجه باز هم پنجره اول یعنی معلوم بیشتر معلوم می شود و باز ارتباطات بیشتری شکل می گیرد.

پنجره جوهری pdf

اگر می خواهی دوباره این مقاله را مطالعه کنی و یا در گوشی هوشمند خودت ذخیره کنی تا هر وقت دوست داشتی بتوانی از آن استفاده کنی، همین الان نسخه الکترونیکی پنجره جوهری pdf را دانلود کن.

دریافت مقاله پنجره جو-هری pdf

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی

خطاهای شناختی را می شناسی؟ خطاهای شناختی حقه بازی جدید روانشناسی است یا حقه بازی ذهن تو؟!

منظور من از شناخت همان فکر است، پس هر کجا کلمه شناخت را دیدی یا شنیدی بدان و آگاه باش 🙂 که با فکر و ذهن تو ارتباط دارد.

این را هم بگویم که زیاد درگیر کلمات فکر و ذهن و مغز و روح و روان و… نشو، چون اصلا مهم نیست!

مثلا لازم نیست که گیر بدهی و بگویی آقای روان بابا ذهن با مغز یا روح فرق دارد. چون من اسم همه این ها را می گذارم یک چیز!

تو احساس داری؟! خُب معلوم است صد البته. اگر غیر از این است 🙁 حتماً به من بگو!

همه چیز در این دنیا با احساس تو سروکار دارد.

اگر از احساس خودت خبر نداشته باشی دیگر مهم نیست که چه کاری می کنی!

در مقاله خودآگاهی تا حدودی از خودت باخبر شدی! و توانستی به بعضی از سوالات خودآگاهی که ذهنت را درگیر کرده بود جواب بدهی.

اگر آن را نخواندی حتما اینجا کلیک کن چون خطاهای شناختی تکمیل کننده خودآگاهی است.

یک چیزی باعث می شود احساسات تو شکل بگیرد و این احساسات مستقیم یا غیرمستقیم روی رفتار و رابطه تو با دیگران اثر می گذارد.

خطاهای شناختی یکی از این چیزهاست! وقتی که خطاهای شناختی را بشناسی می توانی احساسات خودت را بسازی.

پس خطاهای شناختی حقه بازی فکر توست.

به جان خودم حالا که قبول کردی خطاهای شناختی حقه بازی ذهن تو هست، کار من راحت تر شد!

گفتی که ۱۰۰% احساس داری، حالا احساسات چیست؟

احساساتاسترس، اضطراب، خشم، افسردگی، حسادت، گناه، ناامیدی، شکست، بدبختی، حقارت، طمع، ناراحتی، نارضایتی، نفرت و … اوه چقدر زیاد!!! همه احساسات منفی تو هستند که ۱۰۰% تجربه کردی یا خواهی کرد.

چرا احساسات مثبت را نگفتم و نیمه پر لیوان را ندیدم و مثبت اندیش نبودم! به سه دلیل:

۱- تو ربات نیستی و قرار نیست فقط سرشار از احساسات مثبت باشی چون امکان پذیر نیست و تو آدم هستی.

۲- تو هم مثل ۹۷% بقیه آدم ها هستی که متاسفانه بیشتر احساسات منفی را تجربه کردی و می کنی! قرار است که بتوانی احساسات منفی را به مثبت تبدیل کنی و فقط زندگی کنی.

۳- خُب کسی که حس و حال خوب و مثبت دارد، مرض ندارم که گیر بدهم! پس بهش میگم دمت گرم  بابا 🙂 همینطوری ادامه بده.

همانطور که گفتم یک چیز یا چیزهایی باعث می شود تو احساسات منفی زیادی را تجربه کنی و خطاهای شناختی هم جزو آن ها است.

خطاهای شناختی یا اشتباهات فکری همیشه اشتباه و غیرمنطقی هستند.

ولی تو آن را بزرگ می کنی و برایش ارزش زیادی قائل می شوی و خودت را در باتلاق احساسات منفی غرق می کنی.

حالا این خطاهای شناختی لعنتی چه چیزهایی هستند که زندگی را به کام تو تلخ می کنند و کم کم تو را نابود می کنند.

ده خطای شناختی

  1. تفکر همه یا هیچ
  2. تعمیم بیش از حد
  3. فیلتر ذهنی
  4. نادیده گرفتن نکات مثبت
  5. قضاوت عجولانه
  6. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی
  7. استدلال احساسی
  8. باید و نباید
  9. برچسب زدن
  10. مقصریابی

این لیست ده تایی خطاهای شناختی است. خوب نگاه شان کن و به خاطرت بسپار چون حسابی با آن ها کار داری و قرار است پدرشان را در بیاوری! 🙂 اصلا نباید رحم کنی چون خیلی نامرد هستن!

۱- تفکر همه یا هیچ

تفکر همه یا هیچیعنی تو همه چیز را سیاه و سفید می بینی!

مثلا کمال گراها همیشه دچار این نوع تفکر اشتباه می شوند و موقع انجام هر کاری می گویند یا بهترین یا هیچ، اگر بهترین شد ارائه می دهم وگرنه هیچ وقت ارائه نمی دهم.

خُب تا شروع نکنی و یک چیز ناقص ارائه ندهی هیچ وقت نمی توانی آن را کامل کنی و به بهترین تبدیل کنی.

به قول برنامه نویس ها مثل کامپیوتر فقط صفر و یک را می فهمی!

۲- تعمیم بیش از حد

تعمیم بیش از حدیعنی می گویی همیشه همین است!

مثلا یک اتفاق بد یا یک شکست را به کل زندگی ربط می دهی و می گویی من همیشه شکست می خورم من همیشه بدبختم و هیچ وقت این شکست و بدبختی های من تمام نمی شود.

یا یک چیز را درست نفهمیدی باز هم به کل زندگی ات ربط می دهی و می گویی همیشه همین است و من هیچ وقت درست نمی فهمم.

۳- فیلتر ذهنی

فیلتر ذهنییعنی یک قطره جوهر سیاه رنگ روی پیراهن سفید رنگ تو ریخته می شود!

مثلا یک بار یک اشتباهی را انجام دادی و فقط روی همان اشتباه یا یک قطره جوهر قرمز رنگ تمرکز می کنی و بقیه قسمت های سفید پیراهن یا کارهای درستی که تا حالا انجام دادی را نمی بینی و فیلتر می کنی.

ذهن با حقه بازی تمام نمی گذارد تو چیزهای خوب، کارهای درست و موفقیت هایت را به یاد بیاوری.

۴- نادیده گرفتن نکات مثبت

نادیده گرفتن نکات مثبتیعنی اصرار داری که ویژگی های مثبت تو ذره ای ارزش ندارند!

بارها گفتم من و تو آدم هستیم و ربات نیستیم، ممکن است ویژگی های مثبت و منفی زیادی داشته باشیم ولی من نمی دانم چرا به جای اینکه نکات مثبت زندگی ات را پرُرنگ تر کنی به نکات منفی بیشتر توجه می کنی و کوتاه نمی آیی!× 🙁

۵- قضاوت عجولانه

قضاوت عجولانهیعنی خیلی زود و بدون فکر می بُری و می دوزی و نتیجه می گیری!

وقتی خیلی زود نتیجه گیری کنی فکرت از کار می افتد و به جای واقعیت ها، سلیقه های شخصی تو و افکار اشتباه تو وارد زندگی ات می شود.

به همین دلیل یا تو از دیگران فرار می کنی یا دیگران از تو فرار می کنند!

ذهن خوانی و پیش بینی

قضاوت عجولانه دو مدل است: یکی ذهن خوانی و دیگری پیش بینی.

وقتی که تو از دیگران فرار می کنی یعنی داری ذهن دیگران را می خوانی. مثلا می گویی دوستم هیچ وقت مرا آدم حساب نمی کند و برایم ارزشی قائل نیست چون فکر می کند من آدم خودخواهی هستم!

شاید دوست تو به هزار و یک دلیل دیگر نتوانسته با تو هماهنگ کند یا شاید اصلا به تو ارتباطی نداشته است! و هیچ وقت به تو نگفته است خودخواه! ولی تو ذهن او را می خوانی!

یا با خودت می گویی می خواهد اتفاق بدی بیفتد، پیش بینی می کنی و جالب است خیلی وقت ها این پیش بینی ها کاملا اشتباه است.

مثلا مطمئنم که هفته بعد نمی توانم کنفرانس خودم را ارائه بدهم، امتحانم را خراب می کنم، شام مهمانی فردا می سوزد، در نتیجه از این موقعیت ها یا موقعیت های مشابه هم فرار می کنی یا مسوولیت قبول نمی کنی.

وقتی که دیگران از تو فرار می کنند باز هم ممکن است به خاطر ذهن خوانی های غیرواقعی و پیش بینی های اشتباه باشد.

۶- بزرگ نمایی یا کوچک نمایی

بزرگ نمایی یا کوچک نمایییعنی داری با موبایلت زوم می کنی!

همین الان موبایلت را بردار و دوربین را باز کن تا حقه دوربین را یاد بگیری!

دوربین را روی دستت بگیر و + را نگه دار تا بزرگ نمایی کنی، حالا را نگه دار تا کوچک نمایی کنی همان زوم کردن خودمان. خُب آیا دست تو بزرگ یا کوچک شد یا همان اندازه واقعی خودش را دارد؟

ذهن تو خیلی دقیق حقه دوربین را اجرا می کند.

تو و خیلی از ویژگی های مثبت و منفی که داری دقیقا مثل همان دست تو هستند.

پس چرا وقتی که می خواهی نکات مثبت خودت را بگویی و به یادت بیاوری دستت را روی می گذاری و آن ها را خیلی خیلی کوچک و بی ارزش می کنی؟!

و برعکس دستت را روی + می گذاری و نکات منفی را بزرگ و بزرگ تر می کنی و خیلی خیلی به آن بها می دهی؟!

۷- استدلال احساسی

استدلال احساسییعنی فقط با احساس خودت دلیل می آوری بدون کمک گرفتن از فکرت!

مثلا احساس ناامنی می کنی، می گویی این کشور همیشه ناامن است! احساس شکست می کنی، می گویی من همیشه شکست می خورم! جالب است هنوز هیچ کاری را انجام ندادی که به نتیجه شکست یا پیروزی برسی و فقط احساس می کنی!

۸- باید و نباید

باید و نبایدیعنی از زور و اجبار استفاده می کنی!

من یا دیگران باید اینطور باشیم یا نباید اینطور باشیم. پس یا زور می گویی یا زور می پذیری!

مثلا من نباید اینقدر خجالتی و عصبانی باشم، من چه مشکلی دارم؟ بچه یا همسرم باید اینطور که من دوست دارم عمل کنند.

۹- برچسب زدن

برچسب زدنیعنی روی غذا بیش از اندازه نمک می پاشی که دیگر نمی توان خورد!

خدا نکند یک اشتباه کوچک انجام دهی یا یک اشکال کوچک در شخصیت تو باشد، دیگر شورَش را در می آوری و به خودت وصله های ناجور می چسبانی.

مثلا یک چیز را نفهمیدی به جای اینکه بگویی من نفهمیدم دوباره توضیح بده می گویی من احمق و کودن هستم، من هیچ وقت هیچ چیز را درست نفهمیدم و همشه خنگ هستم!

۱۰- مقصریابی

مقصریابیبه جای اینکه خودت را قبول کنی و مسوولیت بپذیری همیشه دنبال مقصر می گردی!

هیچ کجا حل مسئله را به تو یاد ندادند و خودت هم هیچ وقت نخواستی دنبال حل مسئله بروی چون پیدا کردن علت مشکلات سخت است ولی پیدا کردن مقصر خیلی خیلی راحت تر است.

برای مقصریابی هم از دو مدل استفاده می کنی: یا خودت را مقصر می دانی یا دیگران!

خودت را مقصر می دانی

خودت را بی دلیل مسوول اشتباهات دیگران می دانی و یا با کوچکترین اشتباهی که مرتکب می شوی خودت را به شدت تنبیه می کنی.

دیگران را مقصر می دانی

مشکلات خودت را به گردن دولت، پدر و مادر و همسایه می اندازی! و از زیر بار مسوولیت ها شانه خالی می کنی.

خُب ده خطای شناختی تمام شد ولی کار تو تازه شروع می شود و قول دادی که پدر این خطاهای شناختی را در بیاوری! من هم در کنار تو هستم. هر کجا سوال داری یا توضیح و مثال بیشتری می خواهی حتما به من بگو.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

اینفوگرافیک خودآگاهی

اینفوگرافیک خودآگاهی

مقاله قبلی درباره خودآگاهی و خودشناسی بود. حتماً آن را بخوان تا بیشتر متوجه اینفوگرافیک خودآگاهی شوی.

اینفوگرافیک خودآگاهی

در اینفوگرافیک خودآگاهی یک نمای کلی از خودآگاهی را به صورت گرافیکی نمایش دادم.

سوالات خودآگاهی

تعریف خودآگاهی

خودواقعی و خود غیرواقعی

چهار چرخ خودآگاهی

موانع خودآگاهی

خطاهای فکری

پنجره جوهری

فواید خودآگاهی

اینفوگرافیک چهار چرخ خودآگاهیدر اینفوگرافیک دوم خودآگاهی چهار چرخ خودآگاهی را به نمایش گذاشتم که تو را به حرکت در می آورد و کمک می کند تا هیچ وقت متوقف نشوی و گیج و بی هدف زندگی نکنی.

علاقه

مهارت

باور

شخصیت

اینفوگرافیک موانع خودآگاهیدر اینفوگرافیک سوم خودآگاهی موانع خودآگاهی را به تصویر کشیدم که فقط ۵ مورد اصلی و کلیدی را گفتم.

وقتی شروع به حرکت کردی ممکن است در راه به موانع زیادی برخورد کنی و لازم است که آن ها را پشت سر بگذاری تا به قله برسی.

چهار چرخ خودآگاهی پنجر

قبول نکردن خودت

قبول نکردن مسوولیت

غرور و تعصب

کمال گرایی

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی

خودآگاهی چیست؟

خودآگاهی و خودشناسی یکی از درگیری های ذهنی آدم ها از قدیم تا الان بوده و هست.

شاید برای تو هم اتفاق افتاده باشد که از خودت بپرسی:

  • واقعا من کی هستم؟
  • برای چی هستم؟ چرا خلق شدم؟
  • اینجا چی کار می کنم؟ چرا در جایگاه کنونی هستم؟

نمی دانم چه جوابی به این مدل سوالات ذهنی خودت دادی! و اصلا چه چیزی باعث شده که این سوالات به ذهن تو راه پیدا کند؟

سوالات خودآگاهی

به سه سوال بالا این سوالات را هم اضافه کن:

  • تو چقدر خودت را می شناسی؟ (با جزئیات دقیق بگو مثلا معنی اسم و فامیلت چیه؟ چه مدل اخلاقی داری؟)
  • تو چه توانایی ها و استعدادهایی داری؟
  • ارزش ها و باورها تو چیست؟
  • به چه چیزهایی علاقه داری؟ عاشق چه کسی چه چیزی و چه کاری هستی؟
  • نظر خودت و دیگران درباره تو چیست؟
  • نظر خودت و دیگران را مقایسه کن و بگو کدام یک بیشتر برای تو اهمیت دارند؟
  • تو چه ویژگی های مثبت و منفی داری؟
  • چه کسی بیشتر از همه تو را می شناسد؟
  • معنای زندگی کردن از نظر تو چیست؟
  • چه اهداف و رویاهایی را دنبال می کنی؟ بزرگترین رویای تو چیست؟
  • تاحالا چه سختی ها و مشکلاتی را تحمل کرده ای؟ الان بزرگترین مشکل زندگی تو چیست؟
  • تاحالا چه کتاب هایی را غیر از مدرسه و دانشگاه خوانده ای؟ اسم آخرین کتاب را بگو.
  • چه چیزهایی یا چه کسانی به تو انگیزه می دهند؟ چرا؟
  • از موفقیت دیگران خوشحال می شوی یا ناراحت؟ چرا؟
  • وقتی با نظر دیگران مخالف هستی، چه کار می کنی؟
  • و سه سوال مهم از خودت بپرس که شاید از نظر من مهم نبوده است!

هر کسی برای اینکه بتواند جواب این سوالات را پیدا کند باید کمی درباره خودش بیشتر بداند که به آن خودآگاهی گفته می شود.

تعریف خودآگاهی

اگر بخواهم یک جمله برای تعریف خودآگاهی بگویم، آن جمله این است:

تو چه نظری درباره خودت داری و نسبت به این نظر، چه حسی به خودت داری.

تعریف خودآگاهی

تجربه های تو در زندگی روزمره باعث می شود نسبت به خودت نظر بدهی و نوع نگاه تو به خودت، احساسات خوب و بد تو را رقم می زند.

البته دیگران هم تو را قضاوت می کنند و نظرات خودشان را می گویند و در نهایت باز هم نمره ای که تو به خودت می دهی، احساسات خوب و بد تو را رقم می زند.

برای مثال:

وقتی تنها هستی با خودت می گویی که من آدم تنهایی هستم و هیچکس مرا دوست ندارد، به همین خاطر احساس ناراحتی و توهم می کنی.

وقتی در کنار خانواده هستی با خودت می گویی که من چقدر خوشبخت و شادم در نتیجه احساس امنیت و آرامش بیشتری می کنی.

وقتی خودت یا دیگران به تو می گویند: احمق! 🙁 تو با خودت می گویی آره من احمقم! در نتیجه حس بدی پیدا می کنی.

وقتی خودت یا دیگران به تو می گویند: باهوش! 🙂 تو با خودت می گویی آراه من باهوشم! در نتیجه حس خوبی پیدا می کنی.

خود واقعی و خود غیرواقعی

خود واقعی یعنی دقیقا همان چیزی که الان هستی.

خود غیرواقعی یا خود ایده آل یعنی دقیقا همان چیزی که الان نیستی! و می خواهی باشی.

مثلا تو در محل کارت با دیگران دل می دهی و قلوه می گیری 🙂 ولی به محض اینکه می رسی خانه برج زهرِمار می شوی 🙁 و نمی توان تو را به یک مَن عسل هم خورد!

اگر خود واقعی باشی و خودت را با تمام نقاط قوت و ضعف بپذیری، نظرت نسبت به خودت خوب خواهد شد.

اگر دنبال خود غیرواقعی باشی و همیشه درحال نقش بازی کردن باشی، هیچ وقت نظر و حست نسبت به خودت خوب نخواهد شد.

خودآگاهی و خودشناسی در نهایت به تو حس خوب یا بد منتقل می کنند!

شاید بپرسی مگر نباید با خودآگاهی و خودشناسی دیگر تمام احساسات ما مثبت و قوی باشد؟

قرار نیست مثل یک ربات باشی و فقط حس خوب داشته باشی!

قرار است با وجود حس بد و منفی از جایت بلند شده و به سمت حس خوب و مثبت بروی.

قرار است با وجود نظرات خوب و بد دیگران، تو اولین و آخرین نفری باشی که به خودت نظر می دهی و حس خوب را می سازی.

قرار است با خودآگاهی به خود واقعی برسی و بدانی که تو الان خود ایده آل نیستی

پس فیلم بازی نکن! 🙂

تو با خود واقعی و دوست داشتن خودت می توانی با قدرت زیادی به زندگی پُر چالش ادامه دهی و مشکلات را حل کنی و به خواسته هایت برسی.

برای تبدیل شدن به چنین آدمی، باید از چهار چرخ خودآگاهی استفاده کنی.

چهار چرخ خودآگاهی

خودآگاهی چیست

علاقه، مهارت، باور و شخصیت چهار چرخ خودآگاهی اند. و تو را به حرکت در می آورند.

  • چرخ اول: علاقه

علاقه و عشق از همان بچگی در وجود تو بوده و الان هم هست. ولی خیلی از آدم ها این علاقه و عشق را در خودشان کور کرده اند و الان:

در جایی زندگی می کنند که علاقه ای به آن ندارند…

در جایی کار می کنند که به شدت از آن بیزار هستند…

با کسی زندگی می کنند که عاشقش نیستند…

اگر عاشق نباشی بزودی نفرت جایگزین عشق خواهد شد.

از خودت بپرس به چه چیزهایی به چه کسانی به چه کاری علاقه داری؟

عشق به تو حس و حال خوب می دهد و نفرت بزودی تو را نابود خواهد کرد.

پس همین الان یک لیست ده تایی از علاقه مندی های خودت را بنویس و برای من بفرست تا بگویم چه کار باید بکنی.

  • چرخ دوم: مهارت

اگر لیست علاقه مندی هایت را نوشتی که حتما همینطور است، حالا باید از عشق و علاقه خودت لذت ببری و کاری کنی تا دیگران هم از این عشق و علاقه تو لذت ببرند.

در مدارس و دانشگاه های ما موضوع کاملا برعکس است! 🙂 🙁

اول به تو مهارت یاد می دهند و بعد می گویند عاشق این مهارت باش!

برای تحقیق در مورد خودآگاهی و فهمیدن اینکه دیگران به خودآگاهی رسیده اند یا نه کافیست سری به شغل ها بزنید و با شاغلین صحبت کنید.

برای مثال:

دندانپزشکی را می شناسم که مهارت دارد ولی هنوز عاشق آن نیست! با وجود درآمد ماهی چند ده میلیون تومان، دوست دارد شغل دیگری انتخاب کند.

پزشکانی را می شناسم که مهارت طبابت دارند ولی هنوز عاشق آن نشده اند! چون اکثر آن ها در پُست های مدیریتی هستند نه در جایگاه پزشک و طبابت.

کارمندانی را می شناسم که مهارت دارند ولی به شدت از کارشان نفرت دارند و فقط به خاطر حقوق ناچیز ماهیانه مجبورند بدون عشق کار کنند. یعنی اگر ۲۰۰ میلیون تومان به آن ها بدهی حاضر نیستند یک ثانیه در کارمندی بمانند.

کارگرانی را می شناسم که مهارت فنی دارند و در سخت ترین شرایط ممکن کار می کنند ولی عاشق نیستند.

و برعکس کسانی هستند که عشق و علاقه خودشان را دنبال کرده و با تبدیل آن به مهارت، الان عاشق هستند.

استثنا!!!

فقط در یک موضوع اول باید مهارت کسب کنی و بعد عاشق شوی!

البته در این مورد استثنا هم در مدارس و دانشگاه های ما خبری نیست! و این موضوع چیزی نیست جز زندگی.

کسی به تو یاد نمی دهد چطور باید زندگی کنی؟ چرا و چطور باید ازدواج کنی؟ چطور باید تفاهم داشته باشی؟

پس همین الان به لیست ده تایی علاقه و عشق خودت مراجعه کن و بزرگترین علاقه مندی خودت را انتخاب کن.

اولین کاری که باید انجام دهی این است که تحقیق کنی و حداقل سه مقاله و یک کتاب درباره بزرگترین عشق و علاقه ات بخوانی.

  • چرخ سوم: باور

باور یعنی همان چیزی که تو قلباً و باطناً آن را قبول داری.

اگر تو باور داری که آدم بدبخت و بیچاره ای هستی یعنی قبول داری که اینطوری خلق شدی و تقصیر تو نیست!

پس ارزش های تو بر اساس همین باور شکل می گیرد. به خودت برچسب می زنی، ضعف هایت را بزرگ می کنی، خودت را دست کم می گیری و دیگران و خودت را قضاوت می کنی.

در نتیجه نگاه تو به دیگران نگاه با عشق نیست مثلا از ثروتمندان نفرت داری و می گویی آن ها خون تو را در شیشه کرده اند و پولدار شده اند یا از موفقیت دیگران خوشحال نمی شوی و حسادت می کنی.

باورهای تو ارزش ها و نگرش های تو را می سازند.

تو از باورهایت غافل شدی و نمی دانی کسانی که الان زندگی و حس و حال خوبی دارند، دنبال عشق و علاقه و مهارت خودشان رفته اند و سال های سال روی باورهایشان کار کرده اند، سال های سال سختی کشیده اند و شکست خورده اند.

باورهایت را معلوم کن چون می توان آن ها را تغییر دهی و اصلاح کنی.

پس همین الان یکی از باورهای خودمخرب و محکوم به شکست خودت را مطرح کن تا آن را به یک باور قوی و مثبت تبدیل کنیم.

اگر دوست داشتی می توانی از محصول صوتی باورهای خودمخرب و محکوم به شکست هم استفاده کنی.

چون وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار داری و تا اینجای مقاله با من همراه بودی، من هم برای تو ارزش قائل می شوم و الان:

می توانی با ۵۰% تخفیف ویژه باورهای محکوم به شکست را تهیه کنی و باورهایت را تغییر دهی.

باورهای محکوم به شکست

کد تخفیف پنجاه درصدی: self

همین الان از تخفیف ۵۰ درصد استفاده کن

  • چرخ چهارم: شخصیت

شانزده تیپ شخصیتی داریم یعنی تو هم یکی از شانزده تیپ هستی و با شانزده مدل آدم متفاوت روبرو هستی که افکار، اجساسات، رفتار، ویژگی ها و نظرات متفاوت دارند.

مثلا تیپ شخصیتی من INFJ هست. خیلی کوتاه و مختصر می گویم:

I یعنی درونگرا هستم و کانون انرژی من، درون من و تنهایی است. پس تمرکز بالایی دارم و نویسنده خوبی هستم. 🙂

N یعنی شهودی هستم و منبع دریافت اطلاعات من عقل و منطق است. پس زودباور نیستم و راحت هر چیزی را قبول نمی کنم. 🙂

F یعنی احساسی هستم و معیار تصمیم گیری من عواطف و احساساتم است. پس مهربان، صادق، زودرنج و دلسوز هستم. 🙂

J یعنی دقیق و منظم هستم و سبک اجرایی من قضاوتی و قانون مداری است. پس خیلی زود و قاطعانه تصمیم می گیرم و سریع اقدام می کنم. 🙂

و بزرگانی مثل کارل گوستاو یونگ، افلاطون، گاندی، امام خمینی و هیتلر نمونه هایی از تیپ شخصیتی INFJ هستند.

نکته مهم اینجاست که شخصیت تو به تو قدرت خودآگاهی و ادامه مسیر زندگی را می دهد و باعث می شود با خودت و دیگران ارتباط بهتری داشته باشی.

یعنی تو، هم می توانی هیتلر باشی 🙁 و هم می توانی امام خمینی یا گاندی باشی 🙂

پس حق نداری بهانه بیاوری و احساسات و مشکلاتت را گردن تیپ شخصیتی خودت بیندازی!

موانع خودآگاهی

موانع خودآگاهی

  • چهار چرخ خودآگاهی پنچر!

خیلی از افراد چهار چرخ خودآگاهی را ندارند و هر چقدر هم تلاش کنند به هیچ جایی نمی رسند چون نمی توانند حرکت کنند و در دایره امن خودشان گیر کرده اند.

مطمئنم که تو جزو این دسته از افراد نیستی ولی احتمال دارد چرخ های خودآگاهی تو پنچر شده باشد و متوقف شده باشی.

باید چرخ های خودآگاهی را پنچرگیری کنی و بین آن تعادل برقرار کنی و دوباره با قدرت بیشتری ادامه دهی.

اگر این چرخ ها را تعمیر نکنی و راه نیفتی، خیلی زود نابود می شوی

و باید در اختیار دیگران باشی!

  • قبول نکردن خودت

اگر خودواقعی ات را پیدا نکنی و همیشه در حال نمایش خود غیرواقعی به دیگران باشی یعنی اینکه خودت را همینطور که هستی قبول نکردی و محتاج دیگران هستی تا همیشه تو را تایید کنند.

قبول کن که تو هم آدم هستی و اشتباهات خودت را داری.

قبول کن که تو هم آدم هستی و ویژگی های مثبت و منفی خودت را داری.

قبول کن که تو هم آدم هستی و بعضی وقت ها حس و حال خوبی نداری.

قبول کن که تو هم آدم هستی و بعضی وقت ها نمی توانی کاری را انجام دهی.

قبول کن که تو هم آدم هستی و هیچ وقت نمی توانی دیگران را راضی نگه داری حتی خدا و پیامبرش هم نتوانست!

قبول کن که تو هم آدم هستی… نه فرشته و اعجوبه…

پس خودت را سرزنش نکن و از خودت انتظارات بیش از حد نداشته باش.

  • قبول نکردن مسوولیت

پذیرش خود اصلا به معنای فرار از مسوولیت نیست.

خیلی از آدم ها نمی خواهند به خودآگاهی و خودشناسی برسند چون تحمل روبرو شدن با واقعیت ها را ندارند، چون می دانند که باید تغییر کنند و تغییر خیلی سخت است و نیاز به تلاش دارد.

اگر به خودآگاهی برسی نسبت به خودت و دیگران احساس مسوولیت می کنی و با چالش های زندگی روبرو می شوی و تقصیر را به گردن دیگران نمی اندازی.

از قدرت فکر و خلاقیت خودت کمک می گیری و به جای حرف زدن، بیشتر عمل می کنی. پس:

با خودت صادق باش و با شجاعت و جسارت زیاد تمام مسوولیت های زندگی را قبول کن.

  • غرور و تعصب بیجا

متاسفانه کلمه غرور خیلی بد معنی شده است. مثل غرور ملی! غرور زنانه! غرور مردانه! غرور عقل! غرور شجاعت! غرور جذاب و مهم بودن! و انواع و اقسام غرورهای دیگر…

من هر چقدر تلاش می کنم نمی توانم معنی این غرور را بفهمم! 🙁

از نظر من غرور یعنی اینکه من یک مزیت خاص یا برتری خاص نسبت به کشور دیگر یا زنان و مردان دیگر دارم. یعنی اینکه من احساس خودبزرگ بینی دارم و دیگران در مقابل فرهنگ من، دین من، سبک زندگی من و من خیلی حقیر و کوچک هستند و پشیزی ارزش ندارند!

غرور با اعتماد به نفس و عزت نفس خیلی فرق دارد. غرور نمی گذارد تو به خودآگاهی برسی.

غرور صفات جعلی است مثلا من شجاعم، من حامی عدالتم، من دوست داشتنی و جذابم، اما اعتماد به نفس و عزت نفس صفات واقعی است مثلا من مهربانم، من حق زندگی کردن دارم، من خودم را دوست دارم، من مسوولیت پذیرم.

اعتماد به نفس همان خودواقعی است، خودواقعی که رشد کرده است.

غرور همان خود غیرواقعی یا خود ایده آل است که پایه و اساس ندارد

و فقط نمایشی و اغراق شده است!

  • کمال گرایی

کمال گرایی یکی دیگر از موانع اصلی خودآگاهی است و هیچ وقت نمی توانی بهترین خودت را نشان دهی چون هیچ وقت نمی گذارد تو با خود واقعی ات ارتباط برقرار کنی.

اگر می خواهی همه چیز به نحو احسن انجام شود بدون کوچکترین اشتباه، باید بگویم که سخت در اشتباهی!

اگر بخواهی همه چیز را کامل و بی نقص کنی هرگز نمی توانی چیزی را ارائه کنی و از خودت راضی باشی در نتیجه به خواسته هایت نخواهی رسید و همیشه حس بدی خواهی داشت.

اگر از اشتباه کردن بترسی پس تحمل شکست خوردن را هم نخواهی داشت، پس به هیچ موفقیتی هم نخواهی رسید. چون می ترسی که دیگران تو را مسخره کنند و از تو راضی نباشند!

در نتیجه هیچ وقت هیچ کاری را به پایان نمی رسانی چون چرخ باور تو پنچر شده است، یعنی با خودت می گویی یا باید بهترین و عالی ترین کار را انجام دهم یا هیچ وقت نباید کاری را انجام دهم.

اگر کمال گرایی را ادامه دهی در نهایت:

از خودت بدت می آید و خودت را سرزنش می کنی

و به جای اعتماد به نفس بالا، غرور زیادی خواهی داشت!

اگر می خواهی بدانی کمال گرا هستی یا نه پیشنهاد می کنم حتما تست کمال گرایی را انجام دهی.

همین الان تست کمال گرایی را انجام بده

خطاهای فکری

خطاهای فکری

خطاهای فکری یا شناختی  نمی گذارند تو واقعیت ها را آنطور که هست ببینی و تو را فریب می دهند.

یکی از کارهای خیلی مهمی که باید انجام دهی شناسایی و اصلاح خطاهای شناختی خودت است.

فعلا با لیست ده خطای شناختی آشنا شو تا در مقالات بعدی مفصل درباره آن توضیح بدهم.

  1. تفکر همه یا هیچ
  2. تعمیم بیش از حد
  3. فیلتر ذهنی
  4. نادیده گرفتن نکات مثبت
  5. قضاوت عجولانه
  6. بزرگ نمایی یا کوچک نمایی
  7. استدلال احساسی
  8. باید و نباید
  9. برچسب زدن
  10. مقصریابی

ماتریس swot را بریز داخل سطل آشغال!

ماتریس swot

swot چیست که باید آن را داخل سطل آشغال بریزم؟

ماتریس swot به تو کمک می کند تا دنیای درون و بیرون خودت را بشناسی و به راهکارهایش عمل کنی.

S یعنی نقاط قوت تو

W یعنی نقاط ضعف تو

O یعنی فرصت ها

T یعنی تهدیدها

s و w تو را با دنیای درون آشنا می کند که البته می توانی با سوالات خودآگاهی که در ابتدای مقاله گفتم به آن برسی.

o و t تو را با دنیای بیرون آشنا می کند و به تو می گوید که از فرصت ها استفاده کن و از تهدیدها فرار کن!

من راهکارهای swot را قبول ندارم چون نتیجه بخش نیست پس آن را به داخل سطل آشغال می ریزم و به زندگی ام ادامه می دهم.

(البته این نظر شخصی من است و شاید من خوب swot را نفهمیدم 🙁 ولی تو می توانی با نظر من موافق یا مخالف باشی.)

لازم نیست خیلی فکر کنی و مغزت را خسته کنی! 🙂

۳% فکر و ۹۷% عمل

کافیست ۳% به نقاط ضعف و قوت خودت و تهدیدها و فرصت های بیرونی فکر کنی و ۹۷% باقی وقت ات را به تصمیم گیری صحیح و اقدام به موقع اختصاص دهی.

لازم نیست ضعف های خودت را بزرگ کنی و خودت را دست کم بگیری.

لازم نیست با بهانه های مختلف ضعف هایت را طبیعی و منطقی جلوه دهی.

لازم نیست از تهدیدها فرار کنی مثلا بگویی خُب وضعیت اقتصاد خراب است و کار نیست پس من می روم بخوابم!

همانطور که گفتم قرار است خود واقعی باشی و دست از نقش بازی و کمال گرایی و آرمان گرایی برداری.

منظورم این نیست که اصلا رویایی نداشته باشی، رویای بزرگ داشته باش ولی وقتی هنوز به آن نرسیدی برای دیگران فیلم بازی نکن که به آن رسیدی! چون کم کم دیگران می فهمند که حقه باز و دروغگو هستی.

من پیشنهاد می کنم پنجره جوهری را جایگزین ماتریس swot کنی و با استفاده از نظرات دیگران به خود واقعی ات نزدیک تر شوی و واقعیت ها را بپذیری و اقدام کنی.

پنجره جوهری

پنجره جوهری

این پنجره جوهری یا رنگی نیست! بلکه مدل جوهری است! یعنی از اول اسم دو روانشناس به نام جوزف لوفت و هری اینگهام گرفته شده است.

پنجره جوهری (به انگلیسی Johari Window) مدل ارتباطی تو را با دیگران در چهار پنجره نشان می دهد و کمک می کند تا به خودآگاهی و خودشناسی برسی.

البته ممکن است پنجره جوهری کمی فراتر از مدل ارتباطی برود و دنیای درون و بیرون تو را تحت پوشش قرار دهد.

  • پنجره اول : معلوم

چیزهایی در زندگی شخصی و کاری تو هست که هم خودت و هم دیگران از آن خبر دارید و کاملا معلوم است.

مثلا پدر و مادرت، همسرت، شغل و محل کارت، ماشینت، بعضی از خواسته ها و احساساتت

  • پنجره دوم : مغفول

چیزهایی که تو از آن ها خبر نداری و یا برای آن ارزش قائل نیستی ولی از نظر دیگران ارزشمند است و آن ها بهتر از تو می دانند.

مثلا همسرت فکر می کند تو یک آدم مهربان هستی ولی تو فکر می کنی خیلی خشن و سنگ دل هستی یا برعکس.

  • پنجره سوم : مخفی

چیزهایی که تو کاملا از آن ها اطلاع داری ولی دیگران از آن خبر ندارند چون جزو اسرار زندگی تو است و نباید دیگران آن را بدانند. شاید هم راز نباشد ولی تو دوست نداری که دیگران آن را بدانند و مخفی می کنی. فعلا به درست و غلطش هم کاری ندارم!

مثلا تو دوست نداری که همکارت بداند عصرها در اسنپ کار می کنی 🙁 یا دوست نداری که همسرت بداند همسر دیگری اختیار کرده ای. 🙂 خُب زندگی خرج دارد!

  • پنجره چهارم : مجهول

چیزهایی که نه تنها روح تو هم از آن ها بی خبر است بلکه دیگران هم هیچ چیزی درباره آن ها نمی دانند.

مثلا تو ناخودآگاه وقتی از یک کوچه تنگ و تاریک رد می شوی ترس عجیبی تمام وجود تو را می گیرد نه تو و نه دیگران نمی دانید که علت آن چیست چون به احتمال زیاد در دوران کودکی خاطره بدی در ذهن تو شکل گرفته است.

دیگران به تو چه نمره ای می دهند؟

همین الان ده نفر از دوستان و اطرافیان خودت را لیست کن و برو به آن ها بگو: از ۱ تا ۱۰ به تو یک نمره بدهند و از آن ها دلیل نمره دادن شان را بپرس.

مثلا نمره ۱، تو خیلی خیلی بد و مزخرف هستی! 🙁 چرا؟ یا نمره ۱۰، تو خیلی خیلی خوب و لاکچری هستی! 🙂 چرا؟

این تمرین به تو کمک می کند تا از پنجره مغفول خود بیشتر آگاه شوی و بدانی که چه چیزهایی از نظر تو کاملا بی ارزش است ولی از نظر دیگران ارزشمند است.

نکته مهم اینجاست که قرار نیست تو دقیقا طبق خواسته دیگران عمل کنی قرار است از نظرات دیگران استفاده کنی و چیزی که از نگاه تو دور مانده و تا حال به آن فکر نکردی را پیدا کنی، همین.

خودآگاهی به چه دردی می خورد؟

اول اینکه من هم با تو موافقم که خودآگاهی از نان شب واجب تر نیست و تا وقتی غذای جسم فیزیکی تامین نشود، خیلی سخت است که آدم ها به سمت خودشناسی و خداشناسی و تامین غذای روح بروند. ولی:

برای جواب دادن به سوالات ذهنی که درگیرت کرده به خودآگاهی و خودشناسی نیاز داری

و حتی بعضی وقت ها حاضر می شوی تا نان شب را کنار بگذاری، زندگی ات را هم بدهی تا بفهمی که چرا هستی و کمی به آرامش برسی.

دوم اینکه آیا وقتی از روحیات و حالات خودت آگاه شدی و خودت را خوب شناختی، دیگه همه چی حله؟!

باید یک نه محکم و قاطعانه بگویم. چون:

خودآگاهی شروع انجام کارهای بزرگ است.

اگر تاحالا کارهای بزرگی انجام ندادی حالا وقتش است که با خودآگاهی و خودشناسی بزرگ شوی و کارهای بزرگی را انجام دهی.

و این جمله از شارل دوگل (Charles de Gaulle) را خیلی دوست دارم که می گوید:

کارهای بزرگ فقط از انسان های بزرگ ساخته است و انسان ها وقتی بزرگ می شوند که بخواهند.

مقاله خودآگاهیخودآگاهی pdf

اگر می خواهی دوباره این مقاله را مطالعه کنی و یا در گوشی هوشمند خودت ذخیره کنی تا هر وقت دوست داشتی بتوانی از آن استفاده کنی، همین الان نسخه الکترونیکی خودآگاهی pdf را دانلود کن.

دریافت مقاله خود آگاهی pdf

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

راههای کاهش استرس

راههای کاهش استرس

راههای کاهش استرس

ترس، استرس و اضطراب یکی از دغدغه های اصلی من و تو و همه مردم است. بنابراین همیشه دنبال بهترین راههای کاهش استرس و اضطراب می گردیم.

قبلا درباره استرس زیاد گفتم و نوشتم،

استرس چیست

اثرات استرس بر بدن

چگونه استرس نداشته باشیم؟

برای پیدا کردن مطالب بیشتر درباره استرس روی ذره بین منوی بالای صفحه کلیک کن

بهترین راههای کاهش استرس

همین اول کار اجازه بده بگویم که من معجزه نمی کنم و نسخه مشترک برای همه نمی پیچم!

بهترین راههای کاهش استرس با توجه به هر کس و مدل زندگی اش فرق می کند.

برای مثال:

کسی که در ایران زندگی می کند، شاید با اعتقادات مذهبی بتواند استرس هایش را کاهش دهد.

مثلاً خواندن ۲ رکعت نماز، آیاتی از قرآن کریم، رفتن به مسجد، درد دل کردن با روحانی محل و راههای دیگر.

کسی که در اروپا زندگی می کند، شاید بتواند با خواندن یک کتاب مورد علاقه استرس هایش را کاهش دهد.

کسی که در آمریکا زندگی می کند، شاید با مراقبه و ریلکسیشن یا مراجعه به روانشناس و راههای متفاوت دیگر بتواند استرس هایش را کم کند.

کسی که دین و مذهب ندارد، شاید با خرافات و کارهای عجیب و غریب بتواند استرس هایش را کم کند.

ولی مواردی که در ادامه می گویم تا حدودی مشترک و قابل استفاده برای همه است.

البته باز هم تاکید می کنم که نسخه مشترک نیست و هر کس با توجه به نیازش می تواند از آن استفاده کند.

راههای کاهش استرس مثبت

  • نوشتن موقعیت

راههای کاهش استرساولین قدم و راهکار برای کاهش استرس و اضطراب این است که بدانی چه وقت هایی استرس به سراغ تو می آید.

چون در ۹۹٫۹۹ % مواقع تو می دانی در چه موقعیت های تکراری، استرس به سراغ تو خواهد آمد.

پس همین الان مثل من یک برگ کاغذ و خودکار بردار و بنویس.

اگر هم نوشتن بلد نیستی هیچ اشکالی ندارد تمام این مراحل را با دقت زیاد در ذهن ات تصویرسازی کن یا از کسی کمک بگیر.

مثلا موقع امتحان، کنفرانس، حرف زدن در جمع، پیدا کردن شغل، رفتن به مهمانی، مهمانی دادن، زن گرفتن، شوهر کردن، بچه دار شدن، تربیت کردن بچه، مُردن!

و تمام روزهایی که در این دنیا زندگی می کنی، استرس را تجربه خواهی کرد.

تا وقتی که ندانی و نتوانی این موقعیت ها را تشخیص دهی نمی توانی آن را بررسی کنی و کاری کنی.

یعنی نمی توانی راههای کاهش استرس مخصوص خودت و آن موقعیت را بنویسی.

مثلاً من فردا می خواهم برای اولین بار جلوی دویست نفر آدم شاخ دار! 🙂 به بالای سِن بروم و یک لوح تقدیر از رییس سازمانم دریافت کنم.

دقت کردی قرار نیست بروم و سخنرانی کنم، قرار است فقط بروم بالا و یک لوح تقدیر بگیرم همین.

ولی خُب چون سالی صدبار لوح تقدیر می گیرم 🙁 نباید هم استرس داشته باشم!

موقعیت: یه سالن ۲۰۰ نفره آدم شاخ دار 🙂

سه کار خیلی مهم

حالا که موقعیت را نوشتم باید این سه کار مهم را انجام بدهم:

  1. موقعیت استرس زا را بررسی می کنم.

  2. راههای کاهش استرس آن موقعیت را می نویسم.

  3. می نویسم که دفعه بعد باید چه کار کنم!؟

اول بررسی می کنم تا ببینم قرار است چه اتفاقی در سالن ۲۰۰ نفره بیفتد.

مثلا صدا زدن اسم من، مسیر رفتن به روی سن، لباسی که باید بپوشم، نفس کشیدنم، مدل ایستادن و دست دادن با روسا، برگشتن و نشستن روی صندلی و…

دوم راهکارها را می نویسم.

ببین صادق جان ۰ تا ۱۰ درصد توجه سالن به توست پس زیاد خودتو جدی نگیر.

قرار نیست شق القمر کنی، پس از این لوس بازی ها درنیاور و مثل بچه آدم برو بالا و برگرد. 🙂

سوم دفعه بعد چه کار کنم؟

اگر استرس گرفتم اصلا مهم نیست، دفعه بعد چطور می توانم بهتر عمل کنم.

  • ادامه دادن منهای جنگیدن

راه های کاهش استرس و اضطرابهر جا که گیر افتادی و بیش از اندازه استرس گرفتی، بدون اینکه بخواهی خودخوری کنی و به چیزی فکر کنی، فقط ادامه بده بدون اینکه بخواهی بجنگی!

جنگیدن با موقعیت استرس زا هیچ فایده ای ندارد.

منظور من از ادامه دادن، غرق شدن در موقعیت است بدون کوچکترین مقاومت و جنگیدن.

تو هر چقدر بیشتر تلاش کنی تا ثابت کنی یا بجنگی یا مقاومت کنی،

بیشتر و بیشتر داغون می شوی و شکست های زیادی می خوری بدون اینکه کوچکترین نتیجه دلخواه ات را بگیری.

  • ترک موقعیت

کاهش استرس

در بعضی موقعیت های استرس زا به جای ماندن و جنگیدن بهترین راه کاهش استرس ترک موقعیت است.

لازم است که چشم و گوشت را تیز کنی و درب خروجی را بلد باشی! استرس دو درب دارد یکی ورودی و دیگری خروجی.

اگر وارد استرس شدی یا استرس وارد تو شد این کار را انجام بده:

یا تو از استرس خارج شو یا بگذار استرس از تو خارج شود!

اگر می خواهی اجازه دهی تا استرس از تو خارج شود باید ادامه دادن منهای جنگیدن را انتخاب کنی.

و اگر می خواهی خودت از استرس خارج شوی باید هر چه زودتر درب خروجی را پیدا کنی و بهترین گزینه همان ترک موقعیت است.

  • برداشتن ماسک

اگر یک چرخی در کوچه و خیابان و محل کار و زندگی بزنی می بینی که خیلی ها ماسک زدند.

این ماسک کمک می کند تا خود واقعی (چیزی که واقعا هستی) افراد مخفی مانده و نمایش داده نشود.

به احتمال قوی تو هم جزو این افراد هستی و خیلی وقت ها ماسک می زنی تا دیگران خود آرمانی (چیزی که واقعا نیستی و می خواهی باشی) تو را ببینند.

حتی خود من هم بعضی وقت ها این ماسک لعنتی را ناخودآگاه می زنم. 🙁

مثلا کسانی که خیلی لفظ قلم صحبت می کنند، کت و شلوار شیک می پوشند و می خواهند دست نخورده و اتو کشیده باشند،

حرف دلشان را نمی زنند به خاطر جلب رضایت دیگران،

  • بازگشت دوباره

اگر بتوانی نقاب لعنتی را از صورتت برداری مطمئن باش باز هم می توانی به همان موقعیت یا موقعیت های مشابه برگردی و با قدرت ادامه بدی.

در دوره رژیم فکری ۱۰ روزه گفتم که چطور می توانی در لحظه حال زندگی کنی و در صورت نیاز با بازگشت به گذشته به سوی آینده پیشرفت کنی.

  • ۲۴ ساعت طلایی

مدیریت زمانخیلی از چیزها در زندگی، واقعاً بی ارزش، یعنی کم اهمیت و بی اهمیت هستند. ولی متاسفانه

خیلی از آدم ها وقت خیلی زیادی را صرف خیلی از چیزهای بی ارزش می کنند.

اصلا لازم نیست که من بگویم همه آدم های روی کره زمین فقط ۲۴ ساعت طلایی دارند، چه فقیران و چه ثروتمندان.

چون خودت خیلی خیلی بهتر از من این موضوع را درک کردی و می دانی.

ولی مشکل در عمل کردن است،

با این که می دانی ولی باز هم درگیر خیلی از چیزهای بی ارزش می شوی و وقت طلایی ات را به دست باد می سپاری. ( وای چه جمله ادبی گفتم 🙂 )

یک بار از خودت بپرس که واقعا این چیزهای بی ارزش در زندگی من چیست که وقت طلایی من را نابود می کند.

مثلاً ساعت ها چرخیدن در سایت ها و شبکه های اجتماعی و غیره

یعنی اینکه درِ سطل آشغال را باز می کنی و وقت طلایی و پولت را داخل آن می ریزی! ( آخه چرا این کار رو میکنی 🙁 بیار بریز تو جیب من 🙂 )

  • کمک گرفتن

راههای کاهش استرس

همیشه کسانی هستند که می توانند عاشقانه در کنارت باشند و به تو کمک کنند تا بتوانی دوباره به جریان عادی زندگی ات برگردی.

از تو می خواهم همین الان دست به کار شوی و یک لیست از کسانی که می توانند به تو کمک کنند را تهیه کنی.

نام و نام خانوادگی ۵ تا ۱۰ نفر را بنویس. این افراد ممکن است دوست، آشنا، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، معلم یا حتی یک غریبه دلسوز باشند.

لازم است در موقعیت هایی که واقعا خسته شده ای، خیلی تحت فشار هستی و بُریدی! خیلی راحت درخواست کمک بخواهی.

  • اعتقادات مذهبی و غیرمذهبی

بعضی وقت ها اعتقادات آدم ها هم به کمک شان می آیند.

فرقی نمی کند که چه قوم و ملتی داشته باشی یا چه مذهبی داشته باشی یا شاید اصلا مذهبی نباشی،

ولی برای مثال:

کسی که با دو رکعت نماز خواندن یا دعا کردن یا رفتن به مسجد و امامزاده و سایر اعتقادات مذهبی به آرامش می رسد،

یا کسی که با مراقبه یا ریلکسیشن یا سایر کارهایی که از نظر بعضی از افراد مذهبی نیست به آرامش می رسد،

حتما لازم است که از اعتقادات خودش پیروی کند و استرس های خودش را کاهش دهد تا به آرامش برسد.

کاش در قرن ۲۱ یاد می گرفتیم که اعتقادات هر کسی برای خودش ارزشمند است و فقط به همدیگر احترام می گذاشتیم.

  • تنفس شکمی

یکی دیگر از راههای کاهش استرس تنفس شکمی یا دیافراگمی است.

می توانی به مقالات و فیلم های آموزشی تنفس شکمی که قبلا آماده کرده ام مراجعه کنی

و با انجام تمرینات تنفس شکمی در کوتاه ترین زمان ممکن هوای تازه را وارد ریه های نازنین خودت کنی.

چون در موقعیت های استرس زا احساس خفگی می کنی و ریه های تو خوب کار نمی کنند.

  • نوشیدن آب

بعضی وقت ها لازم نیست که کارهای عجیب و غریب انجام دهیم.

در بعضی از موقعیت های استرس زا می شود خیلی راحت با نوشیدن یک لیوان آب و فقط سکوت کردن آرامش خود را حفظ کرد.

مثلا با شنیدن خبر اختلاس های میلیاردی به جای غصه خوردن، فحش دادن، ناامید شدن و غیره که به تو فشار وارد می کنند

می توانی یک لیوان آب بخوری و خیلی راحت رادیو یا تلویزیون را خاموش کنی یا صفحه تلگرام و اینستاگرام و سایت را ببندی.

می دانم شاید همین الان به من هم بدوبیراه بگویی! خُب اشکالی ندارد!

فقط دو سوال از تو می پرسم:

۱- با دنبال کردن اخبار و فهمیدن اطلاعات روز ایران و دنیا چه کمکی از دست تو برمی آید؟

۲- به جای دنبال کردن این اخبار چه کارهای دیگری می توانی انجام بدهی؟

همین دو سوال را جواب بده و زیر همین مقاله برایم بفرست تا باهم صحبت کنیم.

  • پرسیدن سوالات درست

دقیقا مثل دو سوالی که من از تو پرسیدم می توانی یک لیست از سوالات درست آماده کنی تا در موقعیت های مختلف از آن استفاده کنی.

اگر بتوانی کلمه چرا را از اول جملات خودت حذف کنی و به جای آن کلمه چطور را بگذاری

خیلی راحت می توانی خودت را آرام کنی و مغزت به تو راهکارهای خوب و جدید می دهد.

اگر از کلمه چرا استفاده کنی، پشت سرِهم سوالات اشتباه می پرسی و کُلِ روز و شب خودت را تباه می کنی

ولی اگر از کلمه چطور استفاده کنی که خیلی سخت است! چون خودت باید دست به کار شوی و یک کار مثبت در حدِ خودت و خانواده ات انجام دهی،

می توانی با سوالات درست در مسیر درست قرار بگیری.

مثلا به جای اینکه بگویی چرا فلانی ۱۰۰ میلیارد اختلاس کرده است؟ چرا مدیریت مملکت ضعیف است؟ چرا…؟

بگو من چطور می توانم خودم را اصلاح کنم؟ چطور می توانم فرزند بهتری تربیت کنم؟ چطور در موقعیت های مشابه خودم و فرزندم دست به اختلاس نزنیم؟

می بینی خیلی راحت با عوض کردن یک کلمه و پرسیدن سوالات درست می توانی تنش های دنیای بیرون را کم کنی و به آرامش دنیای درون خودت برسی.

ولی متاسفانه خیلی از آدم ها می خواهند:

از زیر بار مسوولیت های خودشان شانه خالی کنند و فرار کنند

و خیلی راحت دنیای بیرون خودشان را مقصر بدانند.

نقش تو در جایگاهی که الان هستی

چند مثال از جایگاه ها و موقعیت هایی که ممکن است تو در آن نقشی داشته باشی:

رانند تاکسی که می گوید: ای بابا فلانی ۱۰۰ میلیارد اختلاس کرده حالا چی میشه من ۱۰۰ تا تک تومنی را پس ندم!

کارمندی که به موقع کار ارباب رجوع را انجام نمیده و از کارش دزدی می کند،

کارگری که در تولید محصولات نه تنها دلسوزی نمی کند بلکه به بهانه های مختلف در تولید هم اختلال ایجاد می کند،

فروشنده ای که بهانه های مختلف، گران فروشی یا کم فروشی می کند،

همه این افراد در جایگاه خودشان دزد هستند!

و اگر در جایگاه فردی که ۱۰۰ میلیارد اختلاس کرده است قرار بگیرند من قول می دهم به جای ۱۰۰ میلیارد ۱۰۰۰ میلیارد اختلاس می کنند!

  • پناه بردن به طبیعت

راه های کاهش استرس

پناه بردن به دل طبیعت هم یکی از راههای کاهش استرس است که خودم خیلی عاشقش هستم.

لازم نیست که صبر کنی تا هزینه سفر جور شود! می توانی هر وقت دلت خواست به نزدیکترین طبیعت اطراف خودت بروی و دراز بکشی و فقط به طبیعت نگاه کنی.

به شاخ و برگ درختان نگاه کن، به گل های اطرافت نگاه کن، به پرنده های روی درختان نگاه کن، به بچه هایی که در پارک یا طبیعت بازی می کنند نگاه کن

به صدای شاخ و برگ درختان گوش کن، بوی طبیعت را استشمام کن، به صدای پرنده های زیبا گوش کن، به صدای زندگی و به صدای آرامش گوش کن

طبیعت نمادی از آرامش و قدرت درون توست.

پس حداقل هفته ای دو تا سه بار به نزدیک ترین طبیعت اطراف خودت برو تا خودت را پیدا کنی و با آرامش و قدرت بیشتری برگردی.

  • کتاب آمپول استرس

معرفی کتاب آمپول استرسیکی از بهترین راههای کاهش استرس خواندن کتاب های مورد علاقه ات است. البته اگر جزو ۹۹ درصد ایرانی های عاشق کتاب و کتاب خوانی باشی!

یک کتاب رمان یا کتاب انگیزشی یا هر کتاب خوب دیگری که بتواند تا ساعاتی استرس تو را کم کند،

تا تو با قدرت بیشتری بتوانی به زندگی ادامه بدهی و بدانی که دفعه بعد باید چه کار کنی.

بعد از این کتاب ها می توانی از یک کتاب تخصصی بدون کلمات تخصصی که به زبان ساده و اثرگذار نوشته شده است استفاده کنی.

و قطعاً با قدرت تمام کتاب خودم یعنی آمپول استرس را معرفی می کنم. ( وای صادق چرا داری تبلیغ می کنی؟ 🙂 )

راههای کاهش استرس منفی

  • سیگار کشیدن

استرس منفی

  • پرخوری

کم کردن استرس

  • اعتیاد

  • ترک زندگی

  • توهین و تحقیر دیگران و خودت

  • فاز منفی گرفتن

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

قوانین یادگیری

قوانین یادگیری

قوانین یادگیری

تا حالا که قوانین یادگیری نبوده است مردم شدیداً عاشق یادگیری بودند وای به حال الان که می خواهم درباره قوانین یادگیری بنویسم! فقط می ترسم نتوانم تشنگی شدیدشان به یادگیری را برطرف کنم. 🙂

سه قانون یادگیری

این بار از ادوارد لی ثرندایک (به انگلیسی Edward Lee Thorndik) روانشناس آمریکایی کمک می گیرم.

  1. قانون آمادگی
  2. قانون تمرین
  3. قانون اثر

قوانین یادگیری ثرندایک

چرا این جمله از ثرندایک را آوردم؟ و تاحدودی با آن موافقم؟

وقتی گربه در قفس قرار می گیرد با سعی و خطای مکرر و نه تفکر و استدلال، راه فرار را یاد می گیرد.

شاید بگویی: اول اینکه ما حیوان نیستیم دوم اینکه مثل حیوانات بی شعور نیستیم! کاملاً با تو موافقم.

ولی می دانم که تو هم مثل خیلی از افراد دیگر:

در قفس ذهن خودت گیر افتادی

و فقط داری فکر می کنی و استدلال می کنی!

در واقع اثری از اقدام به موقع نیست.

بعضی وقت ها لازم است که فکر کردن را کنار بگذاری و وارد میدان عمل شوی. سعی و خطا کنی. شکست بخوری. تا نتیجه های عالی بگیری.

پس موافقم که فقط فکر و استدلال جوابگو نیست بلکه سعی و خطا و اقدام به موقع اهمیت بیشتری دارد.

 

مقاله در حال تکمیل است…

 

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

مراحل یادگیری

مراحل یادگیری

مراحل یادگیری

امیدوارم مقاله قبلی را خوانده باشی. اگر خوانده باشی با دیدن عبارت مراحل یادگیری با اشتیاق زیاد ادامه می دهی.

برای تو بارها پیش آمده که خواستی از پله ها بالا بروی، حالا من یک سوال دارم:

آیا تا حالا توانستی پاهایت را از پله اول به پله دهم بگذاری؟

مطمئنم هیچ وقت! اگر غیر از این است لطفا به ما هم یاد بده! 🙂

همانطور که پله ها را قدم به قدم بالا می روی، برای یادگیری هم باید قدم به قدم پیش بروی.

خُب برویم سراغ مراحل یادگیری. آخ جون! یادگیری! 🙂

البته قبل از آن داستان سنجش دخترم ساجده را می گویم:

داستان سنجش ساجده جونم

ساجده وارد ۶ سالگی شد و امسال باید به پیش دبستانی برود.

آن جایی که ساجده را ثبت نام کردیم تقریباً نیمه دولتی است و حدود یک میلیون تومان از ما دریافت کرد.

یک روز به مادرش یعنی همسر بنده زنگ زدند و گفتند دخترتان را شنبه ساعت ۱۰ صبح برای سنجش بیاورید و زودتر بیایید چون تا ساعت یک بیشتر نیستیم.

خُب تا اینجا همه چی اوکی بود.

روز شنبه من و همسرم در کارگاه مهارت های ارتباطی بودیم و بعد از ساعت ۱۲:۳۰ که کارگاه تمام شد به سرعت به سمت آن جا حرکت کردیم.

وقتی رسیدیم در کمال تعجب دیدیم که سنجشی در کار نیست و فقط قرار بود برگه سنجش به ما تحویل داده شود. همین! 🙁

جالب است در آن برگه، تاریخ سنجش دو هفته بعد روز شنبه در یک مکان دیگر مشخص شده بود!

  • خُب کجای کار ایراد دارد؟

فقط می توانستند کمی دیالوگ تلفنی را بهتر کنند و بگویند تشریف بیاورید و برگه سنجش را تحویل بگیرید نه آنکه حتما تا ساعت یک بیایید تا سنجش تمام نشود!

و حالا این همه آدم باهوش قرار است به بچه های ما یادگیری را یاد بدهند! 🙁

و اما روز سنجش فرا رسید و همسرم، ساجده را برای سنجش آماده کرد. آن طور که همسرم تعریف کرد:

بعد از قد و وزن و بینایی سنجی و شنوایی سنجی و در کل سنجش جسمانی نوبت به سنجش روانی می رسد.

ساجده به تنهایی وارد اتاق سنجش می شود و قرار است از او تست هوش بگیرند! و مادرش هم اجازه ندارد در کنارش باشد! 🙁

بعد سوال های عجیب و غریبی از ساجده پرسیده می شود… مثلاً گوزن شاخ دارد یا فیل؟

ساجده من و فرزندان تو برای اولین بار قرار است یک نفر را که تا حالا ندیده اند ببینند آن هم در سن ۶ سالگی که تازه می خواهند وارد اجتماع شوند و مجبورند به سوالاتی جواب دهند که من و تو از آن خبر نداریم!!!

(تصور کن یک فرد غریبه را برای بار اول ببینی و بتوانی مثل بلبل با او صحبت کنی و به سوالات شاخ دارش جواب بدهی آن هم در سن ۵ یا ۶ سالگی که یاد گرفتی با افراد غریبه صحبت نکنی!)

  • خُب کجای کار ایراد دارد؟

اصلا معلوم نیست آن فرد که سنجش می کند،

  • لیاقت و صلاحیت سنجش بچه های ما را دارد یا نه؟
  • مهارت های ارتباطی بلد است یا نه؟
  • کارشناس کودک هست یا نه؟
  • تمایزی بین شخصیت کودکان قائل می شود یا نه؟ مثلا درونگرایی یا برونگرایی

بچه هایی که قرار است وارد پیش دبستانی شده و زندگی را آغاز کنند، در جمع بودن را یاد بگیرند، مهربانی و محبت را یاد بگیرند، و…

با یک سد به نام تست هوش و سوالات عجیب و غریب روبرو می شوند و کلی شاخ در می آورند! 🙂

و دقیقا از همان ایام به طور ناخودآگاه فرار از یادگیری اتفاق می افتد چون هنوز مراحل یادگیری طی نشده است.

یعنی قبل از اینکه از پله اول بالا بروند باید به پله دهم بپرند!

بچه های ما دقیقا مثل من و تو قرار است این شرایط را بگذرانند و عملا کاری از دست شان برنمی آید.

و کم کم تصور می کنند که زندگی، سرد و بی روح و تکراری است.

خُب بگذریم. باید برای اصلاح آموزش و پرورش بنشینیم و دعا کنیم! 🙁

پنج مرحله یادگیری

باز هم از یک روانشناس قدیمی کمک می گیرم که تا سن ۱۲ سالگی به مدرسه نرفت و مادر با لیاقتش، یادگیری را به او یاد داد.

این شخص کسی نیست جز، دکتر یوهان فردریک هربارت (به انگلیسی Johann Friedrich Herbart) فیلسوف و روانشناس آلمانی.

مراحل یادگیری هربارتهربارت می خواست اصول سرد و نَچسب روانشناسی را به صورت کاملا کاربردی در آموزش و پرورش به کارگیری کند.

هربارت یادگیری را به ۵ مرحله تقسیم کرده بود، البته من این مراحل یادگیری را کمی تغییر داده ام.

  1. آمادگی
  2. آموزش
  3. ارتباط
  4. آمیختن
  5. آموختن

مراحل مطالعه

  • آمادگی

کاری به شرایط محیطی و شرایط خود تو ندارم. ولی در مرحله اول من باید بتوانم تو را آماده یادگیری کنم یا اینکه خود تو علاقه و آمادگی نسبی برای یادگیری داشته باشی.

می دانم که عاشق و تشنه یادگیری هستی 🙂 وگرنه اینجا نبودی.

خُب حالا برای کسانی که مثل تو نیستند چطور آمادگی ایجاد کنیم؟

پدر و مادر، معلم، استاد، من، تو و هر کس دیگری که می خواهد چیزی را یاد بدهد، باید بتواند:

قبل از ورود به اصل موضوع، افکار، احساس، رفتار و تجربه های تو را که با موضوع اصلی مرتبط اند، یادآوری کند.

این افکار، احساسات، رفتار و تجربه ها می تواند در گذشته، حال و آینده باشد.

  • آموزش

پس از اینکه آمادگی ایجاد شد نوبت به آموزش می رسد. همانطور که در مقاله قبلی گفتم، آموزش، ابزاری برای یادگیری است.

برای اینکه از ابزار آموزش درست استفاده کنی، اول هدف را تعیین کن. هدف نمره است یا زندگی؟

آموزشی که طرف مقابل را به فکر فرو نبرد، مُفت نمی ارزد.

تفکر، مشاهده، آزمایش، بحث و تبادل نظر در رابطه با موضوع، رسیدن به هدف که همان درست زندگی کردن است را راحت تر می کند.

پس آموزش صرفاً ارائه مطالب و تمام کردن سرفصل های آموزشی نیست.

  • ارتباط

اگر دو مرحله قبلی درست انجام شده باشد، افراد می توانند بین چیزهای جدید که یاد گرفته اند و چیزهایی قدیمی، ارتباط برقرار کنند.

اگر خود فرد با کمک تو بتواند بین آموخته ها یا حقایق قبلی و جدید، پلی بزند، خیلی راحت روی آن پل حرکت کرده و یادگیری اش قوی تر می شود.

چون خودش می تواند مقایسه کند، تحلیل کند، درک کند و خانه های مغزش را درست پُر کند.

  • آمیختن

حالا که خانه های مغز توسط خود فرد و با راهنمایی من و تو، درست پُر شد، آن خانه یک اصل می شود.

او می تواند این اصل را با شرایط جدید، چالش جدید و… مخلوط کند. چون این اصل خیلی قوی شکل گرفته و سخت ترین مشکلات را در خود حل می کند.

یعنی می تواند این اصول را به تمام زندگی اش تعمیم بدهد. چون خیلی راحت می تواند بین دو چیز ارتباط برقرار کند و با استفاده از خانه فعال مغز پیش برود.

  • آموختن

این مرحله همان یادگیری کاربردی است که اتفاق افتاده است. یعنی اگر چهار مرحله قبلی درست انجام شده باشد،

با مرحله آموختن زیاد کاری نداریم. چون اصول درست در زمان درست و مکان درست توسط فرد به کار گرفته می شود.

در کدام مدرسه و دانشگاه این مراحل یادگیری ساده اجرا شده است؟ 🙁

معلم یا استاد وارد کلاس شده (بعضی وقتا هم بی اعصابه 🙂 )، کتاب یا جزوه را باز کرده و تند تند چیزهایی را برای خودش بلغور کرده است!

بدون اینکه نظر تو برای او مهم باشد.

بدون اینکه بحث و تبادل نظری اتفاق بیفتد.

بدون اینکه با تو ارتباط بگیرد.

بدون اینکه تئوری ها را عملی کند.

بدون اینکه…

چون هدف یک چیز است: سرفصل های کتاب باید به پایان برسد و درنهایت آزمون و نمره قبولی!

نتیجه گیری

اگر می خواهی آموزش بدهی یا یاد بگیری تمام تلاش خودت را بکن تا این ۵ مرحله یادگیری را پیاده کنی.

 

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

یادگیری چیست؟

یادگیری

یادگیری چیست؟

با شنیدن کلمه یادگیری شاید یادِ دوران دانش آموزی در مدرسه یا دوران دانشجویی در دانشگاه بیفتی. درست است؟

به تو قول می دهم که یادگیری با آقای روان متفاوت تر از یادگیری در دوران مدرسه و دانشگاه خواهد بود.

حالا چرا باید به تو قول بدهم که یادگیری با من با یادگیری آن دوران فرق دارد؟!

از بس یادگیری دوران مدرسه و دانشگاه، شیرین و جذاب و فراموش نشدنی بوده و هست که:

تو با شنیدن کلمه یادگیری به صورت ناخودآگاه گارد می گیری و دوست داری فرار کنی!

ولی بدان و آگاه باش 🙂 تو بدون یادگیری هیچی نخواهی شد! 🙁

تمام لحظه های زندگی تو پُر از مشکلات و پیچیدگی هایی است که بدون یادگیری نمی توانی از پسِ آن برآیی.

اگر با من موافق نیستی اجازه بده تا باهم سری به آمارهای کشورمان بزنیم.

سری به آمار بزنیم…

خیلی با دقت به این آمارها نگاه کن و بیشتر تفکر کن تا با من همراه شوی!

(اگر دوست داشتی می توانی به مرکز آمار ایران یا خبرگزاری ایسنا مراجعه کنی)

  • آمار بیکاری در ایران

در سال ۱۳۹۶ بر اساس اطلاعات مرکز آمار ایران، ۱۲ درصد بوده است.

اگر بدانی که فارغ التحصیلان دانشگاهی فقط کمتر از ۱۰ درصد اطلاعات رشته تحصیلی شان که چندین سال بابت آن زحمت کشیده اند را دارند 🙁 دیگر متعجب نخواهی شد که چرا نرخ بیکاری بالاست.

خُب دیپلم و زیر  دیپلم هم که هیچ! 🙂

خیلی از افراد دلیل بیکاری را دولت و والدین و دیگران می دانند ولی من دلیل اصلی آن را ناتوانی افراد می دانم.

خود تو حاضر هستی ماهیانه چند میلیون تومانِ بی زبان را به این افراد ناتوان، نالایق، کارنابَلد و پُرمدعا حقوق بدهی؟

  • آمار طلاق در ایران

از سال ۱۳۷۵ تا سال ۱۳۹۶ طلاق زیاد شده است.

یعنی در سال ۱۳۹۶ از هر ۱۰۰ نفری که عروسی کرده و به خانه بخت رفته اند 🙂 تا سال های سال به هم عشق بدهند، حدود ۳۰ نفر بدبخت شده و با نفرت شدید از خانه بخت برگشته اند. 🙁

خُب باز هم رسانه ها و خیلی از افراد فوق کارشناس که در همه زمینه ها پرفسور هستند! می گویند دلیل اصلی آن بیکاری و نداری و این حرف هاست.

ولی من می گویم دلیل اصلی این است که بلد نیستند چطور زندگی کنند چون خیلی از پولدارها نیز طلاق می گیرند.

  • آمار بی سوادی و کم سوادی در ایران در قرن ۲۱

حدود ۹ میلیون نفر بی سواد مطلق و حدود ۱۱ میلیون نفر کم سواد داریم آن هم در قرن ۲۱، مگر می شود؟! 🙁

البته افتخار نکن به اینکه خُب بقیه با سواد هستند! چون این سواد مدارس و دانشگاه های ما یک ریال هم ارزش ندارد! 🙂

وقتی بلد نباشی چطور زندگی کنی؟

چطور خواسته هایت را بیان کنی؟

چطور خجالت نکشی؟ چطور رفاقت کنی؟

چطور ریاست و مدیریت کنی؟

چطور تحقیر و مسخره نکنی؟

چطور انسانیت و عدالت برقرار کنی؟ و هزاران چطور دیگر…

دیگر مهم نیست که تو استاد شیمی، ریاضی، فیزیک یا هر رشته دیگری باشی…

دیگر مهم نیست که تو پرفسور، دکتر، مهندس، کارشناس، دیپلم و زیر دیپلم باشی…

  • آمار اعتیاد در ایران

طبق گفته معاون ستاد مبارزه با مواد مخدر حدود ۳ میلیون نفر معتاد داریم.

البته این ۳ میلیون نفرِ بیچاره شناسایی شده اند و جزو آمار رسمی مصرف کنندگان مواد مخدر هستند، آمار غیررسمی را بنده اطلاعی ندارم! 🙁

اینجا دیگر نظر متخصصان بی تخصص که دلیل های خودشان را دارند برایم مهم نیست. 🙂

چون این معتادان بیچاره اگر فقط بلد بودند چطور نه بگویند یا چطور استرس هایشان را کم کنند دیگر به این حال و روز دچار نمی شدند.

  • آمار خودکشی در ایران

قبلاً در افراد مُسن زیاد بود ولی الان جوانان هم به خودکشی فکر می کنند یا حتی اقدام به خودکشی می کنند. 🙁

از هر ۱۰۰هزار نفر، ۵ نفر اقدام به خودکشی می کنند، حالا کسانی که به خودکشی فکر می کنند بماند!

بر اساس آمار سازمان پزشکی قانونی کشور از سال ۱۳۸۰ تا سال ۱۳۹۱، در مدت ۱۱ سال، حدود ۴۰هزار نفر که اقدام به خودکشی کردند فوت شدند.

جالب است آمار خودکشی هم مثل طلاق، بیکاری، اعتیاد و… زیاد شده است. چرا؟

چون هیچ وقت هیچ کس هیچ کجا به ما حل مسئله و تصمیم گیری درست را یاد نداده است.

خیلی خُب دیگر ادامه نمی دهم چون این آمارها به تنهایی حال آدم را بد می کند.

مطمئن هستم که با من همراه شدی و با جدیت یادگیری را دنبال خواهی کرد.

و من از این تصمیم تو بسیار خوشحالم. 🙂

تعریف یادگیری

خُب حالا که با من همراه شدی و می خواهی مسیر زندگی ات را از نو بسازی، ادامه مقاله را با دقت بیشتری بخوان.

اگر بخواهم به صورت علمی یادگیری را تعریف کنم، از خودم چیزی نمی گویم و از سه روان شناس قدیمی کمک می گیرم.

  1. رابرت وودورث به انگلیسی Robert Woodworth
  2. نورمن لسلی مان به انگلیسی Norman Leslie Munn
  3. گریگوری کیمبل به انگلیسی Gregory A. Kimble

وودورث روان شناس آمریکایی یادگیری را اینطور تعریف می کند:

فعالیتی است که در فعالیت های بعدی تو و آینده تو تاثیر می گذارد.

تعریف یادگیری

 

دکتر نورمن لسلی مان یادگیری را اینطور تعریف می کند:

(نویسنده کتاب اصول روانشناسی: اصول سازگاری آدمی که مال خیلی سال ها پیش است و من آن را نخوانده ام)

هر نوع تغییر در رفتار تو که نتیجه تجربه های تو است. و سازگاری با موقعیت های جدید، حل مسائل ساده و پیچیده را ممکن می سازد.

یادگیری در روانشناسی

 

دکتر گریگوری کیمبل روان شناس آمریکایی یادگیری را اینطور تعریف می کند:

تغییر نسبتاً پایدار در رفتار بالقوه تو است که با تمرین تقویت شده بدست می آید.

( این تعریف کمی سخت شد. 🙁 )

مقالات یادگیری

الماس یادگیری

اگر می خواهی درون تاریک خودت را آشکار کنی و به یک الماس تبدیل کنی نیاز به یک الماس دیگری به نام یادگیری داری.

سه نوع تعریف از یادگیری را گفتم و از تو می خواهم خودت را زیاد درگیر تعریف های علمی و و غیرعلمی نکنی چون در آن غرق می شوی.

و در نهایت هدف از یادگیری را فراموش می کنی و در نقطه ای که هستی درجای خواهی زد.

به جای کسب علم زیاد و غرق شدن در دنیای اطلاعات به فکر عمل کردن به علم اندک و پیروزی در عملیات باش.

برای اینکار می توانی مراحل یادگیری را دنبال کنی.

تا یادگیری را یاد نگیری نمی توانی به چیزهایی که می خواهی برسی.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

چطور از دست دیگران ناراحت نشویم

چطور از دست دیگران ناراحت نشویم

چطور از دست دیگران ناراحت نشویم یا نرنجیم؟

اجازه بدید همین اول کار چند تا سوال بپرسم:

کیا دوست دارن یه زندگی شاد رو تجربه کنند و در کل مسیر زندگی شادی داشته باشند؟

کیا دوست دارن در سخت ترین شرایط زندگی هم لبخند بزنند و مسیرشان را ادامه بِدَن؟

اگر جوابتون به دو سوال بالا مثبت هست

و می خواهید چنین فردی باشید به شما تبریک میگم چون این مقاله مخصوص شماست و جای درستی رو انتخاب کردید.

به خاطر وقتی برای مطالعه مقاله ( چطور از دست دیگران ناراحت نشویم ) میذارید،

از شما بی نهایت سپاسگزارم چون آگاهی شما قابل انتقال به دیگران نیز هست و دیگران نیز می توانند مثل شما شرایط بسیار خوبی رو تجربه کنند.

از اینکه در این شرایط نابسامان که خیلیا حرف از بی اعتمادی و بدبینی میزنن!

به ما اعتماد کردید بی نهایت سپاسگزارم و به انتخاب شما احترام میذارم.

چرا شما فرد ارزشمندی هستید؟

برای اینکه می خواهید با خواندن این مقاله و بکارگیری نکات آن، از دست دیگران ناراحت نشوید و با ناراحتی خودتان باعث ناراحتی بیشتر و بیشتر نشوید.

من بهتون قول میدم:

با خواندن این مقاله و پیگیری سایر مطالب و محصولات مربوطه،

مسیر زندگی شادی رو خواهید داشت

و در سخترین شرایط زندگی لبخند بر لبانتان خواهد بود.

چون با دیدگاه خاصی آشنا میشید و آن دیدگاه به شما نشان خواهد داد که:

  • کجاها بیهوده رنج ها و ناراحتی های زیادی رو تحمل کردید!
  • کجاها بیهوده ترمز کشیدید در صورتی که میتونستید به راحتی ترمز رو رها کنید!
  • کجاها بیهوده در بیابان شنی گاز دادید و ماشین تان بیشتر و بیشتر فرو رفت!
  • از این به بعد چطور از دست دیگران نارحت نشویم و زندگی خودمون رو متحول کنیم و از حال بد به حال خوب برسیم.

چرا از دست دیگران عصبانی و نارحت می شویم؟

دلایل زیادی وجود دارد که باعث رنجش و ناراحتی ما می شود و این رنجش و ناراحتی کم کم روح و جسم ما رو نابود می کند

و مثل سلول های سرطانی رشد و تکثیر پیدا می کند و در نهایت باعث مرگ ما خواهد شد.

برای مثال:

  • بدهکار یا طلبکار بودن
  • تهمت و افترا زدن
  • تحقیر شدن
  • بی احترامی
  • و…

اصلاً مهم نیست که ما برای چی و از دست کی نارحت و عصبانی شدیم!

مهم اینه که این رنجش دقیقاً مثل سرطان تمام وجود ما رو فرا میگیره و افکار و احساسات ما رو مختل میکنه.

رنجیدن از دیگران ما رو بی رحم میکنه و باعث میشه بی انصاف بشیم!

ذره بین احساسات ما

وقتی که از دست کسی رنجیده خاطر می شویم، ذره بین احساسات ما فعال میشه و به طرز عجیب و غریبی مسائل رو بزرگش می کنیم.

درواقع وقتی که احساس خوبی داریم بزرگنمایی مثبت داریم یعنی بدی ها رو نمی بینیم و فقط خوبی ها رو می بینیم.

و وقتی که احساس بدی داریم بزرگنمایی منفی داریم یعنی چشمامون روی خوبی ها بسته میشه و فقط بدی ها و نکات منفی رو می بینیم.

باید عینک خوش بینی بزنیم و ذره بین احساساتمون رو کنترل کنیم!

دنیا همیشه ثابته ولی احساسات تک تک آدما متفاوته!

ولی یه دسته از آدما اومدن که ثابت کنن دنیا و همه چی مثبته

و یه دسته برعکس اومدن ثابت کنن که دنیا و همه چی منفیه!

انتخاب با من و شماست که جزو کدام دسته از این افراد باشیم.

وقتی می تونیم انتخاب آگاهانه و واقع بینانه داشته باشیم که رنجش های وجودمون رو به حداقل برسونیم.

معایب و مشکلات رنجش از دیگران

بارها گفتم که ما آدما سرشار از احساسات هستیم و نمیتونیم احساساتمون رو حذف کنیم فقط باید اونا رو کنترل کنیم.

هیچ وقت نمیگم که ما نباید از دست دیگران برنجیم چون همه ما آدم هستیم و حتماً پیش میاد که ما هم از دست کسی ناراحت بشیم و برنجیم.

نکته مهم اینجاست که رنجش ها را حل کنیم

و نذاریم به سرطان وجود ما تبدیل بشه.

رنجش های حل نشده باعث به وجود آمدن استرس، تضاد و رنجش های بعدی میشه!

در روانشناسی اصطلاحی به نام آمبی والانس وجود داره، آمبی والانس یعنی تضاد بین مهر و کین!

مهر و محبت و عشق و دوستی

رنجش و نفرت و بدی و کنیه

تضادهای وجود ما باعث استرس و اضطراب بیشتر و بیشتر میشه و مثل الاکلنگ هیچ وقت تعادل نداریم.

یا بالا هستیم یا پایین!

یا عذرخواهی می کنیم یا فریاد می زنیم. ۵ دقیقه مهربان میشیم ۵ دقیقه بداخلاق!

درخصوص استرس و مدیریت آن خیلی حرف زدیم ولی باید بدونیم که ریشه اصلی استرس ها ما، تضاد، رنجش و دشمنی است

که به صورت زنجیروار به هم متصله و ما رو وارد یه چرخه معیوب و تکراری میکنه.

اگر ما بدونیم چطور از دست دیگران نارحت نشویم و رنجش ها رو حل کنیم شاد و تندرست خواهیم بود و مسیر زندگی شادی رو خواهیم داشت.

یکی از اساتیدم یه جمله خیلی قشنگ داره که به شدت باهاش موافقم:

یه آدمِ احمقِ الکی خوش خیلی بهتر از یه آدمِ دانایِ غُرغُرو هست.

منم به عنوان مربی یوگای خنده این جمله رو قبولش دارم!

به خاطر اینکه آدمای الکی خوش حداقل جسمشون سالمه و دیگران با دیدن اونا رنجیده خاطر نمیشن و لبخند میزنن.

با توجه به گفته های بالا چندین مورد از معایب و مشکلات رنجش رو باهم مرور می کنیم:

  • قضاوت بیرحمانه و ناعادلانه
  • تغییر دید مثبت به دید منفی
  • اثرات منفی روی جسم و روح
  • کشتن خلاقیت و نوآوری
  • از بین بردن انرژی و حال خوب
  • نقش قربانی و مظلوم را بازی کردن
  • فقر و فلاکت و بدبختی
  • ناتوانی در خندیدن و شاد بودن
  • عدم لذت و رضایت از زندگی
  • و…

از اَندرون توست جهان چون دوزخ

دل اگر تیره نباشد همه دنیاست بهشت

رنجش و ناراحتی از دست دیگران چطوری بوجود میاد؟

ما آدما اجتماعی خلق شدیم! یعنی نمیتونیم تنها باشیم و یگانگی و تنهایی فقط از آن خداوند بزرگ است.

پس نمیتونیم توقع داشته باشیم که چطور از دست دیگران ناراحت نشویم!

ما از وقتی که بدنیا اومدیم:

وقتی شیرخوار بودیم با مادر ارتباط برقرار می کردیم.

وقتی کودک شدیم با پدر و مادر و برادر و خواهرو اعضای خانواده ارتباط بیشتری گرفتیم.

وقتی نوجوان شدیم با بچه های همسایه دوست و همبازی شدیم و بازهم ارتباطات بیشتر و بیشتر.

وقتی جوان، میانسال و سالمند شدیم بازهم با دیگران ارتباطات و تماس های بیشتری برقرار کردیم.

پس هرگز نمی توانیم اجتماعی بودن خودمون رو پنهان کنیم.

ما همیشه با خانواده، دوستان، آشنایان، اقوام و فامیل، همکاران، مدیران، پرسنل و… در ارتباط هستیم.

بعضی وقتا ارتباط و تماس ما نزدیک و مستقیم است و بعضی وقتا دور و غیرمستقیم.

رنجش و ناراحتی هم از ارتباط و تماس بوجود میاد و اگه کسی نعوذ بالله میتونه مثل خداوند بزرگ باشه پس میتونه رنجش و ناراحتی هم نداشته باشه!

یه نکته مهم اینه که هر چقدر ارتباطات و تماس های ما با دیگران دور و غیرمستقیم باشه درصد رنجش ها و ناراحتی های ما خیلی خیلی کمتر میشه ولی به صفر نمیرسه.

ما هر چقدر ارتباط و تماس بیشتر و نزدیکتر با دیگران داشته باشیم درصد رنجش ها و ناراحتی های ما هم خیلی خیلی بیشتر میشه و بیشترین رنجش ما مربوط به خانواده است.

اگر بتونیم با دیگران ارتباط و تماس نداشته باشیم

پس میتونیم رنجش و ناراحتی هم نداشته باشیم!

پس جواب این سوال که چطور از دست دیگران ناراحت نشویم رو تا حدودی گرفتید.

پس رنجش و ناراحتی طبیعیه و وجود داره ولی ما باید یاد بگیریم چطور از دست دیگران ناراحت نشویم یعنی چطور رنجش های زندگیمون رو حل کنیم.

رنجش ها زباله های زندگی اند و هر شب باید اونا بریزیم داخل پلاستیک

و دَرِش رو گره بزنیم و بذاریم بیرون از خونمون.

خُب حالا چطور از دست دیگران ناراحت نشویم

برای اینکه یاد بگیریم چطور از دست دیگران ناراحت نشویم با هم چندین مورد را بررسی میکنیم و با انجام تمریناتی که به شما خواهم گفت به حال خوب خواهید رسید.

۱) از خودتون سوال بپرسید

یعنی چی؟

سوال به ذهن قلاب میشه!

یکی از شیوه های مهم یادگیری اینه که قبل از شروع یادگیری از خودت چندین سوال بپرسی!

چون با سوال پرسیدن ذهن درگیر پیدا کردن جواب به سوال تان میشه و درصد یادگیری فوق العاده زیاد میشه. یعنی سوال به ذهن قلاب میشه!

مثال میزنم: الان به هر چیزی که دوست دارید فکرکنید

مثلاً سیب قرمز یا یک فیل بزرگ یا…

خُب حالا میشه بگید الان چه لباسی پوشیدید و اون چه رنگیه؟!

خُب آیا بازَم به موضوع اول فکر میکنید؟ به احتمال زیاد جوابتون نَه است. چرا؟؟؟

چون من از شما سوال کردم و ذهن شما به سوال من قلاب شد و دیگه درگیر موضوع اول که فکر می کردید نبود و دنبال پیدا کردن جواب سوال بود!

پس خیلی راحت می توانید با پرسیدن سوال

ذهن خودتون رو از روی یک موضوع به موضوع دیگه سوئیچ (جابجا) کنید.

چه نوع سوالاتی بپرسم؟!

خیلی مهمه که چه نوع سوالاتی رو از خودمون بپرسیم؟

پیشنهاد می کنم کتاب سوالاتت را تغییربده تا زندگی ات تغییر کند نوشته دکتر ماریل آدامز رو حتماً تهیه کنید و بخونید.

در این کتاب با دو نوع تفکر یادگیرنده و تفکر قضاوت کننده آشنا می شویم که بهمون کمک میکنه چه نوع سوالاتی رو از خودمون بپرسیم تا چطور از دست دیگران ناراحت نشویم

مثلاً هر وقت حالمون بد شد، دو نوع سوال میتونیم از خودمون بپرسیم:

مدل اول:

چرا حالم بده؟

چیکار میتونم بکنم تا حالم بهتر بشه؟

چیکار میتونم بکنم تا زندگیم بهتر بشه؟

چیکار میتونم بکنم تا دنیا جای قشنگتری برای زندگی کردن بشه؟

چطوری میتونم شاد بشم؟

چطوری میتونم دیگران رو خوشحال بکنم؟

مدل دوم:

چرا حالم بده؟

چرا اینقدر بدشانسم؟

چرا من؟ چرا من بدبختم؟

چرا هرچی بلاست سَرِ من نازل میشه؟!

چطوری میتونم تلافی کنم؟

چیکار کنم چشم فلانی دربیاد؟!

در هر دو مدل با سوال پرسیدن ذهن از روی موضوع اول به موضوع دوم و پیدا کردن جواب سوئیچ میکنه و تلاش میکنه تا درخواست و سوال شما رو انجام بده.

پس باید سوالات خوب، دقیق تر، بهتر و با کیفیت تر بپرسیم.

۲) از دیگران سوال بپرسید

اگر می خواهید دیگران هم نتایج خوبی بگیرند و با شما همراه شوند از آن ها هم سوال بپرسید. چطوری؟

برای مثال اگه فرزندتان تکالیفش رو انجام نمیده، از او بپرسید، پسرم یا دخترم،

چیکار میتونی بکنی تا مشقاتو بهتر بنویسی؟

چطور میتونی درساتو بهتر بخونی و بیشتر یاد بگیری؟

یا از دیگران بپرسید چطور میشه دنیا رو جای قشنگ تری برای زندگی کردن ساخت؟

این نوع سوالات میتونه ذهن دیگران رو به سوال قلاب کنه و راهکارهای خوبی رو ارائه بدهند تا زندگی خودشون و دیگران رو تغییر بده.

تا اینجا تا حدودی یاد گرفتیم که چطور از دست دیگران ناراحت نشویم منتظر مطالب و محصولات بعدی درباره این موضوع بسیار مهم باشید.

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه

اینفوگرافیک حمله به ترس و نگرانی

اینفوگرافیک حمله به ترس و نگرانی

چند ساعت طول کشید تا اینفوگرافیک حمله به ترس و نگرانی را براتون آماده کردم.

امیدوارم خوشتان بیاد و از آن بهترین استفاده را ببرید.

در مقاله قبلی درخصوص ترس و نگرانی و غلبه بر آن مطالبی را گفتیم که می توانید آن را مطالعه کنید.

اینفوگرافیک حمله به ترس و نگرانی چیست؟

اینفوگرافیک اطلاعاتی به صورت گرافیکی به شما منتقل می کند.

با عمل کردن به این ۵ مرحله می توانید با ترس ها و نگرانی های خود روبرو شوید و بر آن ها غلبه کنید.

اینفوگرافیک حمله به ترس و نگرانی

از تو بی نهایت ممنونم که وقت ارزشمندت را در اختیار من قرار دادی.

یادت باشه نظرات تو برای من خیلی ارزشمنده و تک تک پیام هات رو میخونم.

لطفاً نظرات خودت رو در انتهای همین صفحه برای من ارسال کن. منتظرت هستم.

و اگر این مطلب را دوست داشتی و لذت بردی حتماً با دوستانت هم به اشتراک بگذار.

 

آیا هنوز رژیم فکری ۱۰ روزه را دریافت نکرده ای؟

همین الان می توانی رژیم فکری ۱۰ روزه به ارزش ۵۰۰٫۰۰۰ تومان را کاملا رایگان دریافت کنی

رژیم فکری ده روزه